حوزه مطالعاتی سیاست علم، فناوری و نوآوری همانند سایر حوزههای علوم اجتماعی همواره تحت تأثیر بنیانهای فکری و فلسفی است و در سیر تحولات خود و در تلاش برای معرفی خود به عنوان یک علم از حوزههای مختلفی از جمله فلسفه بهره گرفته است. از یک سو در حوزه سیاست نوآوری، سیر تحولات نسلهای سیاست نوآوری از اهداف اقتصادی و فنی صرف به سمت اهداف اجتماعی و فرهنگی و از سوی دیگر در حوزه فلسفه برجسته شدن فلسفههای مضاف در حوزه علم و فناوری و مسائل کاربردی و نیز پیوند با حوزه مطالعات علم و فناوری، ضرورت همکاری بین این دو حوزه را ضروری میکند. این پژوهش با هدف تبیین پلهای ارتباطی و مسیرهای همکاری فلسفه و فلسفه علم و فناوری با سیاست علم، فناوری و نوآوری انجام شده است. برای جستوجو و گردآوری دادهها از روش مرور نظاممند و سپس به منظور تحلیل یافتهها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که سه مسیر ارتباطی از فلسفه به سیاست نوآوری وجود دارد: 1)تبیین مکتب فلسفی پشتیبان نسلهای سیاست نوآوری، 2) نقد، ارزیابی و اعتبارسنجی سیاست نوآوری با استفاده از مفاهیم و ابزارهای فلسفی و 3) دلالتپژوهی سیاست نوآوری از مقولات و مسائل فلسفه علم و فناوری. به نظر میرسد فلسفه علم و فناوری برای نقش آفرینی بیشتر در حوزه سیاست نوآوری دو مسیر پیش رو دارد: یکی مسیر مستقل و دیگری ادغام در مطالعات علم و فناوری.