بخش انرژی بهدلیل دارا بودن شبکۀ خطوط انتقال و توزیع در برق،گاز و نفت، یکی از مهمترین صنایع شبکهای به شمار میآید. از آنجایی که ویژگی شبکه منجر به انحصار طبیعی میشود، لذا در بیشتر کشورها این صنایع بهصورت انحصاری توسط دولت مدیریت میشدند. بعد از 1980، تغییری بنیادین در مدیریت این صنایع مبنی بر اینکه آنها بهصورت کامل، انحصاری نیستند و از اجزای متفاوتی تشکیل شدهاند، به وجود آمد و همین زمینۀ تغییر ساختار حکمرانی آنها را با محوریت نهادهای تنظیمگر در تفکیک امور سیاستگذاری از تصدیگری، بهمنظور بهبود نظام حکمرانی فراهم کرد.
این مقاله از طریق روش تحلیلیـتوصیفی به استخراج چارچوبی نظری در راستای جایگاه نهادهای تنظیمگر در ساختار حکمرانی انرژی و نیز بررسی مطالعۀ تجربی کشور چین پرداخته است. همچنین بخش دیگری از مقاله، از طریق روش مطالعۀ موردی به تجزیه و تحلیل ساختار حکمرانی انرژی ایران با محوریت نهادهای تنظیمگر اختصاص یافته است. نتایج این مقاله نشان میدهد که وجود نگاه تدریجی در کشور چین، توانسته مسیر تفکیک وظایف سیاستگذاری، تنظیمگری و تصدیگری از یکدیگر را هموارتر سازد و چنین تفکیکی طی یک دورۀ بلندمدت رخ داده است و همین امر منجر به بهبود نظام حکمرانی در حوزۀ انرژی این کشور شده است. به نظر میرسد بهکارگیری چنین رویکردی در بخش انرژی ایران با ایجاد نهاد تنظیمگریِ مشاورهای، ضرورتی اجتنابناپذیر به شمار میآید.