شناسایی و تبیین مؤلفه¬های هوش هیجانی به عنوان پیش¬بین¬های ایجاد کسب و کارهای بین¬المللی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

هوش هیجانی به بررسی تأثیر تناسب اعمال در روابط اجتماعی و ارتباطات روانی و عاطفی در شرایط خاص می‌پردازد. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند به بهبود شرایط و ارتقای وضعیت اجتماعی و روانی خود بپردازد.پژوهش حاضر، مؤلفه‌های هوش هیجانی را به عنوان پیش‌بین‌های کسب و کارهای بین‌المللی مورد بررسی قرار داده است. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر دانشجویان کارشناسی دانشگاه تهران در نظر گرفته شدند که با استفاده از روش نمونه‌برداری خوشه‌ای تعداد  364 دانشجو دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش پرسش‌نامه هوش هیجانی استاندارد بار- آن و پرسش‌نامه‌ی سنجش ایجاد کسب و کارهای بین‌المللی MET استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش از روش تحلیل ممیز و در بخش اعتباریابی از همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج به دست آمده فرضیه‌ی پژوهش را تأیید کرد. به بیان دیگر، از روی متغیر‌های هوش هیجانی می‌توان در ابتدا وضعیت کارآفرینی و نرخ تشکیل کسب و کارهای بین‌المللی را اندازه‌گیری نمود، سپس به بررسی و پیش‌بینی ایجاد کسب و کارهای بین المللی پرداخت.

کلیدواژه‌ها


شناسایی و تبیین مؤلفه­های هوش هیجانی به عنوان پیش­بین­های ایجاد کسب و کارهای بین­المللی

 

نصرت ا... مالکی*

دکترای مدیریت اجرایی دانشکده دلاسال (آرانتای قدیم) دانشگاه فیلیپین

nasr1357@yahoo.com

 

هادی زارع

دانش آموخته­ی کارشناسی­ارشد کارآفرینی دانشگاه تهران

 

زهرا زارع

دانشجوی کارشناسی­ارشد مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شناسایی و تبیین مؤلفه­های هوش هیجانی به عنوان پیش­بین­های ایجاد کسب و کارهای بین­المللی

چکیده

هوش هیجانی به بررسی تأثیر تناسب اعمال در روابط اجتماعی و ارتباطات روانی و عاطفی در شرایط خاص می­پردازد. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند به بهبود شرایط و ارتقای وضعیت اجتماعی و روانی خود بپردازد.پژوهش حاضر، مؤلفه­های هوش هیجانی را به عنوان پیش‌بین‌های کسب و کارهای بین­المللی مورد بررسی قرار داده است. جامعه­ی آماری پژوهش حاضر دانشجویان کارشناسی دانشگاه تهران در نظر گرفته شدند که با استفاده از روش نمونه­برداری خوشه­ای تعداد  364 دانشجو دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش پرسش­نامه هوش هیجانی استاندارد بار- آن و پرسش­نامه­ی سنجش ایجاد کسب و کارهای بین­المللی MET استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش از روش تحلیل ممیز و در بخش اعتباریابی از همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج به دست آمده فرضیه­ی پژوهش را تأیید کرد. به بیان دیگر، از روی متغیر‌های هوش هیجانی می­توان در ابتدا وضعیت کارآفرینی و نرخ تشکیل کسب و کارهای بین­المللی را اندازه­گیری نمود، سپس به بررسی و پیش­بینی ایجاد کسب و کارهای بین المللی پرداخت.

کلیدواژه­ها: هوش هیجانی، کسب و کارهای بین­المللی، دانشگاه تهران

 


مقدمه

 کارآفرینی به عنوان یکی از حوزه­های پژوهشی در میان اقتصاددانان و دانشمندان علوم مختلف برای مدت­های طولانی از احترام قابل توجه­ای برخوردار بوده است و این احترام از عوامل گوناگونی نشئت می­گیرد که دو عامل از مهم­ترین این عوامل به شمار می­آید. در وهله­ی اول، کارآفرینی در کشورهای پیشرفته یک ابزار برای تجدید حیات اقتصاد راکد و درگیر با مشکل بیکاری است که فرصت­های کاری جدیدی را برای دانش­آموختگان و علاقه مندان فراهم می­سازد و افزون بر این، به عنوان یک «عامل شتاب دهنده[1]» برای توسعه و پیشرفت فناوری، تولید و ایجاد نوآوری محسوب می­شود و در وهله­ی دوم، یک نقش حیاتی برای شکوفایی اقتصاد کشورهای در حال توسعه بازی می­کند که بی­شک کارآفرینی به عنوان موتور توسعه­ی اقتصادی، با ایجاد ثروت و عدالت اجتماعی در قرن حاضر عاملی انکارناپذیر برای رشد بنگاه­های کوچک و متوسط[2] بوده که در نهایت منجر به شکوفائی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این کشورها خواهد شد (گورول و اتسان، 2006).

اهمیت و ضرورت حضور کارآفرینان در بخش­های صنعت، تجارت و خدمات چه در سازمان­های دولتی و چه در شرکت­های خصوصی، به حدی جدی و حیاتی تشخیص داده شده است که حتی درس کارآفرینی در مقاطع دبیرستان نیز تدریس می­شود. به طوری که در سه دهه­ی گذشته یعنی از سال 1978 تا 1990 تعداد دانشگاه­های که رشته­ی تحصیلی کارآفرینی با گرایش­های مختلف را راه­اندازی کرده­اند از 130 به 500 دانشگاه افزایش یافته است (صمد آقایی، 1378). کشورهای مختلف چون هند، استرالیا، انگلستان، چین، کانادا و آمریکا توسعه­ی کارآفرینی را در نظام آموزشی به عنوان راه حلی برای عبور از رکودهای متوالی در اقتصادشان مورد توجه قرار داده­اند و در این میان دو کشور پرجمعیت چین و هند با جمیعت بی­شمار به این مسئله توجه جدی کرده­اند، به طوری که چین با جمعیتی با بیش از یک میلیارد نفر امروزه با ایجاد بنگاه­های کوچک و متوسط به یکی از قدرت­های برتر در جهان تبدیل شده است (فرانک و همکاران، 2005).

در چند سال اخیر توجه به معضل بیکاری جوانان و بویژه دانش­آموختگان، موجب شد تا کارآفرینی در سیاست­های علمی و اقتصادی جایی داشته باشد و از کارآفرینی به عنوان یکی از اهرم­های دستیابی به اهداف توسعه­ی اقتصادی و اجتماعی یاد شود و با توجه به تغییرات و تحولاتی که اخیراً در سطح جهانی شکل گرفته، از جمله کوچک­سازی شرکت ها[3]،    خصوصی­سازی[4]، توجه به منابع انسانی به عنوان مزیتی بی­بدیل و اهمیت خلاقیت و نوآوری، تنها راهی که می­تواند ما را به شکوفائی برساند، توجه به کارآفرینی در نظام آموزشی می­باشد زیرا دانش­آموزان و دانشجویان به اعتقاد متخصصان آمادگی قابل توجهی را برای کارآفرینی به خاطر حضور در یک محیط آموزشی دارند (همان).

مرور پیشینه­ی مبحث کارآفرینی نشان می­دهد که حجم بسیاری از پژوهش­ها در مورد ویژگی­های    روان­شناختی دخیل در کارآفرینی انجام گرفته است و تعدادی از ویژگی­های مؤثر در کارآفرینی، شناسایی شده­اند. اما نکته­ی ضعیفی که در پژوهش­ها به چشم می­خورد، این است که اولاً تعداد محدودی از ویژگی­ها مورد بررسی قرار گرفته­اند، ثانیاً وزن تشخیصی هر کدام از ویژگی­ها مد نظر قرار نگرفته است. بنابراین، این ضرورت احساس می­شود تا متغیرهای بیشتری از طریق روش­های آماری مناسب برای رفع این نقیصه به کار گرفته شود.

آیا با کاربرد روش آماری تحلیل ممیز می­توان از روی مؤلفه­های هوش هیجانی، کارآفرین بودن را در افراد پیش بینی کرد؟

 

مروری بر ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق

بیش از یکصد سال بهره­ی هوشی یا هوش­بهر (IQ) به­عنوان معیاری برای سنجش هوش فردی محسوب می­شد. آزمون بهره­ی

هوشی تنها شاخصی بود که نشان­دهنده­ی توانایی یادگیری شخص محسوب می­شد که در سال­های اخیر مورد بحث و چالش محافل علمی قرار گرفت. بسیاری از افراد در آزمون­های ورودی دانشگاه یا مؤسسات از نظر بهره­ی هوشی نمره­ی بالایی کسب می­کردند، اما همین افراد در محیط کار و خانواده چندان موفق نبودند و بر عکس افرادی با بهره­ی هوشی پایین وجود داشتند که در محیط کار افرادی موفق و سازگار به شمار می­رفتند این امر می­تواند با سطح هوش هیجانی (EI) یا توانایی هدایت هیجان­های شخصی در تعاملات فردی ارتباط پیدا کند (اکبرزاده، 1384).

هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و در ارتباطات روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگ­تر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی قدرت تفکر و استدلال او را مختل کند، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه­ی خود را حفظ کند (برادبری[5]،۱۳۸۴).

در سطح بین فردی، باهوش بودن از نظر هیجانی و اجتماعی شامل داشتن توانایی آگاه بودن از هیجانات، احساسات و نیازهای دیگران و توانایی ایجاد و حفظ روابط ارضاکننده­ی متقابل سازنده و مشارکتی است. نهایتاً، باهوش­بودن به لحاظ هیجانی و اجتماعی به معنای مدیریت مؤثر تغییرات شخصی، محیطی و اجتماعی از طریق مواجهه­ی واقع­بینانه و منعطف با موقیعت­های بلافاصل، حل مشکلات و تصمیم­گیری در هر زمانی که لازم شود، می­باشد. برای انجام چنین کاری ما نیاز به مدیریت هیجانات داریم به طوری که آن­ها برای ما کار کنند و نه بر علیه ما و همچنین نیاز داریم به اندازه­ی کافی خوش بین، مثبت و خودانگیخته باشیم (بار- آن، 2002).

مطالعات نشان می­دهد کسانی که از هوش هیجانی بالاتری برخودارند، به جای آنکه به موقعیت­ها و دیگران صفت یا برچسبی بزنند، به دنبال شناخت نوع احساسات خود هستند. این افراد از قدرت خلاقیت بالاتری نسبت به دیگران برخوردارند چرا که علاوه بر تفکر همگرا تلاش می­کنند از تفکر واگرا نیز بهره گرفته و بنابراین راحت­تر از عهده­ی مشکلات برمی­آیند. چنین افرادی در کار، رهبری و مدیریت، شایستگی­های فراوانی دارند. در اهمیت هوش هیجانی تحقیقات نشان می­دهد، کسانی که از نظر هوش هیجانی بالاتر هستند، از ویژگی­های ذیل برخوردار خواهند بود: با انگیزه و علاقه بهتری می­آموزند، مشکلات رفتاری کمتری دارند، احساسات خوبی راجع به خود دارند، از قدرت همدلی بیشتری برخوردار هستند و مسایل را راحت­تر حل می­کنند، امید بیشتری دارند و از نشاط بیشتری برخوردار هستند. خودآگاهی، خودنظم­دهی، انگیزه­سازی، همدلی و مهارت در روابط اجتماعی از موضوع­های مهم مورد بحث در مفهوم هوش هیجانی است (گلمن[6]، 1995).

بدون شک مدیران برای کارآفرین شدن و به نمایش گذاردن رفتارهای کارآفرینانه، همچنین برای داشتن عملکرد عالی و موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای، نیازمند کسب مهارت­های هیجانی خاص هستند. سؤالی که در طی سال­ها ذهن علما و محققان روانشناسی را به خود مشغول کرده است، شناسایی این مهارت­ها و بررسی رابطه و یا تأثیر برخی از صفات و ویژگی­ها بر رفتار است؛ یا به عبارتی صفات و ویژگی‌ها به چه میزان قدرت پیش­بینی رفتار را در آینده دارند؟ تحقیقات تاکنون تعداد کمی از این مهارت­ها را شناسایی کرده است. برای مثال، در پژوهشی احمدپور داریانی (1380)، به  این نتیجه رسید که بین کارآفرینان و غیرکارآفرینان در ویژگی­ها نیاز به توفیق، استقلال، خلاقیت، ریسک­پذیری، عزم و اراده، شرایط کودکی، الگوی نقش، تحصیلات و قرار نگرفتن در پایگاه اجتماعی مناسب تفاوت معنی­دار وجود دارد. در این پژوهش برای تأیید دو فرضیه­ی تجربه­ی کاری و نارضایتی از شغل قبلی دلایل کافی به دست نیامد.

در پژوهشی دیگر گورول و اتسان (2006) به این نتیجه رسیدند که دانشجویانی که دارای نگرش کارآفرینانه هستند، در ویژگی­های انگیزه­ی پیشرفت، کانون کنترل درونی، نوآوری، اعتماد به نفس، تحمل ابهام و تمایل به خطرپذیری، بهتر از دانشجویانی بودند که نگرش کارآفرینانه نداشتند.

نتایچ پژوهش کوه (1996) نشان داد که تفاوت معنی­داری در مورد ویژگی­های تمایل به خطرپذیری، نوآوری، تحمل ابهام و اعتماد به نفس، در بین دو گروه آزمودنی وجود دارد و بین ویژگی­های انگیزه­ی پیشرفت و کانون کنترل درونی تفاوت معنی­داری یافت نشد.

 

روش تحقیق

پژوهش حاضر یک پژوهش همبستگی از نوع پیش­بینی است. در پژوهش حاضر، جامعه­ی آماری شامل کلیه­ی دانشجویان دانشگاه تهران بود که در سال تحصیلی 90-91 در مقطع کارشناسی به تحصیل اشتغال داشتند و از این تعداد380 نفر (تعداد190 پسر و 190 دختر) با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه­ی تحقیق انتخاب شدند. بدین صورت که با تهیه­ی فهرست اسامی تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی و دادن شماره به هر دانشجو، با استفاده از جدول اعداد تصادفی، تعداد نمونه­های مورد نظر انتخاب شدند. پس از گرفتن فهرست اسامی دانشجویان از مرکز رایانه­ی دانشگاه، پرسش­نامه­های مربوط به این پژوهش جهت جمع­آوری داده­ها در بین اعضای نمونه­ی توزیع و اطلاعات لازم در مورد نحوه­ی پاسخگویی داده شد. لازم به ذکر است که از بین تعداد 380 پرسش­نامه­ی توزیع شده، تعداد 340 پرسش­نامه جهت تجزیه و تحلیل برگردانده شد. در این پژوهش از چند ابزار اندازه‌گیری برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است، که عبارتند از: پرسش­نامه­ی هوش هیجانی بار - آن و پرسش­نامه­ی سنجش صفات کارآفرینی شما (MET) است که اعتبار و پایایی آن­ها مکرراً در ایران بررسی شده است. در ادامه هر کدام از این ابزارها توضیح داده می شوند.

الف) پرسش­نامه­ی هوش هیجانی بار – آن، که دارای117 ماده و 15 مقیاس می­باشد که برای سنجش هوش هیجانی با طیف لیکرت پنج درجه­ای توسط بار – آن (1997) تهیه شده است. سموعی و همکاران(1381) پس از انجام برخی تغییرات در متن اصلی پرسش­نامه، حذف یا تغییر بعضی ماده­ها و تنظیم مجدد ماده­های هر مقیاس، این پرسش­نامه به 90 ماده تقلیل یافت. پایایی این آزمون از طریق محاسبه روش آلفای کرونباخ برای دانشجویان پسر 74/0، برای دانشجویان دختر 68/0 و برای کل آزمودنی­ها 93/ 0 محاسبه گردید. از طریق تحلیل عاملی تأییدی، اعتبار سازه­ی این پرسش­نامه توسط سموعی و همکاران (1381) مورد تأیید قرار گرفت. در پژوهش حاضر، فرم 90 ماده­ای این پرسش­نامه، مورد استفاده قرار گرفت و جهت تعیین پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده شده است که به ترتیب برابرند با 85/0 و 74/0 که بیانگر ضرایب پایایی مطلوب پرسش­نامه­ی یاد شده می­باشد.

ب) پرسش­نامه­ی سنجش صفات کارآفرینی شما (MET)، دارای 125 ماده است که با یک طیف لیکرت ده درجه­ای توسط آلن، آر، کین یون[7] (1999) طراحی شده و برای نخستین بار در دانشکده­ی علوم تربیتی و روان­شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز توسط برومند نسب و همکاران (1381) ترجمه و تنظیم شده است. شکل اصلی این آزمون به صورت یک برنامه­ی   رایانه­ای است. طریقه­ی کار در شکل اصلی به این صورت است که بعد از نصب برنامه بر روی رایانه، آزمودنی هر یک از 125 ماده را بر روی نمایشگر ملاحظه می کند و بر طبق دستورالعمل هر یک از اعداد 1 تا10 را انتخاب می­کند. در پژوهش حاضر این آزمون به صورت پرسش­نامه­ی نوشتاری اجرا شده است.  طبق دستورالعمل انتخاب اعداد 1، 2 و 3 توسط آزمودنی   نشانه­ی این است که گویه­ی مورد نظر آزمودنی را به خوبی توصیف نمی­کند، انتخاب اعداد 4، 5، 6 و یا 7 نشانه­ی این است که گویه­ی توصیف متوسطی از آزمودنی است  و اعداد 8، 9 و 10 نشانه­ی این هستند که گویه­ی مورد نظر توصیف بسیار خوبی از آزمودنی است. برومند نسب و همکاران (1382)  برای تعیین روایی‌ این پرسش­نامه از روش روایی‌یابی سازه[8] به صورت همزمان[9] استفاده کردند. برای این منظور دو ملاک مختلف به کار برد. در روش اول به این صورت عمل شد که با استفاده از تعاریف مختلفی که از صفات و ویژگی­های افراد کارآفرین شده است و همچنین با توجه به صفات و ویژگی‌هایی که در این آزمون آمده است و با استفاده از آزمون­های کوتاهی که برای سنجش کارآفرینی در برخی از مطالعات پیشنهاد شده بود، 10 گویه انتخاب شد که به طور همزمان در اختیار آزمودنی‌ها قرار گرفت.  سپس ضریب همبستگی بین نمره­های آزمون MET و سؤالات ملاک برای آزمودنی­های دختر، پسر و کل آزمودنی­ها محاسبه گردید.  ضریب محاسبه شده برای    آزمودنی­های دختر 64/0، برای آزمودنی­های پسر 62/0 و برای کل آزمودنی­ها 59/0 بود که کاملاً رضایتبخش است. همچنین در این پژوهش ضریب پایایی به دست آمده با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای آزمودنی­های دختر 97/0، برای     آزمودنی­های پسر 98/0 و برای کل آزمودنی­ها 97/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر برای تعیین روایی این پرسش­نامه از روش همزمان استفاده شد. بدین صورت که آزمون خلاقیت کاغذ ـ مدادی عابدی،  به صورت همزمان با این پرسش­نامه بر روی 100 نفر از افراد نمونه اجرا شد. ضریب همبستگی محاسبه شده بین این دو آزمون برای کل نمونه 61/0 به دست آمد که از لحاظ آماری معنی­دار است. همچنین برای تعیین پایایی این پرسش­نامه از دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده شد که به ترتیب برابرند با 96/0 و 92/0 که بیانگر ضرایب پایایی مطلوب این پرسش­نامه می­باشد.

تجزیه و تحلیل داده­ها (یافته­های پژوهش)

در این بخش، ابتدا یافته­های توصیفی و سپس یافته­های مربوط به فرضیه­های پژوهش ارائه می­گردند. اطلاعات مربوط به یافته­های توصیفی در جدول 1 ارائه شده­اند. این جدول، اطلاعات مربوط به میانگین و انحراف ‌معیار متغیرهای‌ پیش‌بین را برای دو گروه افراد کارآفرین و غیرکارآفرین نشان می‌دهد.

جدول 1: میانگین و انحراف معیار نمره‌های دو گروه  افراد کارآفرین

و غیرکارآفرین در متغیرهای پیش‌بین

غیر کارآفرین

کارآفرین

متغیرهای پیش‌بین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

05/3

50/20

45/3

91/21

خود آگاهی

21/3

17/21

33/3

52/23

عزت نفس

52/3

32/18

74/3

11/19

جرأت­ورزی

42/3

80/19

22/4

74/21

استقلال

22/3

90/20

74/3

50/22

خودشکوفایی

15/3

77/22

03/3

04/25

همدلی

29/3

20/23

31/3

10/25

مسئولیت­پذیری اجتماعی

33/3

24/22

36/3

16/24

روابط بین فردی

90/2

53/18

85/3

66/18

آزمون واقعیت

18/3

13/18

59/3

10/19

انعطاف­پذیری

47/2

49/21

65/2

75/23

حل مسئله

36/3

20/18

33/4

62/19

تحمل استرس

16/4

69/17

20/5

75/17

کنترل تکانه

73/2

06/21

02/3

95/23

خوش­بینی

73/3

60/21

09/4

08/23

شادی

 

همان‌طور که در جدول 1 ملاحظه می‌شود، میانگین نمره‌های افراد کارآفرین در مؤلفه‌های هوش هیجانی، بین 75/17 تا10/25 و در افراد غیرکارآفرین بین 69/17 تا 20/23 و انحراف معیار نمره‌های افراد کارآفرین در مؤلفه‌های مذکور بین 65/2 تا 20/5 و در افراد غیرکارآفرین بین 47/2 تا 16/4 است و در کلیه­ی مؤلفه‌های هوش هیجانی (خودآگاهی، عزت نفس، جرأت­ورزی، استقلال، خودشکوفایی، همدلی، مسئولیت­پذیری اجتماعی، روابط بین فردی، آزمون واقعیت، انعطاف­پذیری، حل مسئله، تحمل استرس، کنترل تکانه، خوش­بینی، شادی) میانگین افراد کارآفرین، بیشتر از افراد غیرکارآفرین است.

فرضیه تحقیق بیانگر این است که ترکیب متغیرهای مقیاس ترکیبی روابط درون فردی، مقیاس ترکیبی روابط میان فردی، مقیاس ترکیبی قابلیت سازگاری، مقیاس ترکیبی مدیریت استرس، مقیاس ترکیبی خلق کلی، کارآفرینی را در افراد پیش­بینی می­کند.

داده‌های جدول‌ 2 به طور مستقیم و داده­های جدول 3 و 4 به طور غیرمستقیم به فرضیه­ی تحقیق مربوط اند. برای بررسی فرضیه ترکیبی از روش­های تحلیل همزمان و گام به گام استفاده شد.

 

جدول 2: خلاصه یافته­های تابع ممیز متعارف به روش تحلیل همزمان (15 متغیر پیش­بین) و گام به گام (5 متغیر پیش­بین)

اطلاعات مهم مربوط

به تابع ممیز

تحلیل ممیز به روش همزمان

تحلیل ممیز به

روش گام به گام

تعداد تابع

1

1

مقدار ویژه

534/0

488/0

درصد واریانس

100

100

درصد تراکمی

100

100

همبستگی متعارف

590/0

573/0

مجذور اتا

348/0

328/0

لامبدای ویلکز

652/0

672/0

مجذور کای

760/115

443/109

درجه­ی آزادی

15

5

معنی­داری تابع ممیز

0001/0

0001/0

مرکزواره­ی داده­ها برای گروه کارآفرین

728/0

696/0

مرکز واره­ی داده­ها برای گروه غیرکارآفرین

728/0-

696/0-

پیش­بینی عضویت گروهی

6/79%

6/79%

 

همان‌گونه که در جدول 2 آمده است (هم در تحلیل ممیز به روش همزمان که ترکیب پانزده متغیر با هم وارد تحلیل شدند و هم در تحلیل ممیز به روش گام به گام که پس از ارائه همه­ی متغیرها 5 متغیر باقی ماندند و وارد تحلیل شدند) با توجه به مقدار لامبدای کوچک و مقدار مجذور کای بالا و سطح معنی‌داری 0001/0p <، تابع ممیز به دست آمده از قدرت تشخیصی خوبی برای تبیین واریانس متغیر وابسته یعنی عضویت گروهی (در دو سطح گروه افراد کارآفرین و غیرکارآفرین) برخوردار است. بنابراین، فرضیه­ی پژوهش تأیید می‌گردد. برای فهم بهتر اطلاعات مربوط به تابع ممیز جدول 2 توضیحات زیر ارائه   می­شود. برای آگاهی از 5 متغیری که با روش تحلیل ممیز گام به گام باقی ماندند و وارد تحلیل شدند، جدول 3 و 4 ارائه شده­اند.

  1. تعداد تابع. عدد 1 حاکی از تنها تابع ممیزی است که با دو سطح از متغیر ملاک به دست آمده است. تعداد تابع ممیز برای یک تحلیل Ng گروه و p متغیر عبارت است از تعداد گروه­ها منهای یک یا تعداد متغیرها هر کدام که کوچک­تر باشد. در اینجا برای تحلیل ممیز به روش همزمان 15= p و برای تحلیل ممیز گام به گام 5 =p  و برای هر دو تحلیل 2= Ng است که از بین دو ارزش 1=1-2= (1-Ng) و 17= p (یا 5= p) ارزش (1-Ng) انتخاب می‌شود.
  2. مقدار ویژه. عبارت است از نسبت مجموع مجذورات بین گروهی به مجموع مجذورات درون گروهی. با نگاهی به جدول 2 مقدار ویژه تنها تابع ممیز 534/0 (به روش همزمان) و 488/0 (به روش گام به گام) است. کوچک­تر بودن مقدار ویژه به روش گام به گام با توجه به درجه­ی آزادی 5 (5 متغیر پیش‌بین وارد شده به معادله­ی ممیز) قابل توجیه است. به طور کلی هر چه مقدار ویژه­ی تابع بیشتر باشد، تابع از قدرت تشخیصی بیشتری برخوردار است. در پژوهش­هایی که از چند تابع ممیز (2 به بالا) تشکیل شده باشند، می‌توان گفت که تابعی ارزش بیشتری دارد که مقدار ویژه­ی آن بیشتر است.
  3. درصد واریانس. بیانگر درصد واریانسی است که توسط تابع ممیز تبیین شده است. بدیهی است که چون یک تابع ممیز وجود دارد، مقدار واریانس 100 است. در مواردی که چند تابع ممیز وجود داشته باشند، آن تابعی بیشتر ارزش دارد که مقدار درصد واریانس آن بیشتر است.
  4. همبستگی متعارف و مجذور آن (مجذور اتا). همبستگی متعارف، همبستگی بین نمره‌های متغیرهای پیش‌بین و سطوح متغیر وابسته است. مطابق با اطلاعات مندرج در جدول 2 این مقدار در تابع ممیز به روش تحلیل همزمان 590/0 و به روش تحلیل گام به گام 573/0 است. با محاسبه­ی مجذور همبستگی متعارف برای تنها تابع ممیز، مجذور اتا به دست می‌آید. مجذور اتا برای تحلیل ممیز به روش همزمان 348/0 و به روش گام به گام 328/0 است.
  5. لامبدای ویلکز. نسبت مجموع مجذورات درون­گروهی به مجموع مجذورات کل است. مطابق جدول 2، آزمون لامبدای ویلکز وجود تفاوت میان گروه­ها را با توجه به 15 متغیر پیش‌بین به روش همزمان و 5 متغیر پیش‌بین به روش گام به گام در جامعه نشان می‌دهد. هر چه لامبدای تابع ممیز کمتر باشد آن تابع قدرت تشخیصی بیشتری دارد.  طبق جدول 2، این مقدار برای تابع ممیز به روش همزمان 652/0 و برای تابع ممیز به روش گام به گام    672 /0 است که هر دو مقدار در سطح 0001/0p< معنی دارند. لازم به توضیح است که برای مواردی که چند تابع وجود دارد آن تابع قدرت تشخیصی بیشتری دارد که لامبدای آن کمتر باشد.
  6. مجذور کای. آماره‌ای است که معنی‌داری تفاوت بین دو سطح از متغیر وابسته را براساس تابع ممیز نشان می‌دهد. هر چه مقدار مجذور کای بیشتر باشد، ارزش تابع بیشتر است. همان طور که در جدول 2 آمده است این مقدار برای تنها تابع ممیز به روش همزمان 760/115 و به روش گام به گام 443/109 است. بنابراین، می‌توان گفت که تابع ممیز به دست آمده به طور معنی‌داری از قدرت تشخیصی قابل توجهی برای دو سطح از متغیر ملاک برخوردار است. لازم به یادآوری است که در مواردی که بیش از یک تابع وجود داشته باشد، آن تابع قدرت تشخیصی بیشتری دارد که مقدار مجذور کای آن بیشتر است.
  7. مرکز واره­ی داده­ها. مرکز واره­ی داده‌های هر گروه همان میانگین نمره‌های پیش‌بین آن گروه است. به عبارت دیگر، مرکز واره­ی داده‌های هر گروه با قرار دادن میانگین متغیرهای پیش‌بین برای هر گروه در تابع ممیز به دست می‌آید. همان‌گونه که در جدول 2 آمده است، مرکز واره­ی داده‌ها برای تنها تابع ممیز به روش تحلیل همزمان 728/0 برای افراد کارآفرین و 728/0- برای افراد غیرکارآفرین و به روش تحلیل گام به گام 696/0 برای افراد کارآفرین و 696/0- برای افراد غیرکارآفرین است. این بدان معناست که نقطه برش کارآفرین بودن و کارآفرین نبودن برای تابع ممیز به دست آمده صفر است و تابع ممیز به دست آمده، تابع تشخیص بسیار مناسبی در متمایز نمودن گروه کارآفرین و غیر کارآفرین است. بدین ترتیب، اگر نمره‌های یک فرد در معادله­ی ممیز به دست آمده گذاشته شود و نمره­ی ممیز به دست آمده مثبت باشد، پیش‌بینی می‌شود که آن فرد کارآفرین و اگر منفی باشد، پیش‌بینی می‌شود که آن فرد غیرکارآفرین خواهد بود. لازم به یادآوری است که منفی یا مثبت بودن نمره­های ممیز به خودی خود مفهومی ندارد بلکه روابط میان متغیرهای پیش­بین با متغیر ملاک در منفی یا مثبت بودن نمره­های ممیز اثر می­گذارد.

با دقت در ردیف پیش‌بین عضویت گروهی جدول 2 آشکار می‌شود که تابع ممیز به دست آمده با روش همزمان (15 متغیر پیش بین) به طور کلی 6/79% افراد و با روش گام به گام (5 متغیر پیش بین) 6/79% افراد به درستی دسته‌بندی شده­اند. به عبارت دیگر، در تابع ممیز همزمان از 140 فرد کارآفرین تقریباً 111 نفر به درستی در گروه کارآفرین و 29 نفر به اشتباه در گروه غیر کارآفرین و از 140 فرد غیرکارآفرین 111 نفر به درستی در گروه غیرکارآفرین و 29 نفر به اشتباه در گروه کارآفرین قرار گرفتند. به طور کلی، با استفاده از تابع ممیز به روش همزمان از 280 نفر 222 نفر معادل 6/79% افراد به درستی طبقه‌بندی شدند. بنابراین، می‌توان گفت که قدرت پیش‌بینی این تابع (معادله) 6/79% است. در تابع ممیز به روش گام به گام نیز ، به ‌طور کلی، از 280 نفر 222 نفر معادل 6/79% افراد به درستی طبقه ‌بندی شده­اند. بنابراین می‌توان گفت که قدرت پیش‌بینی این تابع (معادله) 6/79% است. همان طور که در بالا توضیح داده شد، با اجرای تحلیل ممیز به روش گام به گام و ارائه­ی 15 متغیر پیش‌بین، 5 متغیر باقی ماندند و وارد تحلیل شدند. اطلاعات مربوط به این 5 متغیر پیش‌بین در جدول 3 ارائه شده­اند.

جدول 3.  خلاصه یافته‌های تحلیل ممیز گام به گام همراه با لامبدای ویلکز 5 متغیر پیش بین

مرحله

وارد شده

تعداد متغیرها

لامبدای ویلکز

درجه آزادی 1

درجه آزادی ‌2

درجه آزادی ‌3

F دقیق

آماره

درجه آزادی‌1

درجه آزادی‌2

معنی

داری

1

خوش­بینی

1

798/0

1

1

278

504/70

1

278

0001/

2

حل مسئله

2

745/0

2

1

278

503/47

2

277

0001/

3

همدلی

3

717/0

3

1

278

334/36

3

276

0001/

4

آزمون واقعیت

4

696/0

4

1

278

088/30

4

275

0001/

5

استقلال

5

672/0

5

1

278

728/26

5

274

0001/

 

تحلیل ممیز  به روش گام به گام بر روی 15 متغیر پیش‌بین، برای پیش بینی کارآفرینی در افراد صورت گرفت و نتایج آن در جدول 3 آمده است. مطابق این جدول، پس از ارائه 15 متغیر، 5 متغیر جواز ورود به معادله رگرسیون را پیدا کردند. در گام اول، متغیر خوشبینی، در گام دوم متغیر حل مسئله، در گام سوم متغیر همدلی، در گام چهارم متغیر آزمون واقعیت و در گام پنجم متغیر استقلال وارد تحلیل شدند که F برای هر یک از پنج متغیر در سطح 0001/0p< معنی­دار است. از مجموعه متغیرهای روابط درون فردی؛ متغیر استقلال، از متغیرهای روابط میان فردی؛ عامل همدلی، از متغیرهای قابلیت سازگاری؛ عامل آزمون واقعیت و حل مسأله و از متغیرهای خلق کلی؛ عامل خوش­بینی در پیش­بینی عضویت گروهی مشارکت داشتند و هیچ­کدام از متغیرهای مدیریت استرس در پیش­بینی عضویت گروهی مشارکت نداشتند.

جدول 4 ضرایب استاندارد، غیر استاندارد و ساختاری، متغیرهای پژوهش با روش­های ورود و همزمان را نشان      می­دهد. همان طور که از اطلاعات مندرج در جدول4 روشن است، برای تنها تابع ممیز، با دو روش تحلیل، چهار دسته ضرایب استاندارد، غیراستاندارد، ضرایب ساختاری و ضرایب طبقه‌بندی تابع ممیز ارائه شده‌اند. با استفاده از ضرایب غیراستاندارد که در جدول 4 آمده است، معادله تابع ممیز را می‌توان به دست آورد.

جدول 4. جدول ضرایب استاندارد، غیراستاندارد، و ضرایب ساختاری و ضرایب طبقه‌بندی تابع ممیز به روش همزمان و گام به گام

پیش‌بین­ها

به روش همزمان

به روش گام به گام

کد

متغیر

ضرایب استاندارد تابع میز

ضرایب‌غیراستاندارد تابع ممیز

ضرایب ساختاری

ضرایب‌استاندارد
تابع ممیز

ضرایب‌غیراستاندارد تابع ممیز

ضرایب ساختاری

1X

خود آگاهی

038/0

012/0

297/0

-

-

-

2X

عزت نفس

042/0-

013/0

492/0

-

-

-

3X

جرأت ورزی

158/0

044/0

149/0

-

-

-

4X

استقلال

383/0

099/0

346/0

400/0

104/0

362/0

5X

خود شکوفایی

091/0-

026/0-

311/0

-

-

-

6X

همدلی

323/0

104/0

504/0

395/0

128/0

527/0

7X

مسئولیت پذیری اجتماعی

062/0

019/0

395/0

-

-

-

8X

روابط بین فردی

154/0

046/0

396/0

-

-

-

9X

آزمون واقعیت

527/0

154/0-

028/0

520/0-

152/0-

029/0

10X

انعطاف پذیری

101/0

030/0

197/0

-

-

-

11X

حل مسئله

486/0

189/0

604/0

452/0

176/0

633/0

12X

تحمل استرس

010/0

003/0

251/0

-

-

-

13X

کنترل تکانه

221/0-

047/0-

010/0

-

-

-

14X

خوش بینی

497/0

173/0

689/0

521/0

181/0

721/0

15X

شادی

031/0-

008/0-

259/0

-

-

-

 

عدد ثابت

 

193/11-

 

 

445/10-

 

 

نمودار1؛ توان تفکیکی متغیرهای پیش­بین ( خوش­بینی، حل مسئله، همدلی، عزت نفس، روابط بین فردی، مسئولیت پذیری اجتماعی، استقلال، خودشکوفایی، خودآگاهی، شادی، تحمل استرس، انعطاف پذیری، جرأت ورزی، آزمون واقعیت،کنترل تکانه) در تفکیک عضویت گروهی افراد را در متغیر ملاک (گروه افراد کارآفرین وگروه افراد غیرکارآفرین ) نشان می­دهد.

نمودار1: توان تفکیکی متغیرهای پیش بین در تفکیک عضویت گروهی متغیر ملاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با قرار دادن نمره­ی هر فرد در متغیرهای مربوط در تابع، نمره­ی فرد به دست می‌آید. با توجه به مرکز واره­ی داده‌های گروه کارآفرین و غیرکارآفرین جدول 2، چنانچه نمره­ی ممیز به دست آمده مثبت باشد، پیش‌بینی می‌شود که آن فرد کارآفرین است و اگر منفی باشد پیش‌بینی می‌شود آن فرد به گروه افراد غیرکارآفرین تعلق دارد. با توجه به ستون ضرایب غیراستاندارد و عدد ثابت تابع ممیز به روش همزمان، معادله­ی پیش‌بین زیر به دست آمد.

(3X) 044/0+  (2X) (013/0)+ (1X) 012/0+ 193/11-

= D=

+ (6X) 104/0+ (5X) 026/0- (4X) 099/0+

 

(9X) 154/0- (8X)046/0+ (7X) 019/0

 

(12X) 003/0+ (11X) 189/0+ (10X) 030/0+

 

(15X) 008/0- (14X) 173/0+ (13X) 047/0-

 

 

 

با توجه به ستون ضرایب غیراستاندارد و عدد ثابت تابع ممیز به روش گام به گام معادله پیش‌بین زیر به دست می‌آید.

 

(9X) 152/0- (6X) 128/0+ (4X) 104/0+ 445/10-

D==

                                                                                 (14X)181/0+ (11X) 176/0+

 

 

ضرایب ساختاری تابع ممیز، ماتریس ضرایب همبستگی هر متغیر با تابع ( نمره­ی پیش بینی شده­ی گروهی یا نمره­ی ممیز) است. این همبستگی‌ها به عنوان همبستگی­های متغیر متعارف یا بارهای ممیز نامیده می‌شوند. این بارها از نظر مفهومی مشابه بارهای عاملی در تحلیل عوامل هستند، بنابراین، در تفسیر تفاوت­های گروهی به کار می‌روند. ضرایب ساختارکمک می‌کنند تا سهم متغیرها در تفاوت‌های گروهی مشخص گردد.

بحث و نتیجه گیری

یافته­های پژوهش حاضر را می­توان به قرار ذیل خلاصه کرد. دامنه­ی همبستگی­های مقیاس ترکیبی روابط درون فردی هوش هیجانی با کارآفرینی بین 11/0 تا 34/0 بود که همگی از لحاظ آماری معنی­دار بودند. بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با کارآفرینی به ترتیب متعلق به عزت نفس و جرأت ورزی بود. رابطه­ی دسته­ی دیگری از روابط درون فردی هوش هیجانی از جمله خودآگاهی، استقلال و خودشکوفایی با کارآفرینی بین 21/0 تا 24/0 بود که بیشترین همبستگی مربوط به استقلال و کمترین همبستگی مربوط به خودآگاهی بود که همگی از لحاظ آماری معنی­دار بود. نتایج این پژوهش در رابطه با عزت نفس با یافته­های پژوهشی گلمن (2001)، مایر، سالوی، کارسو (2004)، بار- آن (1999)، بویاتزیس[10]، گلمن و هی[11] (2003)، کرنت (1996)، کوه (1996)، پامپلین  (2005)، اسدالله‌پور، زارعان و بخشی‌پور (1385) همخوان می باشد. در تبیین این یافته باید گفت که یکی از ویژگی­های افراد کارآفرین توانایی دوست داشتن خویشتن است. این توانایی، پایه­ی خودآگاهی و محور هوش عاطفی است که سبب می­شود فرد کارآفرین با بهره­گیری از آن به موفقیت، پیشرفت، خشنودی و سلامت جسم و روان دست یابد.

یافته­های این پژوهش در رابطه با جرأت ورزی با نتایج پژوهش­های گلمن (2006)، مایر، سالوی، کارسو (2004)، بار- آن(2002)، مک مانوس(2001) ،کوهن (1991؛ به نقل از مکتبی،1387)، مک کله لند(1961)، فلیچر(2004)، کوه (1996)، احمدپور داریانی(1380) و شادمرادلو (1383)، همخوانی دارد.

در تبیین این یافته باید گفت که افراد کارآفرین در پیگیری کار تا حصول نتیجه نهایی از کار دست نمی­کشند. از دید مردم عادی، کارآفرینان، ریسک پذیرند، در حالی که تحقیقات نشان می­دهد کارآفرینان نوعاً این گونه نیستند. کارآفرین شخصی است میانه رو که مخاطره­ی حساب­شده را می­پذیرد. آن­ها لزوماً در پی فعالیتی نیستند که مخاطره­ی آن بالا باشد بلکه تمایل دارند مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی «معمولی» تلقی می­شود، بپذیرند (لانک تکر، مور و پتی، 1997، به نقل از احمدپور داریانی، 1380).

نتایج پژوهش حاضر در رابطه با خودآگاهی با یافته­های پژوهش­های گلمن (1995)، مایر، سالوی، کارسو (2004) و بویاتزیس، گلمن و هی (2003) همخوانی دارد.

در تبیین این یافته می­توان این چنین بیان کرد که کارآفرین در طول فرآیند کارآفرینی با تضادهای هیجانی فراوانی روبه­رو می­شود، از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب، پس چنانچه از لحاظ خودآگاهی هیجانی قوی نباشد، نمی­تواند منابع اشتیاق یا عجز و ناکامی را شناسایی نماید و در نتیجه احتمال موفّقیت او بسیار کم می­شود. از سوی دیگر، فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل، از این نیرو همانند یک عامل جلو برنده استفاده کرده، منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی می­کند و با برنامه­ریزی، نقش این عوامل را کاهش می­دهد.

نتایج این پژوهش در مورد استقلال با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، فلیچر(2004)، هیسریچ و همکاران ( 2008) و سبحانی(1386) همخوان می­باشد.

در تبیین این یافته­ی متناقض باید گفت که کارآفرین از یک سو نیاز به استقلال داشته و از سوی دیگر، جلب حمایت دیگران برایش حیاتی است این هیجانات می­تواند با هم تداخل پیدا کرده و باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد. از این رو کارآفرین باید توانایی بالایی در مدیریت عواطف داشته باشد تا بتواند بین میل به استقلال و نیاز به حمایت دیگران تعادل برقرار کند. پختگی و کمال همراه با احساس وسیع بودن خود و توانایی برقراری رابطه­ی گرم و صمیمانه با دیگران، کارآفرین را قادر می­سازد از حمایت­های سایر افراد برای پیشبرد اهداف خود نهایت استفاده را ببرد و در عین حال خود را در مرکز تصمیم­گیری نگه دارد.

نتایج این پژوهش در رابطه با خودشکوفایی، با یافته­های پژوهشهای بار- ان (1999)، کوپر (2006 )، گلمن (1998)، پیترایدز[12] و همکارانش(2004)، کیمبرلی[13] (2003)، پارکر[14] و همکاران (2004)، پول[15] (1997؛ به نقل از حدادی کوهسار، 1383) ، آماندا استووارت[16](1997؛ به نقل از خداوندی، 1383) ، بویاتزیس، گلمن و هی ( 2001)، شادمرادلو (1383) و سبحانی (1386) همخوانی دارد.

در تبیین این یافته باید گفت که کارآفرین باید از توانایی خود انگیزی بالایی برخوردار باشد. زیرا کارآفرین در مسیری قدم می­گذارد که مشوق­های بیرونی بسیار اندکی خواهد داشت لذا انگیزه­ای که بتواند عوامل تأثیرگذار را در کنار هم قرار داده و برآیند حاصل را به سوی هدف متمرکز نماید، باید از درون خود کارآفرین بجوشد. بیشتر مدیران و رهبران دریافته‌اند که داشتن انگیزه­ی درونی قوی، ضروری‌تر از دانش یا مهارت‌های فنی است (کوپر ،2006 ).

از سوی دیگر، دامنه­ی همبستگی­های مقیاس ترکیبی روابط میان فردی هوش هیجانی با کارآفرینی بین 28/0 تا 34/0 بود که همگی از لحاظ آماری معنی­دار بودند. بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با کارآفرینی به ترتیب متعلق به همدلی و روابط بین فردی بود.

نتایج این پژوهش در مورد همدلی با یافته­های پژوهشی بار- ان ( 1999)، گلمن (2002)، کووی (1989؛ به نقل از مکتبی،1387)، بویاتزیس، گلمن و هی ( 2001)، خسرو جاوید (1381) و شادمرادلو (1383) همخوان می­باشد.

این یافته را این طور می توان تبیین کرد که شاهراه جلب حمایت دیگران عواطف است و از کانال عواطف است که می­توان نظر دیگران را با رضایت خاطر به همکاری جلب نمود، این امر مستلزم درک و همدلی بالا است.

نتایج این پژوهش در رابطه با روابط بین فردی با یافته­های پژوهش­های بار- ان (1997)، گلمن (1995)، اوستین[17] (2004)، فراری[18] و همکاران (1999)، بویاتزیس، گلمن و هی ( 2001)، استیس و براون (2004)، رایس[19] ( 1999)، پارکر، سامرفیلد[20] (2004)، سبحانی(1386)، همخوانی دارد.

در تبیین این مورد می­توان اشاره کرد که افراد کارآفرین با دارا بودن مهارت قوی­تر به راحتی می­توانند مسیر فکری و رفتاری دیگران را در سمتی که می­خواهند، هدایت کنند، خواه با توافق او برای ایجاد رفتار جدیدی باشد، خواه برانگیختن او برای ایجاد رفتار و عملکرد جدید باشد. این افراد، همیشه چرخه­ی وسیعی از اطلاعات را فراهم می­کنند و خیلی سریع جنبه­های مشترک افراد را شناسایی و بعد از آن یک رابطه­ی مؤثر برقرار می­کنند و این عمل حاکی از آن است که اعمال چنین افرادی براساس فرضیات حساب شده و دقیق می­باشد. افراد کارآفرین در اولین فرصت در محیط کاری یک شبکه­ی ارتباطی غیر رسمی قوی برقرار کرده و از آن در جهت پیشبرد اهداف خود بهره می­گیرند .

نتایج این پژوهش در مورد مسئولیت­پذیری با نتایج پژوهش­های: بار- ان (1997)، گلمن (2003، به نقل از شادمرادلو، 1383)، استیس و براون،(2004)، زائو و سیبرت (2005)، مک کری و کاستا (1987)، کوپر(2006)، احمدپور داریانی(1380) و سبحانی(1386)، همخوانی دارد.

 در تبیین این یافته می­توان گفت که فرد کارآفرین، مسئولیت پذیر است و حس پایبندی به مسئولیت از قلب او نشئت می‌گیرد و منشأ خارجی ندارد. اصولاً پای‌بندی به تعهّد ندای وجدان است که می‌توان آن را درونی‌ترین صدای شهود دانست (کوپر،2006).

از سوی دیگر، دامنه­ی همبستگی­های مقیاس ترکیبی قابلیت سازگاری هوش هیجانی با کارآفرینی بین 02/0 تا 40/0 بود که بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با کارآفرینی به ترتیب متعلق به حل مسئله و آزمون واقعیت بود.

نتایج این پژوهش در مورد حل مسئله با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، مایر و سالووی (1993، به نقل از شادمرادلو، 1383) و سبحانی (1386) همخوانی دارد.

در تبیین این نکته می توان گفت افراد کارآفرین یک قطب­نمای درونی برای زندگی و کار دارند که آن­ها را در پیشامدهای غیرمترقبه به راه‌حل ­های موفّقیت‌آمیز رهنمون می­کند. این واکنش قلبی، نبوغ خلّاق و شهود را شعله‌ور می‌سازد، فرد را با خود صادق می‌گرداند، روابط اطمینان ‌بخش برقرار می‌کند، تصمیمات مهم را مشخص می‌کند و به حل مسائل منجر می­شود. توانایی تصمیم‌گیری بر پایه­ی شم و بصیرت و استدلال و منطق، ارزشمندترین دارایی کارآفرینان و حاصل سال‌ها تجربه­ی آنان در زمینه­های مختلف می­باشد که راه­گشای آنان در موقعیت‌های بسیار پیچیده تصمیم­گیری است. کارآفرین (مذکر یا مونث) از خلاقیت برای حل مسائل بدیع استفاده می­کند و برای محصولات، الگوهای کسب و کار یا راهبردها یک رویکرد نوآورانه را اتخاذ می­کند. به عبارت دیگر، مدیران، برای انسجام فعالیت و حفظ بهره­وری موجود روی پیامدهای نقش­ها و روش­های رسمی تأکید ویژه دارند (وبر، 1947).

نتایج این پژوهش در رابطه با آزمون واقعیت با یافته­های پژوهش­های کوپر(2006). همخوان می­باشد ولی با پژوهش بار- ان (2002) و سبحانی (1386) تا حدودی ناهمخوان است.

در تبیین این یافته­ی متناقض، می­توان این گونه استدلال کرد که کارآفرین در پی خلاقیت و نوآوری و خلق    پدیده­های نو و جدید می­باشد و این کار مستلزم نگاه به آینده، نگاه به افق های نامکشوف و گاهاً ناملموس می­باشد. کارآفرین در این موارد منتظر یک راهنما و یا یک نقشه از پیش ترسیم شده نمی­ماند چون مسیر، یک مسیر نو و روش­ها گاهاً       روش­هایی ابتکاری هستند که به دلیل نبود مصداق قبلی نیاز به آزمون و خطا در آن­ها و برای تثبیت آن­ها وجود دارد. کارآفرین به آزمون واقعیت نمی­پردازد و خود مستقیمأ به مانند یک خط شکن عمل نموده و با بهره­گیری از توان خلاقه­ی خود و اعتماد به احساس و شهود خود برای دست­یابی به اهداف خود گام در راه ناشناخته می­گذارد و در واقع کارآفرین بیش از آن که متکی به واقعیت­ها ی عینی باشد خود را از دنیای خارج جدا می­کند و به رویابافی و پرواز در عرصه­ی خیالات     می­پردازد (کوپر،2006).

نتایج این پژوهش در رابطه با انعطاف پذیری با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، فلدمن (1999، به نقل از سبحانی، 1386) همخوانی دارد.

این یافته را می­توان این طور تبیین کرد که فرد کارآفرین به مدد انعطاف­پذیری که یکی از ویژگی­های مهم آن­ها محسوب می­شود، همواره در مواجهه با مسائل به دنبال خلاقیت بوده و از همه­ی راه­حل­ها و نظرات استقبال می­کند و در این راه ابتدا به تحقیق و بررسی درباره­ی مسائل پرداخته و سپس از عقل و منطق در برخورد با مسایل استفاده می­کند و در عین حال اعتدال عاطفی و عقلی را برقرار می­سازد که همان انعطاف در تصمیم و عمل است.

از سوی دیگر، دامنه­ی همبستگی­های مقیاس ترکیبی مدیریت استرس هوش هیجانی با کارآفرینی بین 007/0 تا 18/0 بود. بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با کارآفرینی به ترتیب متعلق به تحمل استرس و کنترل تکانه بود که همبستگی به دست آمده در مورد متغیر اخیر معنی­دار نبود.

نتایج این پژوهش در رابطه با تحمل استرس با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، پریس[21] (2000)، لوری جای[22] (2003)، تیرگری (1383)، پارکر و همکاران[23] (2006) و سبحانی(1386) همخوانی دارد.

پذیرش شکست، قد خم نکردن در مقابل آن، سر پا ایستادن و ادامه­ی فعالیت جهت رسیدن به موفّقیت ولو با سبک و شیوه­ای دیگر از ویژگی­ها و توانایی­های افراد کارآفرین است. افرادی که ظرفیت توسعه یافته­ی خوبی برای تحمل استرس دارند، به جای اینکه تسلیم احساس درماندگی و ناامیدی شوند، تمایل به مواجهه با مشکلات و بحران­ها را دارند. اضطراب غالباً وقتی حاصل می­شود که این مولفۀ هوش هیجانی اجتماعی به طور بسنده­ای عمل نکند (سبحانی، 1386).

نتایج این پژوهش در رابطه با کنترل تکانه با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، کوپر(2006)، لوری جای[24] (2003)، خسرو جاوید (1381) و شادمرادلو (1383) ناهمخوانی دارد.

در تبیین این ناهمخوانی می­توان این چنین استدلال کرد که در ظرفیت بالای کنترل تکانشی، به صورت وحدت اضداد ظاهر می­شود (تورنس،1980) و این نوع ناهماهنگی احساسی در ظاهر آن­ها و در اعمال و رفتار آن­ها منعکس می­شود. می­توان گفت این افراد نمی­توانند از لذتی که از پیشرفت و کشف ناشناخته­های مسیر و حل مسائل می­برند، چشم پوشی کنند و نوعی اعتیاد به کار و سخت کوشی دارند که آن­ها را از رسیدگی به سایر امور زندگی باز می­دارد. چنانچه در بیشتر موارد خانواده­های این افراد همواره از نحوه­ی زندگی آنان گله­مند هستند و حتی در بسیاری از مواقع، اعمال و رفتار آنان را غیر مسئولانه ارزیابی و تلقی می­کنند. مورد دیگر که در این تحقیق به نظر می­رسد تأثیرگذار بوده باشد ترکیب سنی افراد آزمایش شونده است. این افراد بیشتر از گروه سنی جوان و رده­های سنی سال­های آغازین دهه­ی بیست سالگی می­باشند و به طور طبیعی افراد در این سنین هنوز پختگی لازم برای کنترل تکانه­ها را نیافته­اند و این مطلب از کمبود تجارب ناب زندگی از یک سو و از سوی دیگر از عدم دست­یابی کامل این افراد به خودآگاهی که لازمه­ی شناسایی و کنترل عواطف و تکانه­ها است، ناشی شده است و دلیل دیگر که به نظر توجیه­کننده­ی این عدم معنی­داری است، می­تواند این نکته باشد که افراد تحت آزمایش، افراد کارآفرین مطلق نیستند که انتظار یک نمره­ی مطلق برای آن­ها داشته باشیم.

از سوی دیگر، دامنه­ی همبستگی­های مقیاس ترکیبی خلق کلی هوش هیجانی با کارآفرینی بین 18/0 تا 45/0 بود که همگی از لحاظ آماری معنی­دار بودند. بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با کارآفرینی به ترتیب متعلق به      خوش­بینی و شادی بود.

نتایج پژوهش حاضر در خصوص ارتباط میان خوش­بینی با کارآفرینی با یافته­های پژوهش­های بار- ان (2002)، کوپر (2006)، سبحانی (1386) و شادمرادلو (1383) همخوانی دارد.

یکی دیگراز ویژگی­های کارآفرینان، خوش­بینی است. خوش‌بینی به معنای امید و اطمینان قوی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی همه چیز با وجود شکست‌ها، زیان‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها به خوبی پیش خواهد رفت (کوپر، 2006). از دیدگاه هوش هیجانی، خوش­‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی مقاوم می‌سازد. افرادی که خوش‌بین هستند، شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند آن را تغییر داده و در نوبت بعدی به موفقیت مبدل سازند؛ در حالی که افراد بدبین، به خاطر شکست خود را سرزنش کرده و آن را به خصیصه‌ای دیر پا در وجود خود نسبت می‌دهند که قادر به تغییر آن نیستند (گلمن، 1382).

نتایج پژوهش حاضر در خصوص ارتباط میان شادی با کارآفرینی با پژوهش­های بار- ان (1997)، گلمن (1995)، فورنهم[25] (2004) و حسین علیان (1384) همخوانی دارد.

در تبیین این یافته باید گفت که افراد شاد، دارای اهدافی بلندپروازانه و عالی می‌باشند، انتظار موفقیت بیشتری دارند و بیشتر برنامه‌ها و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می‌دهند که حکایت از خوش‌بینی، خلّاقیت و انسجام شخصیتی بیشتر آنان نسبت به دیگران دارد. جالب‌تر اینکه یافته‌ها نشان می‌دهد برخورداری از خلق مثبت واقعاً به افراد کمک می‌کند تا بهتر عمل نمایند، موفقیت بیشتری کسب نمایند و نتایج درخشان‌تری به دست آورند (سیاروچی و همکاران، 1383).

با توجه به یافته­ی کلی پژوهش حاضر مبنی بر این که از روی متغیر‌های هوش هیجانی می­توان کارآفرین بودن و کارآفرین نبودن افراد را پیش‌بینی نمود؛ لذا نیاز به یک سرمایه­گذاری همه جانبه در همه­ی ابعاد و حیطه­های هوش هیجانی به عنوان یک فاکتور قابل آموزش ضروری به نظر می­رسد. بنابراین، لازم است که سازمان‌ها و نهاد‌های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، اقدامات عملی و کارشناسانه در این خصوص انجام دهند.

 



[1] - Catalyst

[2] - Small and Medium Enterprises

[3] - Downsizing

[4] - Privatization

[5] - Bradberry

[6] - Golemann

[7]- Alan, R, Kenyon

[8]- Construct Validity

[9]- Concurrent Validity

[10]. Boyatzis

[11]. Hay

1- Petrides

2- Kimberly

3- Parker

4- Pool

5- Stowart

1- Austin, E.J

2- Ferari, J

3- Rice

Summerfeld 4-

1- Priss, L

2- Loree, Jay, E

3- Parker & Marjorie

4- Loree, Jay, E

[25]- Furnham.A

احمد پورداریانی، محمود (1380)، "کارآفرینی : تعاریف، نظریات و الگوها"، تهران، شرکت پردیس.

اکبرزاده، نسرین (1384)، "هوش هیجانی"، تهران، انتشارات فارابی.

برادبری، تراویس (۱۳۸۴)، "هوش هیجانی"، ترجمه­ی مهدی گنجی، تهران، نشر ساوالان.

تورنس، ای پال (1980)، "استعدادها و مهارت­های خلاقیت و راه­های آزمون و پرورش آن­ها"، ترجمه­ی حسن قاسم زاده.(1381)، چاپ سوم، تهران، انتشارات دنیای نو.

تیرگری، عبدالحکیم (1383)، "رابطه­ی ساختاری هوش هیجانی با سازگاری زناشویی و تدوین و کاربرد برنامه­ی مداخله تقویت هوش هیجانی جهت کاهش ناسازگاری زناشویی"، پایان­نامه­ی دکتری تخصص روانشناسی بالینی. انستیتو روان­پزشکی تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

حدادی کوهسار، علی اکبر ( 1383)، "بررسی مقایسه­ای هوش هیجانی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان شاهد و غیر شاهد دانشگاه تهران"، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی دانشگاه شاهد.

حسین علیان، محسن( 1384)، "مقایسه­ی هوش هیجانی قهرمانان و ورزشکاران رشته­های گروهی – انفرادی با افراد غیرورزشکار"، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی.

خداوندی راهدانه، شهین (1383)، "بررسی هوش هیجانی بر میزان رضایت از زندگی زناشویی و رابطه­ی آن با نظام ارزش همسران"، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد روان­شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.

خسرو جاوید، مهناز (1381)، "بررسی اعتبار و روایی عامل هوش هیجانی شات در میان نوجوانان".

سبحانی صراطی، سجاد (1386)، "بررسی رابطه­ی ساده و چندگانه­ی بین هوش هیجانی با مهارت­های اجتماعی مدیران شرکت جهاد نصر اصفهان و نگرش­های شغلی زیردستان"، پایان نامه­ی کارشناسی ارشد، روان­شناسی صنعتی و سازمانی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

شادمرادلو، مهران (1383)، "مقایسه­ی نقش هوش هیجانی و هوش شناختی در پیش­بینی پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان پیش دانشگاهی شهر تهران"، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد روا­ن­شناسی تربیتی دانشگاه شهید بهشتی تهران.

صمد آقایی، جلیل (1377)، "از کارآفرینی تا جان آفرینی"، مجله­ی تدبیر، شماره­ی 87.

گلمن، دانیل ( 1995)، "هوش هیجانی، توانایی محبت کردن و محبت دیدن"، ترجمه­ی نسرین پارسا (1380)، تهران، انتشارات رشد.

مکتبی، غلامحسین (1387) "تأثیر آموزش هوش هیجانی بر سازگاری اجتماعی، اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی در دانشجویان"، پایان­نامه­ی دکتری روان­شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

Austin, E. J . )2004(, “An investigation of the relationship between trait emotional intelligence and emotional task performance, Personality and Individual Differences”, 36, 1855–1864.

Bar-on, R. (1997), “Emotional Quotient Inventory (EQ-i): Technical manual”,  Toronto, Canada: Multi-Health systems.

_________ (2002),  “Emotional Quotient Inventory (EQ-i): Technical manual”, Toronto, Canada: Multi-Health systems.

Boyatzis, R. E., Goleman, D., & Hay Group .(2001). The Emotional Competence Inventory (ECI). Boston: Hay Group.

Cooper, D. R  . )2006(, “Marketing  Research”,  Boston: McGraw-Hill.

Ferrari, J.R., Harriott, J.S. & Zimmerman, M. (1999), “The Social Support Networks of Procrastinators-Friends or Family in times of Trouble. Personality and Individual Differences”, 26, 321-331.

Fletcher, D (2004( , “Entrepreneurship organizational )re(emergence and International development in a second- generation family firm”,  International Journal of entrepreneurial behavior & Research, 10)1/2).

Frank, H . )2005( , “Entrepreneurial orientation and education in Austrian secondary school”, Journal of small business and Enterprise Development, 12 )2).

Goleman, D .)1995 (, “Emotional intelligence”,  New York: bantam book.

__________  )1998( , “Working with emotional intelligence”, New Yourk: Bantam.

Gurol, Y., Atsan, N . )2006) , “Entrepreneurial characteristics amongst university students”, Education Training, 48)1).

Hisrich, R. D.; Peters, M.; Shepherd, D.  )2008(  , “Entrepreneurship, )Seventh Ed( Mc Graw-Hill”

Kimberly, A . )2003  ( , “Dose emotional intelligence assist in the prediction of academic success? Educational and Psychological Measurement”, 63 )5(, 840-858.

Koh, H. )1996 ( , “Testing hypotheses of entrepreneurial characteristics”, journal of Managerial psychology, 11 )3(.

Looree J. E .(2003) , “Social support and well-being of the elderly M.S.state university”, Long been.  www.prequest.com.

Mayer, J. D., Salovey, P., Caruso, D). 2004(  , “Emotional intelligence: Theory, findings, and implications”,  Psychological Inquiry. 15, 197–215.

Mc Clland, D. C).1980( , “Motive disposition: The merits of operant and respondent Measure”,  In L. Wheeler )Ed(  Review of Personality and Social Psychology. Beverly Hills, CA: Sage.

McCrae, R. R ., & Costa, P. T.  )1987(  , “Creativity, divergent thinking, and openness to experience”,  Journal of Parsonality and Social psychology, 52, 1258- 1265.

Mc Manus, M.  )2001(   , “A comprehensive literature review and critique on emotional intelligence as a conceptual framework for school counselors”.

Parker, A .james, A.D.Larura, J & summerfeldt, M. (2004 ( , “emotional intelligence and academic success Personality and Individual Differences”. 36 )1(, January 2004, Pages 163-172

Petrides, K. V., Frederickson, N., & Furnham, A) .2004(  , “The role of trait emotional intelligence in academic performance and deviant behavior at school”

Priss, B. (2000) , “dependence, self criticism, social contex and distress”,. 28. 515-525.

Rice, C .L. )1999) , “Aquantitative study of emotional intelligence and its impact on team performance “, pepperdine university.

Zhao, H., Seibert, S.  E ) .2005( , “The mediating role of self- essicacy in the development of entrepreneurial intentions”,  Journal of Applied psychology. 90)6(, 1265-1272.

 

کتاب­شناسی

سیاروچی، ژوزف، فورگاس، ژوزف و مایر، جان (1383)، "هوش عاطفی در زندگی روزمره"، مترجمان: اصغر نوری وحبیب الله نصیری، تاریخ نشر به زبان اصلی: (2001). اصفهان، نشر نوشته.

هیسریچ، رابرت دی و پیترز، مایکل پی (2002)، "کارآفرینی"، مترجمان: سیدعلیرضا فیض بخش و حمیدرضا تقی یاری. تاریخ نشر به زبان اصلی: (1383)، تهران، موسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف.