با توجه به چالشهای پیچیده پیشروی سیاستگذاران، برخی از اندیشمندان تلاش نمودهاند با ارائه مدلهای ترکیبی سیاستگذاری قدرت تبیین و ارائه توصیههای سیاستی مدلها را افزایش دهند. در مقاله حاضر با اتکاء به دو رویکرد نهادی-رفتاری الگوی جدیدی برای تبیین سیاستگذاری ارائه شده است که بر اهمیت نهادها، میانبرهای ذهنی و کل ساختار نهادی در موفقیت یا شکست سیاستگذاری تاکید میکند.
مبتنی بر مدل فوق و استفاده از روش تحلیل تاریخی- مقایسهای، سیاستگذاری مسکن در ایران از اولین برنامه توسعه در سال 1327 تا پایان برنامه ششم بررسی و با کشورهای منتخب مقایسه شده است. یافتهها نشان میدهد هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار در ایران تقریبا دو برابر میانگین جهانی است که نشان از شکست سیاستگذاری در این حوزه دارد. سیاستگذاران در ایران دچار سوگیری شناختی به دلیل میانبرذهنی دسترسپذیری هستند و ساخت مسکن را معادل حل چالش مسکن میدانند. همچنین از بسیاری از قوانین و قواعد(نهادها) که باعث کاهش سفتهبازی در این بازار غفلت مینماید. کل ساختار نهادی نیز به درجهای از مشارکت نرسیده است که به ایدههای جایگزین توجه کند. تحت این شرایط تنظیمگری در بازار اجاره، استفاده از ابزارهای مالیاتی، حمایت از خرید مسکن اول و مسکن اجتماعی باعث بهبود شرایط خواهد شد.