فضای مجازی و هویت جهانی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

پژوهش حاضر تحت عنوان "فضای مجازی (فیس‌بوک)، هویت جهانی" به مطالعه‌ی هویت جهانی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شرق، که در سال تحصیلی 91 -90 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده اند، پرداخته است. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر میزان حضور در فیس‌بوک و نوع استفاده از آن در هویت جهانی می‌باشد. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش است و تکنیک جمع‌آوری داده‌ها نیز پرسش‌نامه می‌باشد. پرسش‌نامه‌ها بین 250 نفر از دانشجویانی که به صورت کاملاً تصادفی به عنوان نمونه از سه دانشکده فنی‌مهندسی، علوم انسانی و علوم پایه انتخاب شدند، توزیع گردید. چارچوب نظری تحقیق ملهم از نظریات «استوارت هال»، «جنکینز»، «گیدنز»، «برگر» و «کاستلز» می‌باشد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که وجود رابطه‌ میان هویت جهانی با میزان استفاده از فیس‌بوک مورد تأیید است. همچنین نتایج نشان داد که هویت جهانی به تناسب نوع استفاده کاربران از فیس‌بوک متفاوت است.

کلیدواژه‌ها


فضای مجازی و هویت جهانی

(مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی)

 

دکتر حبیب صبوری خسروشاهی، نسرین آذرگون

 

 

چکیده

پژوهش حاضر تحت عنوان "فضای مجازی (فیس­بوک)، هویت جهانی" به مطالعه­ی هویت جهانی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شرق، که در سال تحصیلی 91 -90 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده اند، پرداخته است. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر میزان حضور در فیس­بوک و نوع استفاده از آن در هویت جهانی می­باشد. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش است و تکنیک جمع­آوری داده­ها نیز پرسش­نامه می­باشد. پرسش­نامه­ها بین 250 نفر از دانشجویانی که به صورت کاملاً تصادفی به عنوان نمونه از سه دانشکده فنی­مهندسی، علوم انسانی و علوم پایه انتخاب شدند، توزیع گردید. چارچوب نظری تحقیق ملهم از نظریات «استوارت هال»، «جنکینز»، «گیدنز»، «برگر» و «کاستلز» می­باشد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که وجود رابطه­ میان هویت جهانی با میزان استفاده از فیس­بوک مورد تأیید است. همچنین نتایج نشان داد که هویت جهانی به تناسب نوع استفاده کاربران از فیس­بوک متفاوت است.

کلیدواژه­ها: فضای مجازی، فیس­بوک، هویت جهانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه و طرح مسئله

هویت، سرچشمه­ی­ معنا و تجربه برای مردم است. شناسایی و تعریف خویشتن که همواره نوعی برساختن محسوب می‌شود، هرگز به‏ تمامی از چگونگی شناخته‏­شدن توسط دیگران جدا نیست. فرآیند معنا‌سازی و هویت‌­یابی، بر‏اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه­ی به‏ هم ‏‏پیوسته‌ای از ویژگی‌های فرهنگی صورت می‌گیرد. از دید جامعه شناسان هویت‌­یابی، فرآیندی است که مدام در معرض بازسازی است و عوامل این بازسازی به لحاظ اجتماعی، تاریخی و فرهنگی متفاوت­اند (رفعت جاه، 1383: 3). در گذشته هویت افراد در تعاملات حضوری افراد و به صورت چهره به چهره شکل می­گرفت اما امروزه با ظهور فناوری و رسانه­های جدید، تعاملات به صورت مجازی درآمده است که دیگر ارتباطات چهره به چهره، تعیین کننده­ی هویت افراد نیست. بلکه این تعامل از کانال فضاهای مجازی ایجاد شده وبه فرد این امکان را می­دهد که با افرادی فراتر از مکانی که در آن حضور دارد ارتباط برقرار کند.

عامل بنیادین در شکل­گیری هویت­های اجتماعی، تعاملات انسانی است. در واقع فرد هنگامی که به تعامل با فردی دیگر می­پردازد؛ هویت خویشتن را به عنوان یک عضو جامعه پیدا می­کند. هویت در بستر تعاملات اجتماعی تعریف می­شود. ظهور فناوری­های نوین ارتباطی، دگرگونی بنیادینی را در تعاملات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. «کاستلز»[1] معتقد است از آنجا که انتقال و جریان فرهنگ از طریق ارتباطات صورت می­گیرد، حوزه­ی فرهنگ که نظام­هایی از عقاید و رفتا­رها را شامل می­شود، با ظهور فناوری جدید دستخوش دگرگونی­های بنیادین می­گردد (کاستلز، 1385). ورود فناوری­های ارتباطی، دگرگونی بنیادینی را در ساختار مناسبات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. پیامد این امر شکل­گیری نوع جدیدی از تعاملات انسانی است که ضمن تمایز از الگوهای ارتباطی مرسوم در رسانه­های ارتباط جمعی، عملاً فرصت­های نوینی را در جهت تجلی خود و هویت، به وجود آورده است. در همین ارتباط "بل"[2] معتقد است جهان مجازی و امکان برقراری ارتباطات همزمان و بی­شمار، منشأ ظهور فرهنگ­های آنی و به دنبال آن ظهور هویت­های خلق الساعه شده است که در دوره­ی محدودی شکل می­گیرد و با ظهور هویت­های جدید به سرعت از بین می­روند.

فیس­بوک به عنوان یک شبکه­ی اجتماعی مجازی، هم آگاهی­دهنده است و هم واسطه. فیس­بوک به    مثابه­ی یک امکان ارتباطی و یک شبکه­ی اجتماعی نوظهور، جذاب و فراگیر به سرعت جای خود را در عرصه­ی تعاملات اجتماعی باز کرده است و زمینه­ی بروز تغییر و تحولاتی اساسی در هویت اجتماعی کاربران خود را از طریق آگاهی دادن به افراد و همچنین فراهم نمودن فضایی تعاملی برای کاربران، به وجود آورده  است. محوریت یافتن ارتباطات، از متن خارج شدن مکان­ها و تجارب روزمره­ی افراد، رواج شکل­های ارتباطی غیروابسته به زمان و مکان و انجام همزمان چند نقش، سبب تغییر هویت افراد می­شود. تحول یا به تعبیری بحران فرهنگی که به اعتقاد «مک لوهان» ناشی از عدم تجانس یا تأخر فرهنگی جامعه نسبت به این فناوری­ها است، به همراه دگرگونی­های اجتماعی بروز و ظهور پیدا کند. توجه به این امر زمانی ضروری­تر به نظر می­رسد که نگاهی به روند رو به رشد عضویت در این شبکه­ی اجتماعی مجازی انداخته شود. بر طبق جدیدترین آمار به دست آمده از ویکی­پدیا تعداد کاربران فیس­بوک در 24 آوریل 2012 حدود 900 میلیون کاربر در جهان گزارش شده است (http://fa.wikipedia.org).

در زمینه­ی هویت و شبکه­های اجتماعی مجازی تحقیقات متعددی صورت گرفته است.  یافته­های قبلی نشان داد که هویت در فضای مجازی دستخوش تغییر و تحول می­شود ( رن[3] و دیگران 2007، پاپاکاریسی[4] 2009، بری ولمن[5] 1998، شالچی 1384، عیاری 1384). همچنین دستیابی به جامعه­ی آنلاین، منجر به اجتماعی­شدن بیشتر و سطوح بالاتری از جامعه­پذیری می­شود. مطالعات «بری ولمن» و همکارانش (1998)، «کلایر» (2009) و نیز پژوهش «لی» و دیگران  (2010) در خصوص اثرگذاری رسانه بر شکل­گیری هویت نشان داد که تأثیرات رسانه در رفتار و ایدئولوژی انعکاس داده می­شود که این به نوبه­ی خود هویت اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می­دهد. همچنین در این پژوهش هویت به عنوان یک فرآیند پویا در نظر گرفته می­شود که تحت تأثیر رسانه­ها شکل خاصی به خود می­گیرد (کلایر، 2009).

برخی مطالعات نیز اثرگذاری فضای مجازی بر هویت را ناچیز می­شمارند. «خلیلی» (1384) در بررسی خود تحت عنوان تأثیر محیط مجازی وبلاگ در ابراز هویت به این نتیجه رسید که تعدد شخصیت در وبلاگ­ها وجود ندارد. همچنین نتایج تحقیق «بهزاد دوران» (1381)، رابطه­ی معناداری میان تجربه فضای مجازی و هیچ کدام از سه سطح هویت اجتماعی (خانوادگی، همسالان و ملّی) پاسخگویان را نشان نداده است.

برخی از تحقیقات نیز عواملی خارج از این شبکه­ها را مورد بررسی قرار دادند تا به نوعی اثرات متغیرهای پیشین را در اثرگذاری این شبکه­های مجازی اجتماعی بر کاربرانشان مورد بررسی قرار دهند. نتایج تحقیق «میشل جی هارت» (2011) در این راستا قرار می­گیرد. نتایجی که نشان داد: دوران مختلف تحصیل بر روی استفاده یا لذت­ بردن محصلان از سایت­های شبکه­های اجتماعی تأثیر دارد و هر چه آن­ها مراحل بالاتری را سپری می­کنند رفتار و نگرششان نسبت به استفاده از این شبکه­های اجتماعی آنلاین کاربردی­تر می شود (Michael, j. hart, 2011).

«لیم و چو»[6] (2010) بیان می­کنند که دانشجویان از جمله بیشترین استفاده­کنندگان از شبکه­های اجتماعی می­باشند. در این راستا بحث هویت در میان قشر دانشجو به مثابه­­ی نقطه­ی کانونی مسئله­ی هویت، از اهمیت شایانی برخوردار است. دانشجویان بخاطر گستره­ی شبکه­ی روابط و تماس به نسبت وسیع­شان با وسایل ارتباط جمعی و افراد دارای هویت­های مختلف، بیشتر با مسائل و تنش­های ناشی از هویت سنتی و مدرن و    چالش­های ناشی از جامعه­ی اطلاعاتی درگیر هستند. بنابراین دانشجویان در مرکز فرآیند تمایز و تشابه هویتی قرار دارند. علاوه بر جوان‌بودن، از یک سو فضای دانشگاه و سایر متعلقات آن که عمدتاً موافق تغییر و تحول ویژگی­های هویتی است، دانشجویان را با ویژگی­های هویتی جدیدی آشنا می­کند و از سوی دیگر بدنه­ی فرهنگی جامعه­ی بزرگتر معمولاً انتظار اینهمانی با فرهنگ سنتی و عناصر هویتی موجود را از آن­ها می‌طلبد. این وضعیت نامتعادل نه تنها منازعاتی هویتی می‌آفریند، بلکه در بیشتر اوقات به هویت­هایی ترکیبی و دورگه منتهی می‌شود که با هویت مورد انتظار جامعه و حتی خود نظام آموزش عالی نیز متفاوت است. به عبارتی بهتر، جوان بودن دانشجویان به اضافه چندگانه ­شدن زیست‌­جهان‌های آن­ها (به قول برگر)، تأثیرات رسانه‌ای مدرنیته (به گفته­ی گیدنز) و از دست رفتن ایمان به قطعیت و جاودانگی امور (به قول نظریه‌های گفتمانی یا پست‌مدرنیستی) موجبات ترکیب­های خاص هویتی دانشجویان را فراهم می‌آورد. در این موقعیتِ هویتیِ پیوندی، عناصر مختلفی از گفتمان­های مختلف سنت (مانند مذهب) و مدرنیته (مانند ملّی‌گرایی) دیده می‌شود که موجب تفاوت هویتی قابل توجه بدنه­ی دانشجویی با بدنه­ی اصلی جامعه می­شود. با توجه به آنچه ذکر آن رفت پژوهش حاضر به بررسی و مطالعه­ی "تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی (فیس­بوک) بر هویت جهانی" می­پردازد. بنابراین ما در این بررسی به دنبال پاسخ دادن به این سؤالات    می­باشیم: 

  1. شبکه­های اجتماعی (مانند فیس بوک) چه تأثیراتی بر هویت جهانی افراد دارند؟
  2. هویت جهانی کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک به چه میزان است؟

 

 

هدف تحقیق

هدف این تحقیق بررسی تأثیر شبکه­های اجتماعی مجازی (مانند فیس­بوک­) بر هویت جهانی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شرق می­باشد.

هویت

واژه­ی هویت[7] از لحاظ لغوی از واژه­ی (Identitat) مشتق شده است و به دو معنای ظاهراً متناقض به کار می‌رود: الف) همسانی و یکنواختی مطلق ب) تمایزی که در برگیرنده­ی ثبات یا تداوم در طول زمان است. اگر چه این دو معنا متناقض و متضاد به نظر می‌آیند اما در اصل به دو جنبه اصلی و مکمل هویت معطوف می‌شوند (گل محمدی، 14:1380). اگر بخواهیم هویت را در دو مقوله­ی فردی و اجتماعی تعریف کنیم، می‌بایست هم به نظریه‌های روانشناختی و هم نظریه‌های جامعه شناسی توجه نماییم. بر این اساس بیشتر روانشناسان و نظریه پردازان شخصیت، هویت را در درجه­ی نخست، امری فردی و شخصی می‌دانند و معتقدند که معنا و جنبه­ی اصلی هویت، به ویژگی‌های شخصیتی و احساسی فرد معطوف می‌گردد. البته اکثر این نظریه­پردازان، هویت اجتماعی را انکار نمی‌کنند و در نتیجه، این دو نوع هویت را متمایز و مستقل از یکدیگر قلمداد می­نمایند (همان). بنابراین از دیدگاه روانشناسی، هویت عبارتست از «احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی» (Jacobson, 1996: 9). جامعه شناسان با تأکید بر دیالکتیک میان فرد و جامعه معتقدند که هویت در نگرش‌ها و احساسات افراد نمود می‌یابد، ولی بستر شکل­گیری آن زندگی جمعی است. هویت اجتماعی نمود یافته در شخصیت، جدا از دنیای اجتماعی سایر افراد معنایی ندارد. افراد، بی‌همتا و متغیر هستند، اما شخصیت‌شان کاملاً به صورت اجتماعی، به واسطه­ی مراحل مختلف اجتماعی شدن و درکنش اجتماعی، ساخته می‌شود (جنکینز، 1381: 20).

هویت جهانی[8]

فرآیند هویت­یابی در دوران مدرن تغییر شکل داده است. درگذشته، مکان نقش کلیدی درخلق هویت اجتماعی افراد داشت، چرا که افراد کمتر با دنیای خارج ارتباط داشتند و ارتباط رودررو با اطراف ایشان در یک محیط ثابت و نیز سنت­های بومی- محلی، بخش اعظم هویت آن­ها را شکل می­داد. به دنبال مدرنیته و بسط فناوری­های نوین اطلاعاتی و ارتباطی مانند اینترنت، نقش مکان در شکل­­دهی به هویت بسیار کمرنگ شد؛ چرا که رسانه­ها و    فناوری­های ارتباطی قادرند فرد را از مکان خودش جدا کنند و به جهان پیوند بزنند. در نتیجه افراد با منابع     هویت­یابی بی­شماری روبرو هستند و هویت­یابی شکل غیرمحلی و جهانی پیدا می­کند (نوابخش1390: 2).

برای دقت بیشتر درباره­ی مفهوم هویت جهانی، باید تأکید کرد که مقوله­ی هویت در زمره­ی پدیده­هایی است که در پرتو جهانی شدن در یک شبکه­ی ارتباطی قرار می­گیرد. در واقع هویت، از پدیده­های دوردست اثر می­پذیرد، بر آن اثر می­گذارد و در اثر این فعل و انفعالات، تصور ما را از خویشتن دچار دگرگونی می­نماید و ما به شناخت­ دیگری از وجود خویشتن نائل می­شویم (قریشی به نقل از حاجیانی، 1388: 469). به عبارتی چون در عصر جهانی­شدن ارتباطات میان آدمیان وسعت می­یابد، تصور انسان از خودش در حد اعلا متحول می­شود. در      جهانی­شدن، «بازار جهانی منابع هویت­ساز» به وجود می­آید و ایجاد فضای رقابتی، تولید هویت­های جدید را از سطح محلی به سطحی جهانی ارتقا می­دهد.

در هر حال می­توان گفت شکل­گیری هویت جهانی به معنی نوعی خودفهمی انسان درچارچوب جهانی است و به معنای شکل­گیری احساس تعلق فرد به نظام جهانی و تعهد وی به جامعه­ی جهانی می­باشد که در نتیجه آن، فرد خود را به عنوان عضوی از جامعه­ی جهانی تعریف و تصور می نماید. به عبارت دقیق­تر، می­توان گفت هویت جهانی به معنی اعتقاد به اهمیت فرهنگ و اجتماع واحد جهانی و احساس تعلق فرد به آن است (حاجیانی، 1388 : 471).

 

مبانی نظری

نظریه­ی استوارت هال[9]

استوارت هال سه مرحله­ی تاریخی متفاوت برای سوژه (هویت) ارائه می‌کند: الف) سوژه­ی روشنگری ب) سوژه­ی جامعه‌شناختی و ج) سوژه­ی پست مدرن (هال و دیگران، 1384: 91).

سوژه­ی روشنگری: طبق نظریه­ی هال، سوژه­ی روشنگری بر مفهومی از انسان به عنوان فردی تمام و کمال و یکپارچه استوار بود که ظرفیت‌هایی مبنی بر تعقل، آگاهی و عمل داشت. «مرکز» سوژه­ی روشنگری شامل یک هسته­ی درونی بود که با تولد فرد برای اولین بار ظاهر و همراه آن شکوفا می‌شد؛ گو اینکه در سراسر زندگی فرد ذاتاً همان (همواره یا عیناً مانند خودش) باقی می‌ماند و مرکز ذاتیِ خود، هویتِ فرد بود (تاجیک، 1384: 93).

سوژه­ی جامعه‌شناختی: همان­طور که جوامع مدرن پیچیده‌تر شدند، اشکال اجتماعی‌تر و جمعی‌تری به دست آوردند و مفهوم اجتماعی‌تری از سوژه ظهور کرد که طبق آن فرد باید در درون صورت‌بندی‌ها و ساختارهای بزرگ حمایت‌کننده‌ی جامعه‌ی مدرن، مکان یافته‌تر دیده می‌شد.  بر طبق این رویکرد، هویت در «کنش متقابل» بین خود و جامعه شکل می‌گیرد. سوژه هنوز یک هسته و یا ماهیت درونی دارد که «من واقعی» است، اما من‌ واقعی در گفتگوهای مستمر با جهان‌های فرهنگی «بیرون» و هویت‌هایی که ارائه می‌دهد شکل می‌گیرد و تعدیل می‌یابد. (همان: 94)

سوژه­ی پست‌مدرن: مدل جامعه‌شناختیِ تعاملیِ مذکور با رابطه­ی پایدارش میان «درون» و «بیرون» دستاورد مهمی برای نیمه­ی اول قرن بیستم بود. با این همه، در همین دوره، تصویر آشفته‌کننده‌تر و آشفته شده‌ای از سوژه و هویت در جنبش‌های زیبایی‌شناختی و روشنفکری شروع به نمایان شدن می‌کرد. این بینش‌ها چیزهایی را که باید برای سوژه‌های دکارتی و جامعه‌شناختی در مدرنیته متأخر روی می‌داد، پیش‌بینی کردند. سوژه­ی پست­مدرن، هویتِ برجسته ذاتی و ثابت ندارد. هویت به یک «جشن مواج » تبدیل می‌شود که در ارتباط با شیوه‌هایی از نظام فرهنگی شکل می‌گیرد و متحول می‌گردد که ما را احاطه کرده‌اند و دائماً به وسیله­ی آن­ها بازنمایی می‌شویم و مورد خطاب قرار می‌گیریم (هال‏‏، 1987).

نظریه­ی پیتر برگر[10]

دو قلمرو اصلی جامعه‏شناسی معرفت عبارتند از «زیست‌جهان اجتماعی» و «ساخت اجتماعی واقعیت». زیست‌جهان اجتماعی از آگاهی کنشگران، یعنی شیوه‏ای که انسان­ها واقعیت اجتماعی را می‏سازند، سخن می‏گوید. این آگاهی روزمره رشته‏ای از معانی مشترک بین فرد ودیگران است و یک «زیست‏جهان اجتماعی» را می‏سازد. از منظر جامعه‏شناسی معرفت، هر نوع آگاهی تنها در موقعیتی خاص موجه و معنادار است. لذا دیالکتیک بین آگاهی و واقعیت (ذهن و عین) باعث ساخته‌شدن واقعیت اجتماعی می‏شود و توجه به بعد آگاهی (ذهن و درون فرایندهای نهادی) فهم واقعیت اجتماعی را مقدور می‏سازد. در این چارچوب، برگر و همکارانش با بررسی و تحلیل رابطه­ی بین مدرنیته و تغییرات چارچوب‏های شناختی و به تبع آن واقعیت‏های اجتماعی، به این نتیجه می‏رسند که تفاوت چشمگیر و عظیمی ما بین سنت (زیست‏جهان سنتی) و جهان مدرن (آن­ها اشاره‏ای به تفکیک مدرن و پست مدرن نمی‏کنند) وجود دارد. آن­ها معتقدند انسان به حکم انسان بودنش ناگزیر از زیستن در یک جهان، یعنی واقعیتی است که به زندگی معنا می‏بخشد و زیست‏جهان در صدد بیان همین ویژگی بنیادی هستی انسانی است. همچنین فهم زیست جهان برای تحلیل جامعه‏شناختی موقعیت‏های انضمامی بسیار مهم است (برگر و لاکمن ، 1375).

با توجه به چارچوب نظری برگر و همکارانش، مرکزیّت برنامه‏­ریزی زندگی فرد، در معنایی است که او به زندگی‏نامه­ی خویش ( و نیز معانی فراگیر جامعه ) نسبت می‏دهد که همگی به بروز پیامدهای بسیار مهم هویتی برای فرد در جامعه­ی مدرن دامن می‏زنند. منظور آن­ها از هویت، چیزی نیست که در روان‏شناسی علمی توصیف می‏شود بلکه بیشتر تجربه­ی واقعی فرد درباره­ی خود در یک موقعیت اجتماعی خاص منظور است. به سخن دیگر، منظور آن­ها از هویت، «طریقی است که در آن افراد به تعریف خود می‏پردازند. هویت به این معنا، بخشی از یک ساختار معین آگاهی است و از این رو تابع توصیفی پدیدارشناسانه (فارغ از هرگونه داوری معرفت‌شناختی یا روان‏شناسانه) است» (برگر و دیگران، 84:1381).

نظریه­ی آنتونی گیدنز[11]

نظریه­ی گیدنز نظریه‌ای جامعه‌شناسانه است که بر ظهور سازوکارهای نوین هویت شخصی متمرکز است که در عین حال هم زاییده­ی نهادهای امروزی هستند و هم به آن­ها شکل می‌دهند. از این جهت «خود» مفهومِ منفعلی نیست که صرفاً تحت تأثیرات بیرونی شکل گرفته باشد (گیدنز، 1378 : 16). او براساس رویکرد تلفیقی (ساختار و عامل) خود معتقد است که برای نخستین بار در تاریخ بشریت، «خود» و «جامعه» در محیطی جهانی با یکدیگر به تعامل می‏پردازند.

گیدنز با تأکید بر مسئله­ی شناسایی هویت و آگاهی به آن، معتقد است که «هویت شخصی، به عنوان پدیده‏ای منتظم، مستلزم روایت معینی است: روایت «خود» باید صریح و بی امّا و اگر باشد. برای ایجاد و استوار داشتن مفهوم جامعی از «خود»، ترتیب دادن یادداشت‏های منظم روزانه و تدوین زندگینامه­ی شخصی از توصیه‏های عمده است» (همان:113). در زندگی اجتماعی مدرن زندگی‌نامه هسته­ی اصلی هویت شخصی را تشکیل می‏دهد. چنین زندگینامه‏هایی، مانند دیگر متن‏های روایت‏گرانه، چیزی است که باید روی آن کار کرد و در تدوین و تنظیم آن­ها ابتکار و خلاقیت به خرج داد.

در زمینه­ی نقش ساختارهای اجتماعی، گیدنز بر آن است که انتخاب شیوه­ی زندگی و برنامه‏­ریزی زندگی دقیقاً «در» بطن زندگی روزمرّه، عامل‏های اجتماعی یا از عناصر تشکیل‏دهنده­ی آن زندگی نیستند بلکه مرتبط با موقعیت‏های نهادینی هستند که به افراد کمک می‏کنند تا به کنش‏های خود شکل دهند (همان).

همچنین می­توان گفت که گیدنز هویت را امری غیرقطعی و متغیر می‌داند. بنابراین «محتوای» هویت شخصی یا به عبارت دیگر، ویژگی‏هایی که زندگینامه­ی شخص از آن­ها ساخته می‏شود، مانند دیگر عرصه‏های وجودی، از نظر اجتماعی و فرهنگی متغیّر است (همان:85).

نظریه­ی جنکینز[12]

تعریف جنکینز از هویت، در حقیقت نقد تعاریف ذات‌گرایانه و ایستای هویت است. به عقیده­ی او هویت مجموعه‏ای از اطلاعات بنیادی نیست که صرفاً «وجود دارد»، بلکه باید به این امر توجه کرد که هویت چگونه «عمل می‏کند» یا «به کار گرفته می‏شود». همچنین باید به فرآیند و تأملی‌بودن آن و به ساختار اجتماعی هویت در تعامل و به عنوان یک نهاد توجه کافی مبذول داشت، زیرا فهم این فرآیندها برای درک این که هویت اجتماعی چه «هست» نقشی اساسی دارد. بنابراین هویت را صرفاً می‏توان همچون یک فرآیند («بودن» یا «شدن») فهمید ( جنکینز1381 :6 ).

جنکینر در زمره­ی نظریه‏پردازان برساختی هویت قرار می‏گیرد. از نظر او هویت اجتماعی، درک ما از این مطلب است که چه کسی هستیم و دیگران کیستند و از آن طرف، درک دیگران از خودشان و افراد دیگر ( از جمله خود ما) چیست. از این رو، هویت اجتماعی نیز همانند معنا ذاتی نیست و محصول توافق و عدم توافق است و می‏توان در باب آن نیز به چون و چرا پرداخت (همان:8).

در نظریه­ی جنکینز، زمان و مکان نیز به عنوان منابع ساخته شدن هویت در صحنه­ی اجتماع، اهمیت کانونی دارند، با این حال برداشت جنکینز از این دو عامل با فهم رایج اندکی متفاوت است: در مورد افراد، در وهله­ی اول، هویت در تن آن­ها جای دارد. هویت فردی همیشه تجسم یافته است، گرچه گاهی به طور مجازی یا تخیلی تجسم می‏یابد (برای مثال، در آثار داستانی یا اسطوره‏ها). به طور مشابه می‏توان هویت‏‏های اجتماعیِ جمعی را در چارچوب یک سرزمین یا منطقه جای داد؛ حتی اگر آن سرزمین جایی باشد که طبق اسطوره باید به آن بازگشت یا آن‏که یک ساختار سازمانی باشد که نمودار آن مطابق با یک الگوی جایگاهی است. از آن‏جا که تن‏ها همیشه در سرزمین‏ها سکنا می‏گزینند؛ فرد و جمع تا حدودی بر هم منطبق می‏شوند. علاوه بر این، در تجربه­ی شخص از خودش و دیگران،‏ زمان با مکان مرتبط است (کمپل به نقل از جنکینز: 44). مکان، خارج از چارچوب زمان معنا ندارد. در فرآیندهای شناسایی، زمان دارای اهمیت است، به دلیل آن که هویت، تداوم دارد ولو آن‏که فقط به طور منطقی، از طرف کسی ادعا شود یا این‏که به کسی انتساب یابد.

نظریه­ی مانوئل کاستلز

کاستلز هویت را فرآیند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه­ی به هم پیوسته‏ای از ویژگی­های فرهنگی می‌داند که بر منابع معنایی دیگر اولویت داده می‏شود. به نظر کاستلز «در جامعه­ی شبکه‏ای،‏ برای اکثر کنشگران اجتماعی معنا حول یک هویت بنیادی سازمان می‏یابد. این هویت اساسی در طول زمان و مکان قائم به ذات است. اگر چه این رهیافت به نحوه­ی فرمول‏بندی اریکسون از هویت شباهت دارد اما در این جا کانون توجه من عمدتاً معطوف به هویت جمعی خواهد بود تا به هویت فرد. هرچند که فردگرایی (که با هویت فردی تفاوت دارد) نیز می‏تواند شکلی از هویت جمعی باشد» (کاستلز، 1385: 3-22).

به نظر کاستلز تمام هویت­ها برساخته می‏شوند. اما مسئله­ی اصلی این است که چگونه،‏ از چه چیزی،‏ توسط چه کسی و به چه منظوری. برای برساختن هویت­ها از مواد و مصالحی مثل تاریخ، جغرافیا، زیست‏شناسی، نهادهای تولید و بازتولید، خاطره­ی جمعی، رؤیاهای شخصی،‏ دستگاه و جهاز قدرت، وحی و الهامات دینی استفاده می‏شود. اما افراد، گروه‏های اجتماعی و جوامع، تمامی این مواد خام را می‏پرورانند و معنای آن­ها را مطابق با الزامات اجتماعی و پروژه‏های فرهنگی که ریشه در ساخت اجتماعی و چارچوب زمانی- مکانی آن­ها دارد؛ از نو تنظیم می‏کنند. به نظر کاستلز اینکه چه کسی و به چه منظوری هویت جمعی  را برسازد تا حد زیادی تعیین‏‌کننده­ی محتوای نمادین هویت مورد نظر و معنای آن برای کسانی است که خود را با آن یکی می‏دانند یا بیرون از آن تصور می‏کنند ( همان:24).

این پرسش که انواع مختلف هویت­ها چگونه و به دست چه کسی ساخته می‏شوند وچه پیامدهایی دارند، نمی‏تواند به صورت کلی و انتزاعی مورد بحث قرار گیرد. چرا که امریست مربوط به متن و زمینه­ی اجتماعی. به نظر کاستلز «سیاستهای مربوط به هویت را باید در جایگاه تاریخی خود بررسی کرد» (همان) و این زمینه­ی خاص برای او شرط پیدایش جامعه­ی شبکه‏ای است.

بر اساس رویکرد بالا، کاستلز بین سه صورت و منشأ برساختن هویت، تمایز قائل می‏شود که هر کدام پیامدهای اجتماعی خاصی دارد:

  1. هویت مشروعیت بخش: این نوع هویت توسط نهادهای غالب جامعه ایجاد می‏شود تا سلطه­ی آن­ها را بر کنشگران اجتماعی گسترش دهد و عقلانی کند و با نظریه‏های ملی‏گرایی هم‏خوانی دارد و جامعه­ی مدنی ایجاد می‏کند که منابع سلطه­ی ساختاری را، البته گاهی به شیوه‏ای پر تعارض، عقلانی می‏سازد.
  2. هویت مقاومت: این هویت که شاید مهمترین شکل هویت‏سازی در جامعه­ی امروز است، به دست کنشگرانی ایجاد می‏شود که در اوضاع و احوال یا شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه، بی‏ارزش دانسته می‏شود و یا داغ ننگ بر آن زده می‏شود. به نظر کاستلز این نوع هویت‏سازی، منجر به ایجاد جماعت­ها و اجتماعات می‏شود. این هویت شکل­هایی از مقاومت جمعی را در برابر ظلم و ستم ایجاد می‏کند و معمولاً بر مبنای هویت­هایی (مثلاً ملی‏گرایی مبتنی بر قومیت) ساخته می‏شود که آشکارا به وسیله­ی تاریخ، جغرافیا یا زیست‏شناسی تعریف شده‏اند و تبدیل مرزهای مقاومت را به جنبه‏های اساسی و ذاتی آسان­تر می‏کنند (همان: 26). این دسته توسط نخبه‏ها و به عنوان دستگاهی برای عقلانی ساختن دیدگاه‏های آن­ها ساخته می‏شود. برنامه­ی این هویت، تلاش برای ساختن جامعه‏ای است که بدون تبعیض به تفاوت‏های فرهنگی احترام بگذارد (انیس، 1384: 5-104).
  3. هویت برنامه‏دار: هنگامی که کنشگران اجتماعی با استفاده از هرگونه مواد و مصالح فرهنگی قابل دسترس، هویت جدیدی می‏سازند که موقعیت آنان را در جامعه از نو تعریف می‏کند و به این ترتیب در پی تغییر شکل کل ساخت اجتماعی هستند، این نوع هویت تحقق می‏یابد. مصداق این هویت مثلاً وقتی است که فمینیسم از سنگرهای مقاومت و دفاع از هویت و حقوق زنان خارج می‏شود تا پدرسالاری را به چالش بخواند. طبعاً، هویت­هایی که در آغاز به منزله­ی هویت مقاومت شکل می‏گیرند، ممکن است مبلِّغ برنامه‏هایی شوند یا ممکن است در طول تاریخ در میان نهادهای جامعه به نهاد مسلط بدل شوند و بدین ترتیب به منظور عقلانی کردن سلطه­ی خود به هویت­های مشروعیت‏بخش تبدیل شوند. در واقع، تحول هویت­ها در طول این توالی نشان می‏دهد که از دیدگاه نظریه­ی اجتماعی، هیچ هویتی نمی‏تواند یک جوهر به شمار آورده شود و هیچ هویتی به خودی خود خارج از متن تاریخی خود، ارزش مترقی یا ارتجاعی ندارد (کاستلز:5-24).

هویت و فضای مجازی

رویکرد سه گانه

با توجه به پراکندگی، تعدد و تفاوت رویکردها به آثار و پیامدهای حضور در فضای مجازی و استفاده از اینترنت در تمامی ابعاد اجتماعی خصوصاً هویت، ارائه و طرح یک رویکرد نظری منسجم بسیار دشوار می­باشد. به علاوه بسیاری از نظریه­پردازان و جامعه­شناسان معاصر با توجه به نوظهور بودن این پدیده فقط به طور حاشیه­ای به این مسئله پرداخته و نگاهی بسیار مجمل به برخی از بخش­های آن نموده­اند. بنابراین برای تبیین و تشریح کامل سؤالات و اهداف مورد نظر در این تحقیق، ضمن دسته­بندی برخی نظریات مربوط به هویت و فضای مجازی که برای تشریح نتایج تحقیق لازم است، سعی داریم در قالب این سه رویکرد طراحی شده تحقیق را ادامه دهیم. بنابراین نظریات موجود در باب هویت و فضای مجازی را به سه دسته­ی کلی نظریه­های خوش­بینانه، نظریه­های بدبینانه و نظریه­های واقع­بینانه تقسیم نموده­ایم.

رویکرد خوش بینانه: در رویکرد خوش بینانه، با نگاهی مثبت به اثرگذاری شبکه­های اجتماعی بر هویت اجتماعی افراد نگریسته می­شود. شری ترکل[13] ازجمله نظریه­پردازانی است که با این رویکرد به هویت در شبکه اجتماعی مجازی می­نگرد. ترکل فضای مجازی را به علت ویژگی­های خاص آن از جمله: امکان گمنامی و حذف نشانه­های فیزیکی که به خود کاربر اجازه می­دهد به آسانی نقش­های متعدد و متفاوتی را در زمان­های مختلف و با تنظیمات مختلف مورد دلخواه و پسند خود، بازی کند به عنوان فضایی رهایی بخش یاد می­کند؛  چرا که به کاربر اجازه می­دهد که در آن واحد، خالق، بازیگر، کارگردان، تهیه­کننده و به طور کلی همه کاره­ی نمایش مطلوب خود باشد. نظریه­پرداز دیگر در قالب این رویکرد هوراد رینگولد است. از نظر وی شرکت در اجتماعات مجازی از سویی از فشارهای ناشی از وفق دادن خود با انتظارات گروهی و جمعی در دنیای واقعی کم می­کند و آزادی بیشتری را به فرد در جهت تحقق خود مطلوب و ایده­آل وی و تعامل با سایر مطلوبات خود وی به او می­بخشد و از سویی دیگر از فشارهای محیطی و جغرافیایی بر کاربر بسیار می کاهد.

رویکرد بدبینانه: در رویکرد بدبینانه با دیدی منفی به مسئله­ی هویت در فضای مجازی نگریسته می­شود. این نظریات عمدتاً به طور پراکنده و در انتقاد از نظریات و رویکردهای نسبتاً خوشبینانه برخی پسامدرن­ها شکل گرفته است. بر طبق این دیدگاه، دنیای مجازی  شاید محاسبه­ناپذیرتر از دنیای روزمره باشد اما در مجموع بر پایه­ی همان قواعد و قراردادهای اجتماعی دنیای واقعی، شکل گرفته است. همچنین این فضا توسط منابع قدرت اقتصادی و سیاسی واقعی کنترل و اداره می­شود. بنابراین همه چیز برنامه ریزی شده و از پیش مشخص است و توسط عده­ای برنامه­ریز ایجاد شده و تحت کنترل آنان است. پیروان این رویکرد معتقدند که خودهای شکل­گرفته در فضای مجازی بیشتر شکل برنامه­ها هستند تا هویت­ها. بر طبق این دیدگاه در فضای مجازی هر کاربر قادر است اطلاعات مختلفی را به آسانی پیرامون کاربر دیگر کسب کند. بنابراین می­توان گفت زندگی­ها امروزه در تار و پود فناوری دیجیتال به طور اجتناب ناپذیری برای سایرین قابل مشاهده و مرئی شده است و این مسئله ای است که زندگی شخصی افراد را با تهدید روبرو می­کند.

رویکرد واقع بینانه: در رویکرد واقع بینانه با دو رویکرد کاملاً متفاوت به هویت و فضای مجازی پرداخته می­شود: رویکرد نخست، رویکردی به نحوه­ی شکل­گیری و ارائه خود در فضای مجازی در چارچوب نظریه نمایشی[14] گافمن[15] و رویکرد دوم، رویکرد نوینی به خود در دنیای مدرن کنونی در پرتو ظهور و گسترش رسانه­های جدید و افزایش تعاملات رسانه­ای شده است.

 

چارچوب نظری

در این پژوهش به بررسی و مطالعه­ی هویت جهانی کاربران در فضای مجازی (فیس­بوک) خواهیم پرداخت. یکی از فرضیه­های اصلی که در مدل تحقیق نمایان است، تأثیر انگیزه استفاده از فیس­بوک بر هویت جهانی می­باشد. بدین معنا که هر چقدر انگیزه­ی استفاده از فیس­بوک متفاوت باشد به دلیل قرار­گیری کاربران در موقعیت­های متفاوت در این فضا هویت جهانی آنان نیز دستخوش تغییر و تحول می­شود. این فرضیه برگرفته از بطن آرای استوارت هال، جنکینز، گیدنز و برگر می­باشد.

هویت، در مفهوم جامعه‌شناختی خود، فاصله­ی میان «درون» و «بیرون» - میان حوزه­ی عمومی و حوزه­ی خصوصی - را پر می‌کند. این واقعیت که ما «خودمان» را به درون هویت‌های فرهنگی می‌افکنیم و در همان زمان معانی و ارزش‌هایشان را درونی می‌کنیم و آن­ها را «بخشی از خودمان» می‌کنیم، کمک می‌کند که احساسات ذهنی‌مان را با مکان‌های عینی که در جهان فرهنگی و اجتماعی اشغال نموده‌ایم، هماهنگ سازیم. بنابراین هویت، سوژه را به ساختار متصل می‌سازد. بنابراین می­توان گفت که انگیزه­های متفاوت از استفاده فیس­بوک، کاربران را در موقعیتی قرار می­دهد که این موقعیت زمینه را برای تغییر در هویت­شان به طور عام و هویت جهانی به طور خاص برقرار می­سازد.

فرضیه­ی مطرح دیگر در این پژوهش تأثیر میزان استفاده از فیس­بوک بر هویت جهانی کاربرانش می­باشد. بدین معنا که هرچقدر میزان استفاده از فیس­بوک بیشتر شود، هویت جهانی نیز بیشتر دچار تغییر می­شود. به نظر کاستلز در جامعه­ی شبکه‏ای،‏ برای اکثر کنشگران اجتماعی معنا حول یک هویت بنیادین سازمان می‏یابد. این هویت اساسی در طول زمان و مکان قائم به ذات است. کاستلز معتقد است که تمام هویت­ها برساخته می‏شوند. اما مسئله­ی اصلی این است که چگونه؟‏ از چه چیزی؟ و‏ توسط چه کسی؟ فرض ما که در راستای نظریه کاستلز قرار می­گیرد مربوط به میزان حضور در فضای مجازی می­باشد. در اینجا ما زمان را به عنوان عاملی که سبب برساخته شدن هویت جهانی کاربران می­شود در نظر گرفته­ایم. در نهایت ما فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی مجازی را به عنوان زیست جهانی در نظر می­گیریم که میزان حضور در این زیست جهان هویت جهانی کاربران خود را تحت تأثیر قرار می­دهد.

 

مدل تحقیق

 

 
   

 

 

 

 

 

 

فرضیه‏های تحقیق

1) به نظر می­رسد بین میزان حضور در فیس­بوک و هویت جهانی دانشجویان رابطه­ای وجود دارد.

2) به نظر می­رسد بین انگیزه­ی استفاده از فیس­بوک و هویت جهانی دانشجویان رابطه­ای وجود دارد.

 

روش­شناسی

این تحقیق به روش پیمایش اجتماعی[16] انجام گرفته است و واحد تحلیل و نیز سطح مشاهده فرد است. در سطح مشاهده[17] ابتدا منابع موجود در این زمینه به روش اسنادی و بررسی ادبیات موضوعی جمع­آوری شده و سپس چارچوب نظری تهیه گردیده است. هم چنین، متغیرها و شاخص­های مسئله بر اساس چارچوب نظری تعیین و اطلاعات مورد نیاز به وسیله­ی پرسش­نامه تکمیل شده است. نحوه­ی سنجش و آزمون هر یک از متغیرهای تحقیق با استفاده از سؤالات بسته، طیف­های مجموع نمرات و مقیاس لیکرت بوده و با توجه به سطوح سنجش هر یک از آزمون­های آماری مرتبط به کار گرفته شده است. پس از تهیه­ی پرسش­نامه­ی مقدماتی و پیش آزمون آن، پرسش­نامه­ی نهایی تدوین شد.

جامعه­ی آماری این تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شرق می­باشد که در سال تحصیلی 91 -90 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده­اند و تعداد آنان 10500 نفر است. برای تعیین حجم نمونه نیز در قالب فرمول زیر 260 نفر انتخاب شدند که با توجه به اینکه تعدادی از پرسش­نامه ها براساس ضوابط تکمیل نشده بود از نمونه­ی کل حذف و نهایتاً تعداد نمونه به 250 نفر کاهش پیدا کرد.

 

(مقایسه شود با سرایی، 1372: 140).

 

فرآیند انتخاب نمونه جهت آزمون فرضیه­های این تحقیق از بین دانشکده­های فنی و مهندسی (50%)، علوم پایه (8/14%) و علوم انسانی(2/35%) دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق بوده است. در واقع تلاش شده است شیوه­ی نمونه­گیری این تحقیق به صورت کاملاً تصادفی انتخاب شود.

اعتبار[18] و روائی[19]

برای بررسی اعتبار، از اعتبار صوری استفاده شده است که با نظر و قضاوت داوران و متخصصان این رشته، مفاهیم اصلی تحقیق مورد ارزیابی داوران قرار گرفته است. به منظور بررسی روائی متغیرهای اصلی تحقیق از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. این ضریب نشان می­دهد که تمام ابعاد چهارگانه­ی هویت (بالای 70/0) از میزان قابل قبولی برخوردار است.

 

یافته­های تحقیق

ابتدا به توصیف جداول فراوانی مشخصات پاسخگویان می­پردازیم. در مرحله­ی بعد متغیرهای مستقل را توصیف و سپس متغیر وابسته (هویت جهانی) توصیف خواهد شد.

مختصات پیشینه­ای

از مجموع 250 پاسخگو، به لحاظ ترکیب جنسیتی، 50 درصد مرد و 50 درصد زن می­باشند. به لحاظ ترکیب سنی، 4/28 درصد در گروه سنی 20سال و کمتر، 2/49 درصد در گروه سنی 21 تا 25 سال و 4/22 درصد در گروه سنی 26 تا 30 سال می­باشند. به لحاظ ترکیب تحصیلی 8/32 درصد کاردانی، 6/51 درصد کارشناسی و 6/15 درصد کارشناسی ارشد هستند. به لحاظ ترکیب دانشکده 50 درصد فنی و مهندسی، 2/35 درصد علوم انسانی و 8/14 درصد علوم پایه هستند و همچنین به لحاظ قومیت والدین 6/55 درصد فارس، 0/20 درصد ترک، 0/10 درصد لر، 6/9 درصد کرد، 2/3 درصد مازندرانی و گیلکی و 6/1 درصد سایر موارد هستند.

در مجموع مدت آشنایی با اینترنت 2/29 درصد کمتر از 5 سال، 2/45 درصد 5 تا 9 سال و 6/23 درصد 10 سال به بالا می­باشد. به لحاظ نوع استفاده از اینترنت 2/69 درصد جستجوی اطلاعات آموزشی- علمی، 2/55 درصد دریافت اطلاعات خبری- هنری- اجتماعی- سیاسی و غیره، 4/50 درصد استفاده از پست الکتریکی، 4/42 درصد چت و گفتگوی آنلاین، 4/22 درصد بازی و سرگرمی و 4/10 درصد موارد دیگر می­باشد. به لحاظ میزان استفاده از اینترنت 6/27 درصد 1 تا 5 ساعت، 8/20 درصد 6 تا 10 ساعت، 8/10 درصد11 تا 15 ساعت، 8/8 درصد16 تا 20 ساعت و 0/32 درصد 20 ساعت و بیشتر از اینترنت استفاده می­کنند. میزان استفاده از   فیس­بوک در مقایسه با دوستان 2/19 درصد بسیار کم، 6/19 درصد کم، 8/36 درصد تا حدودی، 6/19 درصد زیاد، 4/4 درصد بسیار زیاد و 4/0 درصد بی­پاسخ می­باشد. نوع استفاده از فیس­بوک 56 درصد پیدا کردن دوستان قدیمی، 6/37 درصد تبادل اطلاعات با گروه­های مختلف، 6/35 درصد چت کردن (سرگرمی)، 8/34 درصد تماشای تصاویر، 32 درصد مطالعه اخبار، 2/31 درصد ارسال اطلاعات برای دیگران، 8/22 درصد  جستجو در اطلاعات علمی و 6/1 درصد سایر موارد می­باشد.

مختصات متغیر وابسته

میانگین هویت جهانی بر روی طیف 5 قسمتی لیکرت (1 تا 5) برای هر گویه نشان می­دهد نمره­ی میانگین

 هویت جهانی 4/3 می­باشد. که میانگین هر یک از گویه ها بصورت دقیق در جدول زیر نمایان است.  به عبارتی احساس هویت جهانی افراد در حد متوسط تا زیاد می باشد.

جدول توزیع فراوانی ( درصدی ) هویت جهانی پاسخگویان(n=250)

گویه ها

کاملاً موافقم

موافقم

بینابین

مخالفم

کاملاً مخالفم

بی پاسخ

میانگین

من دوست دارم با فرهنگ­های مختلف ارتباط برقرار کنم.

56

8/32

10

2/1

00/0

00/0

44/4

برای من ایرانی بودن چندان مهم نیست.

8/8

4/14

4/20

8/32

8/22

8/0

53/2

در فیس­بوک سعی می­کنم بیشتر از اصطلاحات انگلیسی استفاده کنم.

6/9

4/14

4/40

26

6/9

00/0

88/2

در تعاملاتم در فیس بوک به ارزش­های سایر فرهنگ­ها احترام می گذارم.

2/41

2/40

2/15

6/1

2/1

4/0

19/4

در فیس­بوک به تمام فرهنگ­هایی که با آن در تماس هستم، احساس تعلق می­کنم.

12

20

46

8/14

8/6

4/0

16/3

برای من فیس­بوک ترسیم کننده­ی یک جهان کل است (بنی آدم اعضای یک پیکرند....)

28

2/27

4/30

6/9

4

8/0

66/3

در فیس­بوک سعی می­کنم بیشتر با کاربران خارجی زبان ارتباط برقرار کنم.

4/10

4/12

40

4/28

8/8

00/0

87/2

علاقه­مند به پیگیری مسائل و اخبار جهانی از اینترنت هستم.

42

6/27

8/22

6/5

2

00/0

02/4

پذیرش فرهنگ کشورهای دیگر برای من آسان است.

4/14

6/25

4/34

20

6/5

00/0

23/3

من فیلم و موسیقی خارجی را بیشتر از ایرانی دنبال می­کنم.

4/18

18

34

6/19

6/9

4/0

16/3

مسائل و مشکلات ملت­های دیگر نظیر (زلزله، سیل و ....) برای من چندان اهمیت ندارد.

6

2/7

6/27

6/27

6/31

00/0

28/2

 

آزمون فرضیه ها

در اینجا هویت جهانی به عنوان متغیر وابسته با متغیر مستقل تحقیق یعنی میزان استفاده از فیس­بوک آزموده می شود.

  • ·        رابطه­ی میان میزان استفاده از فیس­بوک و هویت جهانی

متغیر مستقل

متغیر وابسته

استفاده از فیس بوک

همبستگی

معناداری

تعداد نمونه

هویت جهانی

195/0

002/0

243

 فرضیه­ی اول: "بین میزان استفاده از شبکه­ اجتماعی فیس­بوک و هویت جهانی رابطه وجود دارد." میزان همبستگی این دو متغیر 195/0 است. جهت رابطه­، مثبت و شدت آن ضعیف است و در سطح P= 0/002 معنادار است. این رابطه نشان می­دهد با افزایش میزان استفاده از فیس­بوک، هویت جهانی قوی­تر می­شود.

به منظور بررسی رابطه­ی میان نوع استفاده از فیس­بوک و هویت جهانی از آزمون تحلیل واریانس (متغیرهای مستقل کیفی و متغیر وابسته کمّی) استفاده گردید.

استفاده از فیس­بوک به منظور تبادل اطلاعات با گروه­های مختلف با هویت جهانی تفاوت معناداری دارد. به عبارتی دیگر افرادی که از فیس­بوک به منظور تبادل اطلاعات با گروه­های مختلف استفاده کرده اند، دارای هویت جهانی قوی­تری بوده­اند.

استفاده از فیس­بوک به منظور ارسال اطلاعات برای دیگران با هویت جهانی تفاوت معناداری دارد. به عبارتی دیگر افرادی که از فیس­بوک به منظور ارسال اطلاعات برای دیگران استفاده کرده اند، دارای هویت جهانی قوی­تری بوده­اند.

استفاده از فیس­بوک به منظور پیدا کردن دوستان قدیمی با هویت جهانی تفاوت معناداری دارد. به عبارتی دیگر افرادی که از فیس­بوک به منظور پیدا کردن دوستان قدیمی استفاده کرده اند، دارای هویت جهانی قوی­تری بوده­اند.

تحلیل همزمان متغیر وابسته و متغیرهای مستقل

ضرائب مشارکت نسبی رگرسیون چند متغیره­ی هویت جهانی ( تعداد نمونه 237)

 

متغیرهای مستقل

B

b

بتا

T

معناداری

 

سن

006/0

005/0

942/0

 

مدت آشنایی با اینترنت

122/0

080/0

262/0

 

میزان استفاده از اینترنت

028/0

094/0

247/0

 

میزان استفاده از فیس بوک

060/0

119/0

143/0

 

عدد ثابت (عرض از مبدا)

96/35

---

000/0

 

آزمون F  و سطح معناداری کل

15/3

 

015/0

 

R2 (ضریب تعیین چندگانه)

05/0

مدل تحلیلی هویت جهانی

       

 

هویت جهانی

 

استفاده از اینترنت

 

 
                                                                                                     

 

12/0

 

61/0

 
                               

                                                                                         

 

استفاده از فیس­بوک

 

 

 

           

                                                                 

تأثیر همزمان و مشارکت نسبی متغیرهای مستقل تحقیق را بر روی متغیر وابسته (هویت جهانی) بررسی کرده است.  ضریب تعیین چندگانه­ی مجموع مشارکت نسبی متغیرها بر متغیر وابسته نشان می­دهد که  05/0 واریانس کل متغیر وابسته توسط متغیرهای مورد بررسی توضیح داده شده است. البته این مقدار ناچیز است.

1- هویت جهانی: خود تابعی از میزان استفاده از فیس­بوک است. تأثیر میزان استفاده از فیس بوک بر هویت جهانی،( 12/0 = b)  است‌. با افزایش‌ میزان استفاده از فیس­بوک، هویت جهانی نیز تقویت می­شود.

2- میزان استفاده از فیس بوک: با افزایش میزان استفاده از اینترنت میزان استفاده از فیس­بوک نیز افزایش پیدا می­کند. میزان‌ تأثیر این‌ متغیر( 61/0 = b)  است‌ که این میزان نسبتاً بالا است.

معادله رگرسیونی استاندارد هویت جهانی:

Y= b1 X1+ b2 X2 + b3 X3 + …… + bi Xi

( فیس بوک ) 12/0 + ( اینترنت ) 09/0 = هویت قومی

 

بحث و نتیجه گیری

در راستای فرضیه­های تحقیق، نوع استفاده از فیس­بوک از متغیرهای اثرگذار بر شکل­گیری هویت جهانی در نظر گرفته شده است. رابطه­ی این دو متغیر در قالب فرضیه­های اصلی تحقیق مورد پژوهش تجربی قرار گرفت. داده­های تحقیق نشان داد که هویت جهانی به تناسب نوع استفاده­ای که کاربران از فیس­بوک دارند، دستخوش تغییر و تحول می­شود. هرگاه استفاده از فیس­بوک به منظور تبادل اطلاعات با گروه­های مختلف، ارسال اطلاعات برای دیگران و استفاده از فیس­بوک به منظور پیدا کردن دوستان قدیمی باشد؛ هویت جهانی تقویت می شود.

این نتایج ما را به نظریه­ی گیدنز نزدیک می­کند. آنجا که می­گوید: «موقعیت‏های نهادینی که افراد در آن قرار می­گیرند زمینه را فراهم می­کند تا افراد به کنش‏های خود شکل دهند.» همچنین در راستای نظریات پیتر برگر در بحث «زیست‌جهان اجتماعی» و «ساخت اجتماعی واقعیت» قرار می­گیرد. در پژوهش حاضر شبکه اجتماعی مجازی (فیس­بوک) بعنوان یک زیست­جهان که آگاهی افراد را شکل می­دهد در نظر گرفته شده است. بنابراین    می­توان گفت آگاهی که کنشگران از حضور در فیس­بوک به عنوان یک زیست­جهان کسب می­کنند، هویت جهانی افراد را شکل می­دهد و این نتیجه­ای است که با یافته­های این تحقیق که نشان­ می­دهد هویت جهانی کاربران به تناسب نوع استفاده­ای که از فیس­بوک می­کنند، متفاوت است، همخوانی دارد.

اما مسئله دیگری که در این پژوهش ما درصدد بررسی و مطالعه­ی آن بودیم، تأثیر میزان حضور درشبکه­های اجتماعی مجازی به طور عام و فیس­بوک به طور خاص، بر هویت جهانی افراد می­باشد. بدیهی است که حضور افراد در این شبکه­ها با زمان درهم تنیده است. بدین معنا که میزان تأثیر این شبکه­ها بر هویت جهانی، با میزان حضورشان در این شبکه­ها نمایان می­شود که آن را در قالب یکی از فرضیه­های اصلی این تحقیق مورد بررسی قرار دادیم. داده­های تحقیق حاکی از وجود این واقعیت است که هویت جهانی کاربران فیس­بوک با میزان حضور و استفاده­شان از فیس­بوک رابطه دارد. بدین معنا که افزایش میزان حضور در فیس­بوک سبب تقویت هویت جهانی می­شود. از نظر کاستلز نیز در جامعه­ی شبکه‏ای،‏ هویت در طول زمان و مکان قائم به ذات است. کاستلز زمان را از شاخص­هایی می­داند که سبب تغییر و تحول در هویت افراد می­شود. بر طبق دیدگاه کاستلز در جامعه­های شبکه­ای ما شاهد بازگشت به هویت­های تاریخی هسیتم و تغییر و تحولاتی که در هویت افراد بوجود می­آید، با استفاده از تصوراتی درباره­ی تاریخ برساخته می‏شوند. بنابراین ملاحظه می­شود که همبستگی مثبت بین استفاده از فیس­بوک و هویت جهانی، در واقع همان نگاه کاستلز به هویت در شبکه­های اجتماعی مجازی است که ضمن ثابت بودن هسته اولیه­ی هویت، شکل جدیدی از هویت به وجود می­آید که ریشه در همان هویت تاریخی فرد دارد.

در کل می­توان با سه رویکرد متفاوت به تأثیر فضای مجازی (فیس­بوک) بر هویت جهانی پرداخت.  ترکل و استون رویکردی خوشبینانه به فضای مجازی دارند. بر طبق این دیدگاه حضور در فیس­بوک زمینه را برای شکل­دهی به هویت جهانی مطابق میل کاربران، فراهم می­کند. با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق که حاکی از تأثیر فیس­بوک بر هویت جهانی است، می­توان گفت که فیس­بوک به عنوان یک فضای مجازی اجتماعی با دیدی خوشبینانه و مطابق نظرات ترکل و استون این امکان را برای کاربران خود فراهم می­کند که از مکان واقعی که به آن تعلق دارند، رها گردند و با ارائه­ی نمایش مطلوب خود در کنش با دیگران، هویت جهانی خود را در این فضا مطابق میل خود بسازند. بدین معنا که کاربران در این فضا می­توانند خود را با فرهنگ دلخواه خود در سطح جهانی، همراه سازند. بنابراین فیس­بوک این امکان برای کاربران فراهم می­آورد که در عصر جهانی شدن، فرهنگ دلخواه خود را بشناسند و هویت خود را منطبق بر این فرهنگ بسازند. این همان چیزی است که از یافته­های این تحقیق برداشت می­شود؛ چرا که مطابق یافته­های تحقیق و به فراخور نوع استفاده، هویت جهانی کاربران تقویت و تضعیف می شود.

رویکرد دیگری که در زمینه­ی فضای مجازی و هویت مطرح است، رویکرد بدبینانه می­باشد که صاحبنظرانی همچون وین و کاتس در زمره­ی پیروان این دسته قرار می­گیرند. نگاهی این چنینی به نتایج تحقیق نشان می­دهد که افراد به تناسب میزان حضورشان در فضای مجازی (فیس بوک) به سمت و سوی هویت جهانی کشیده می­شوند. این خود به معنای فاصله گرفتن از هویت ملی و اخذ فرهنگ­های دیگر در عرصه­ی جهانی است. بنابراین بر طبق این رویکرد شاید بتوان گفت قرار گرفتن در پروسه­ی جهانی شدن، زمینه ساز ادغام هویت ملّی در هویت جهانی می­باشد.

رویکرد دیگری که در خصوص فضای مجازی و هویت اجتماعی مطرح است، رویکرد واقع بینانه است. میلیر از صاحبنظران این رویکرد می­باشد. او بحث را با نحوه­ی ارائه­ی خود قابل قبول و مطلوب در فضای مجازی آغاز  می­کند. از نظر وی افراد در فضای مجازی، منابع، تکنیک­ها و امکاناتی را در اختیار دارند که ارائه­ی خود مطلوبشان را در این فضا بسیار آسانتر از دنیای واقعی می­کند. در تعاملات چهره به چهره «مدیریت تأثیرگذاری» و گذاشتن بیشترین تأثیر بر مخاطب کار نسبتاً دشواری است اما در فضای مجازی به طور کلی فرد قادر است اطلاعات ناخواسته بسیار کمتری را در جریان تعامل در اختیار مخاطب خود قرار دهد. از سویی دیگر تعامل در فضای مجازی در حقیقت تعامل با ناشناخته­ها است؛ تعامل با افرادی که آن­ها را نمی­شناسیم، بدون برنامه­ریزی قبلی و بدون شناختن متن­های ناشناخته­ای که در آن حضور داریم. بنابراین در این رویکرد ملاحظه می­شود که تعامل در این فضا دارای نقاط مثبت و منفی می باشد.

در مقام جمع­بندی می­توان گفت که افراد در فضای مجازی، فرصت ارائه­ی خویشتن مطلوب و ایده­آل خود را تا حدودی در اختیار دارند. خودهایی که می­تواند پشت صحنه­ی فرد در دنیای واقعی با ترکیبی از پشت صحنه و جلوی صحنه­ی وی باشند. فضای مجازی در این معنا هم می­تواند در حکم جلوی صحنه­ی خود و دیگران و هم در حکم پشت صحنه­ی آنان باشد. البته بدیهی است اجرای نقش­های بعضاً متفاوت و رفت و آمد مداوم بین پشت صحنه و جلوی صحنه، ممکن است کمی ناپایداری هویت برای کاربر ایجاد کند. اما به طور کلی فضای مجازی، فرصت­های شایسته­ای برای نمایاندن مطلوب خود و شناخت بهتر خود و دیگری در جریان تعاملات مجازی و آشنایی با فرهنگ های مختلف در عرصه­ی جهانی را در اختیار ما قرار می­دهد.

مطلوب است:

  • مسئولان و برنامه­ریزان فرهنگی کشور سعی در ارائه­ی برنامه­های منسجم برای معرفی فرهنگ ملّی در فضای مجازی داشته باشند تا به نوعی بتوان فرهنگ ایرانی را به عنوان یکی از فرهنگ­های اثرگذار در عرصه­ی جهانی به کاربران خارجی معرفی نمود.
  • مسئولان و نظریه­پردازان کشور تدابیری برای فرهنگ­سازی جهت استفاده کاربران شبکه­های اجتماعی مجازی بخصوص کاربران جوان، بیندیشند تا از این طریق بتوان فرهنگ ملّی ایران را در بین کاربران ایرانی فیس­بوک تقویت کرد تا فرهنگ­های جهانی را که همسو با فرهنگ بومی ما هستند، بپذیرند.
  • هویت اجتماعی در بین دانشجویان به عنوان قشری از جامعه که باید آینده کشور را بسازد، یکی از مسائلی است که بهبود آن باید در برنامه­های دولت قرار گیرد. هویت اجتماعی در فضای مجازی، قابل تسرّی به زندگی واقعی افراد است. این مسئله به نوبه­ی خود جنبه­های گوناگون زندگی افراد را تحت الشعاع قرار می­دهد و می تواند سبب ضرر و زیان فراوان به کشور شود. از سویی دیگر تقویت هویت اجتماعی شهروندان در زندگی واقعی، سبب تسرّی این هویت انسجام یافته به فضای مجازی می­شود و کاربران، کمتر تحت تأثیر این شبکه­های مجازی قرار می­گیرند. بنابراین ضروری به نظر می­رسد که برنامه­هایی جهت تقویت هویت اجتماعی شهروندان، اندیشیده شود تا از اثرپذیری­های آنی از فرهنگ­های جهانی که به خاطر عدم تطابق با فرهنگ بومی ممکن است مشکلاتی را به وجود آورند، اجتناب شود.
  • یکی از نتایجی که این تحقیق بدان دست یافت، وجود تفاوت هویت جهانی دانشجویان به تناسب نوع استفاده­ از فیس­بوک می­باشد. بنابراین با آموزش نوع استفاده کاربران از فیس­بوک و جهت دادن به استفاده از این شبکه مجازی در خصوص دستیابی به اهداف ملّی، می­توان تا حدودی چگونگی استفاده از آن را تحت کنترل قرار داد و از ضرر و زیان­های ناشی از تضعیف هویت ملّی به واسطه­ی اخذ فرهنگ جهانی، دوری گزید.
  • بدیهی است که دست یافتن به تمام پیشنهادهایی که در بالا ذکر شد، مستلزم ارائه­ی الگوهای فرهنگی- اجتماعی- سیاسی به مردم است و تنها از این طریق است که می توان به تعالی جامعه و تقویت هویت اجتماعی در بین مردم امیدوار بود.

 

 

 



[1]. Castells

[2] - Beall

[3].Ren

[4]. Papacharissi

[5]. Barry Wellman

[6]. Lim & Chou

[7] - Identity

[8] - Global Identity

[9]. Stuart Hall

[10]. Peter Berger

[11]. Anthony Giddens

[12]. Jenkins  

[13]. Sherry Turkle

[14]. dramatiurgcal theory

[15]. Goffman

[16] - Social Survey

[17] - Level Of Observation

[18] - validity

[19] - reliability

 

منابع

برگر، پیتر و توماس لاکمن (1375)، "ساخت اجتماعی واقعیت"، ترجمه­ی فریبرز مجیدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.

برگر، پیتر و همکاران (1381)، "ذهن بی‏خانمان، نوسازی و آگاهی"، ترجمه­ی محمد ساوجی، تهران، نشر نی.

جنکینز، ریچارد (1381)، "هویت اجتماعی"، ترجمه­ی تورج یار احمدی، تهران، نشر شیرازه.

حاجیانی، ابراهیم (1388)، "جامعه شناسی هویت ایرانی"، تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک.

خلیلی، پگاه (1384)، "وبلاگ نویسی در ایران، مطالعه­ی کمّی و کیفی نحوه‏ی ابراز هویت با تأکید بر وبلاگ‏های شخصی"، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.

دوران، بهزاد (1381)، "تأثیر فضای سایبرنتیک بر هویت اجتماعی"، رساله­ی دکترای جامعه شناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

رفعت­جاه، مریم (1383)، "تأملی در باب هویت زنانه (اهمیت منابع فرهنگی و مادی در بازتعریف هویت اجتماعی زنان)"، رساله­ی دکتری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

شالچی، سمیه (1384)"هویت بازاندیشانه و رسانه‏ها (بررسی شکل‏گیری هویت بازاندیشانه و ارتباط آن با رسانه‏)", پایان‌نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.

سرایی، حسن (1372)، "مقدمه ای بر نمونه گیری در تحقیق"، تهران، نشر سمت.

عیاری، آذرخوش (1384)، "هویت قومی در اینترنت (بررسی عملکرد اینترنتی گروه های قومی آذری، بلوچ، ترکمن، عرب خوزستانی و کرد)"، پایان­نامه­ی کارشناسی­ارشد دانشکده­ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

کاستلز، مانوئل (1385)، "عصر اطلاعات، قدرت هویت"، ترجمه­ی حسن چاوشیان، تهران، انتشارات طرح نو.

گل­محمدی، احمد (1380) ،"جهانی­شدن، فرهنگ، هویت"، تهران، نشر نی.

گیدنز، آنتونی (1378)، "تجدد و تشخص، جامعه و هویت در عصر جدید"، ترجمه­ی ناصر موفقیان، تهران، نشر نی.

نوابخش، مهرداد و هوشنگ ظهیری (1390)، فصلنامه مطالعات مدیریت شهری، سال سوم، ش 5.

هال، استوارت (1383)، "هویت‏های قدیم و جدید، قومیت‏های قدیم و جدید"، ترجمه­ی شهریار وقفی‏پور،    فصلنامه­ی ارغنون، ش 24.

Chou, A & Lim, B. (2010) “A framework for measuring happiness in online social network”. illinois state university.

Jacobson J. and R. Jenkins )1996), “Social Identity”, London, Routledge.

Hall, S.(1987), “Minimal Selves, in Identity: The Real Me”, ICA Document 6, London. Institute for Contemporary Arts.

Michael, j. hart. (2011) “A Study on the motives of high school and undergraduate college students for using the social network site facebook”, proqust .

Papacharissi, Z.(2009), “The virtual geographies of social networks: a comparative anaysis of Facebook, LinkedIn and A Small World”. New media society

Ren, Y. Kraut & R. Kiesler, S (2007), “Applying Common Identity and Bond Theory to Design of Online Communities”, Organization Studies: http://nms.sagepub.com

Wellman, B & Haase, J.Witte & K. Hampton (2001),”Does the Internet Increase, Decrease or Supplement Social Capital?” Social Networks, Participation and Community Commitment’, American Behavioral Scientist 45(3): 436–55.

 

کتاب­شناسی

انیس، مارتین (1384)، "گفتگو‏هایی با مانوئل کاستلز"، ترجمه­ی حسن چاوشیان و لیلا جوافشانی، تهران، نشر نی.

تاجیک، محمدرضا (1384)، "روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان"، تهران، فرهنگ گفتمان.

ذکایی، محمد سعید و فاخره خطیبی (1385)، "رابطه­ی حضور در فضای مجازی و هویت مدرن (پژوهشی در بین کاربران اینترنتی جوان ایرانی)"، فصلنامه­ی علوم اجتماعی، ش 33.

Lee, J & Lee, H, (2010),”The computer-mediated communication network: exploring the linkage between the online community and social capital” .New Media&Society.12 (5).711-727.

Oswald, D & Baker L, (2010). “Shyness and online social networking services”. Marquette University, USA. Journal of Social and Personal Relationships 27(7) 873–889.

Protheroe, Claire, (2009), identity formation in contemporary society: the influence of the media on the formation of identity, University of KwaZulu-Natal, Durban, South Africa.