حکمرانی دادهمحور قائل به اسنفاده از دادهها در خطمشیگذاری برای هدایت اثربخش امور جامعه است. خطمشیپژوهی روشی است که بر استفاده از دادههای واقعی و تحلیل چندجانبه در مراحل گوناگون خطمشیگذاری تأکید دارد و تحقق موفق آن، مستلزم عملکرد مؤثر تمام ارکان نظام خطمشیپژوهی است. هدف این پژوهش شناسایی ارکان اصلی نظام خطمشی-پژوهی به منظور افزایش امکانپذیری تحقق اجرای اثربخش آن است. بدین منظور ضمن استفاده از اسناد کتابخانهای، به مصاحبه نیمهساختاریافته با 16 خبره دانشگاهی و اجرایی پرداخته شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون، ارکان اصلی نظام خطمشیپژوهی شناسایی شدند. مطابق با یافتههای پژوهش، ارکان اصلی نظام خطمشیپژوهشی عبارت از دروندادها، فرایند، بروندادها، بازخورد و بازیگران است. دروندادها یعنی نیروی انسانی، منابع مالی، مسئله و خطمشی مشخص و کارفرما اگر به موقع وارد نظام نشوند، نظام خطمشیپژوهی شکل نمیگیرد. فرایند نظام خطمشیپژوهی به انواع ارزیابی انجام شده توسط مراکز خطمشیپژوهی یعنی ارزیابی پیشین، حین اجرا و پس از اجرا اشاره دارد. برونداد نظام خطمشیپژوهی میتواند خط-مشی پیشنهادی حاصل از ارزیابی پیشین، پیشنهاداتی برای رفع موانع اجرا، تصمیم برای ادامه یا اصلاح خطمشی اجرا شده و همچنین درسآموزی باشد. بازخوردهای این نظام نیز به اصلاحاتی در روشهای ارزیابی، دادهها و شاخصهای گردآوری شده و منابع انسانی مورد نیاز اشاره دارد که به درونداد یا فرایند وارد میشود. سه بازیگر حامی، مجری و متولی به عنوان قوامبخش و محرک این نظام نیز در مراحل گوناگون نظام معرفی شدهاند. توجه به درنظر گرفتن ارکان، مؤلفهها و بازیگران میتواند منجر به نقشآفرینی بهتر نظام خطمشیپژوهی و تحقق حکمرانی دادهمحور شود.