هدف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر سیاستهای اشتغال منعطف بر مشارکت اقتصادی زنان با تمرکز بر تجربه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ارائه راهکارهای بومی برای ایران است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که اجرای نظاممند سیاستهای اشتغال منعطف شامل انعطاف زمانی، مکانی، قراردادی و الگوهای ترکیبی، همراه با حمایتهای مراقبتی و مرخصیهای والدینی، نقش تعیینکنندهای در افزایش نرخ اشتغال زنان در اتحادیه اروپا داشته است. با وجود این موفقیتها، چالشهای مهمی مانند تثبیت اشتغال پارهوقت برای زنان، تشدید بار کاری مضاعف و دسترسی نابرابر به مزایای انعطافپذیری بر اساس موقعیت شغلی و طبقاتی همچنان پابرجاست. در بستر ایران، با توجه به تداوم نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان و وجود موانع ساختاری، فرهنگی و قانونی، الگوبرداری آگاهانه از تجارب اروپا ضروری به نظر میرسد. بر این اساس، تدوین یک نظام ملی منسجم برای سیاستهای دوستدار خانواده شامل مواردی چون بازنگری در قوانین کار و تأمین اجتماعی، سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای مراقبت از کودکان و سالمندان، گسترش چارچوبهای قانونی برای دورکاری و کار ترکیبی، و ترویج فرهنگ سازمانی مبتنی بر برابری جنسیتی بهعنوان پیشنهادهای سیاستی کلیدی ارائه میشوند. موفقیت این سیاستها در گرو اجرای هماهنگ، پایش مستمر پیامدها و ایجاد تغییرات فرهنگی عمیق در سطوح مختلف جامعه است.