حکمرانی زنجیره ارزش گوگرد در ایران بهواسطه جانبی بودن محصول، تعدد نهادهای درگیر، و تشدید الزامات زیستمحیطی و ایمنی، با چالشهای نهادی و تنظیمگری ساختاری مواجه است. این پژوهش با تمرکز بر لایه حکمرانی نهادی، به تحلیل توزیع نقشها، ابزارهای تنظیمگری و سازوکارهای هماهنگی میان نهادهای حاکمیتی مرتبط با زنجیره گوگرد میپردازد. مطالعه با رویکرد کیفی و طراحی مطالعه موردی انجام شده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان، بررسی اسناد سیاستی و مقرراتی، و مطالعه تطبیقی تجربههای منتخب بینالمللی گردآوری و با کدگذاری ترکیبی و تحلیل مضمون پردازش شده است. برای شناسایی گرههای نهادی، از نگاشت نهادی نیز استفاده شد. یافتهها نشان میدهد مسائل حکمرانی زنجیره گوگرد در چهار محور کلان تجمیع میشود: خلأهای رگولاتوری و استانداردی در پایش، کنترل کیفیت و الزامات ایمنی و زیستمحیطی؛ شکست مسیر نهادی مجوزدهی و ترجمان شواهد به استانداردها و رویههای اجرایی؛ ضعف هماهنگی بینبخشی و همراستاسازی انگیزهها در اجرا و تجاریسازی؛ و کاستیهای سیاستگذاری اقتصادی و حکمرانی داده در قیمتگذاری، تجارت و تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات. این یافتهها حاکی از آن است که گذار از نگاه حاشیهای و دفعمحور به گوگرد به سمت یک رویکرد راهبردی، نیازمند یکپارچگی تنظیمگری است؛ در غیر این صورت، خلق ارزش افزوده اقتصادی، توسعه تجارت پایدار و مهار مخاطرات زیستمحیطی این محصول عملاً امکانپذیر نخواهد بود. بر این اساس، توصیههای سیاستی شامل استقرار مسیر پذیرش و استانداردسازی، نهادینهسازی مجوزدهی و گواهی فنی، تقویت سازوکارهای هماهنگی و قراردادهای عملکردمحور، و استقرار حکمرانی داده و اصلاح ابزارهای بازار و تجارت ارائه میشود.