رضایت‌مندی سیاسی- ملی در پهنة جهانی شدن (بازکاوی تاثیر رسانه‌های فرامرزی و درون مرزی بر رضایت‌مندی سیاسی- ملی در عصر جهانی‌شدن)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی تهران

چکیده

در معادلات سیاسی بین‌المللی، رسانه‌ها به‌عنوان نیرومندترین و در ضمن باصرفه‌ترین ابزار پیشبرد اهداف و ایدئولوژی‌های دست‌اندرکاران پروژة جهانی‌‌کردن به‌حساب می‌آیند. در واقع، قدرت‌های جهانی در تلاش هستند با استفاده از قدرت رسانه‌ها، فرایندهای جهانی شدن را به نفع خود تغییر دهند. در این خصوص، تاثیر گذاشتن بر سطح رضایت‌مندی سیاسی مردم کشورهای مختلف از طریق رسانه‌ای کردن ضعف‌ها یا نقاط قوت دولت‌ها و افزایش توقعات مردم، یکی از برنامه‌های مورد توجه آنان بوده و هست.
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطة رسانه‌های جمعی و رضایت‌مندی سیاسی- ملی، با بررسی‌ نظریه‌های مختلف در حوزة رضایت‌مندی سیاسی و رسانه‌های گروهی،  به بیان نظری مسئلة تحقیق پرداخته است. در این تحقیق، از روش پیمایش و تکنیک پرسش‌نامه از میان حجم نمونة 400 نفر، به گردآوری داده‌ها پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که از بین چهار رسانة گروهی (تلویزیون، ماهواره، اینترنت و روزنامه) میزان مصرف اینترنت، رابطة معناداری با متغیر وابستة تحقیق نداشت، اما رسانه‌ی  دیگر، در سطح اطمینان 99 درصد، رابطة معناداری با رضایت‌مندی ضرایب رگرسیون چند متغیری نشان می‌دهد که به‌ترتیب، تلویزیون، ماهواره و روزنامه، بهترین پیش‌بینی کننده‌ها برای رضایت‌مندی سیاسی- ملی‌اند.

کلیدواژه‌ها


1-    مقدمه و طرح مسئله

رضایت سیاسی[1] مردم، در تمامی جوامع به­دلیل داشتن ابعاد بین­المللی و مشروعیت سازی برای حکومت­ها در عرصة جهانی، روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می­گیرد، و از آن­جا که تأثیر مستقیمی بر افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی- اجتماعی دارد، مورد توجه سیاست­مداران و پژوهشگران مسائل اجتماعی- سیاسی نیز واقع می­گردد. امروزه، دست­اندرکاران اکثر حکومت­ها به­دنبال شناخت و رفع موانع مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم­اند، و به­همین دلیل، تواناسازی آحاد مردم و جلب مشارکت و نظر تمام آن­ها در رابطه با نهادهای دولتی، از نظر سیاسی ضروری به­نظر می­رسد. در چنین جهانی که در پرتو انقلاب الکترونیک و ارتباطات، به­واقع  به دهکده­ای کوچک و در دسترس همگان تبدیل شده، رضایت و مشارکت فعّال آحاد جامعه از جمله زنان، مردان و گروه­های اقلیت، برای داشتن یک زندگی مطلوب، ضروری به­نظر می‌رسد. در مجموع، بنا به­دلایل ملی و بین‌المللی، نظام­های سیاسی جهان به اهمیت رضایت‌مندی سیاسی و پیامدهای مثبت آن برای توسعة اجتماعی، کسب مشروعیت و رفع تنگناهای ملی و فراملی، واقف شده­اند، و در صدد برآمده­اند تا موانع آن را تا حد امکان، مرتفع سازند. در این میان، صاحب­نظرانی چون (هانتینگتون، 1375؛ کیندر و کیویت، 1979، و رابرت دال،1364)، افزایش رضایت‌مندی سیاسی را از تأثیر‌گذارترین عوامل مشارکت اجتماعی و سیاسی در جامعه می پندارند.

بی‌تردید یکی از مهم­ترین و مؤثرترین عوامل برقراری وفاق، اقتدار و ارتقاء ضریب امنیت ملی، مشارکت مردمی[2] در صحنه‌های ملّی است. در واقع، مشارکت مردمی، تجلّی مشروعیت حاکمیت و ضامن تأمین و ثبات است؛ زیرا این امر می­تواند به مثابة مؤثرترین و مناسب­ترین پشتوانه جهت حلّ و فصل معضلات و بحران­های سیاسی – اجتماعی و امنیتی، مورد استفاده قرار گیرد. هر دولتی که بتواند جلوه­های بیشتری از همکاری و همدلی توده­های مردمی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و به­خصوص در دفاع از کشور و حکومت در مقابل تهدیدهای داخلی و خارجی جلب کند، می­تواند از اعتبار، شخصیت و موقعیت رفیع­تری در جامعة بین­المللی برخوردارشود (شعبانی، 1380، 4). امام خمینی(ره)، اعتماد و خودباوری را اصلی­ترین عامل مؤثر بر فرایند مشارکت عمومی می­دانست، و در رابطه با پایین بودن سطح  مشارکت مردم، معتقد بودندکه در تاریخ سیاسی دو سدة اخیر، مردم مجال چندانی جهت دخالت در کارها و به‌عهده گرفتن امور نداشته­اند؛ زیرا موانع بازدارندة سیاسی، عقیدتی و فرهنگی، مشارکت مردم  را همواره به‌تعویق می­انداخته است. به­زعم ایشان، افزایش اعتماد با مشارکت بیشتر همراه است؛ زیرا در صورت اعتلای مردم به وضعیت مطلوب از نظر روحی و روانی، نه تنها از اغتشاش ذهنی بیرون می­آیند و خود را مسئولانه در صحنه احساس می­کنند، بلکه در کشاکش جامعة مدنی و دولت، موضع­گیری متعهدانه­ای از خود نشان می­دهند (حسینی بهشتی و هادوی، 1385). به­راحتی می­توان از پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، این استدلال را استنباط کرد که آن‌چه موجب ارتقای مردم به وضعیت روحی مطلوب می­شود، میزان رضایت آنان از وضعیت سیاسی و اجتماعی و همدلی با مسئولین است، و این امر موجب افزایش مشارکت مردمی، و در نتیجه تسهیل فرایند توسعه و رسیدن به اهداف نظام جمهوری اسلامی است.

همچنان که پیشترگفته شد، با توجه به اهمیت رضایت­مندی سیاسی و تأثیر مستقیم آن در افزایش مشارکت، شناخت عوامل موثر و رفع محدودیت­ها، پیامدهای مطلوبی برای جامعه و حکومت در پی خواهد داشت. در این بین، یکی از عوامل موثر، رسانه­ها و سایر وسایل ارتباطی است. 

رسانه­ها در دنیای جدید، ضمن این­که منعکس کنندة نظرها و ایدئولوژی­های دولت مردان و سیاست­مداران در سطح ملی­اند، در پهنة جهانی هم با بازتاب سیاست­های دست­اندرکاران پروژه­های جهانی، سهم مهمی در برساختن واقعیت­ها در عرصه­های جهانی و منطقه­ای دارند. از منظری برساخت­گرایانه، رسانه، نقش میانجی را بین مخاطب و دنیای واقعی بازی می­کند. برساخت­گرایان معتقدند که مردم به شکل بلاواسطه با واقعیت یا عینیت در تماس نیستند، بلکه به آن­چه در میان ذهنیت‌شان یا آگاهی متعارف[3] واقعیت در نظر گرفته می­شود، واکنش نشان می­دهند (برگر و لوکمان، 1387: 34). آنان معتقدند هر چیزی که در حیطۀ میان ذهنیت مردم قرارگیرد، واقعیت اجتماعی مسلم پنداشته می­شود. درگذشته، منابعی که آگاهی متعارف از آن­ها سرچشمه می‌گرفت، بسیار محدودتر از امروز بود، اما با فراگیر شدن رسانه­ها، جهان امروزه حالت رسانه­ای[4] پیدا کرده است. رسانه، نقش مهمی در برساخت واقعیت های مربوط به آگاهی متعارف یا زندگی روزمره دارد و بنا به اعتقاد برخی چون بودریلار، تنها منبع سازندة واقعیت­ها یا تعاریف از واقعیت در دوران معاصر، رسانه است.

از نظر بودریلار، جامعة امروز دیگر تحت تسلّط تولید نیست، بلکه رسانه­ها، الگوهای سایبرنتیک و نظام‌های هدایت کنندة، فراوری اطلاعات، سرگرمی و صنعت‌های دانش و نظایر آن، بر جامعة امروز چیرگی یافته­اند. نتیجة ناشی از این نظام­ها، انفجار نشانه­هاست، و هدف، تسلط بر نظام­های تولید‌کنندة آن‌هاست. امروز دیگر نشانه­ها به چیزی دلالت ندارند، بلکه به پدیدة دیگری جز خود و ارجاع می­نمایند؛ به عبارت دیگر، آن‌ها به مدلول خود مبدل شده، و مرز میان واقعیت و نشانه از بین رفته است. به‌نظر بودریلار، جامعة جدید با تجربة انفجاری از درون، در حال از بین بردن تمایزهایی است که زمانی تصور می­شد جامعه مدرن بر پایة آن­ها استوار می­شود (ریتزر، 1384: 817). بودیلار، جهان جدید را جهان فراواقعیت در نظر می­گیرد، زیرا به نظر او، رسانه‌های جمعی، دیگر آیینة واقعیت نیستند، بلکه خود به جای آن می نشینند و واقعی­تر از آن می‌شوند.

قدرت تعیین کنندگی رسانه‌ها در جهان امروز به حدی است که برخی مجبور شدند به پدیده‌ای به‌نام دو جهانی­شدن اشاره کنند. در دو جهانی­شدن، فرد همچنان که با محیط عینی یا جغرافیایی خاصی سروکار دارد، هر لحظه در تعامل با محیطی مجازی و دنیایی است که عوامل و دست اندرکاران آن، فرسنگ­ها دورتر از وی هستند. به نظر پژوهشگران، با افزایش تعامل فرد با جهان مجازی، از نقش جهان عینی یا طبیعی در شکل‌گیری ارزش‌ها، نگرش‌‌ها و هویت وی کاسته می­شود (بل، 2001). در قالب پارادایم دو جهانی­شدن[5] می­توان استدلال کرد که مهم‌ترین تغییر در زندگی امروزی انسان، حضور این دو جهان متفاوت با هم است. تعامل یا رقابت این دو جهان با همدیگر‌، نقش تعیین کننده‌‌ای در آیندة زندگی اجتماعی - سیاسی انسان خواهد داشت؛ بنابراین، رسانه­ها می‌توانند با ارائة تعریف­ها یا برساخت­های مختلف از واقعیت، به شکل­گیری ارزش­ها و نگرش­های متفاوتی در مردم منجر شوند؛ همچنین رسانه­ها می­توانند با افزایش یا کاهش توقعات، بر میزان رضایت مردم تأثیر بگذارند.

میزان رضایت مردم از نظام سیاسی، در تحقق زندگی بهتر و جامعه­ای توسعه یافته­تر، اثر قابل توجهی دارد. رضایت‌مندی وسیع سیاسی، به­خصوص اگر به­صورت سازمان یافته انجام پذیرد، از بی­تفاوتی، تک­روی و از خود بیگانگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جلوگیری می­کند، و سبب کاهش تعارضات سیاسی و نابرابری اجتماعی می‌شود و نیروی همبستگی و وحدت ملّی را تقویت نماید.

عصر حاضر در پرتو دانش و فناوری، شاهد تحولات بی‌شماری است که گسترش امکانات ارتباطی در رأس آن­ها قرار دارد. در چنین شرایطی، اینترنت، ماهواره‌ها و رسانه‌های گوناگون با انتقال اطلاعات هم‌زمان، معلومات و مبادلة افکار و عقاید، نقش زیادی در تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارند (رفیعی، 1382: 13). پیشرفت فناوری و در راستای آن توسعة وسایل ارتباطی - اطلاعاتی که رابطه‌ای مستقیم با مردم دارند و بر افکار عمومی مؤثرند، بیان­گر اهمیت آن در تمامی ابعاد جامعة جهانی است. اهمیت فنّاوری­های ارتباطی اطلاعاتی، به­خصوص رسانه‌های نوین، از کار ویژة خاص خود به­عنوان کانال­هایی نشات می­گیرد که سیاست­مداران و دولت­مردان از طریق آن­ها می­کوشند، تا مخاطبان آن سوی مرزها را تحت تأثیر قرار دهند؛ زیرا رسانه‌ها ابزار مناسب قدرت نرم محسوب می‌شوند و از توانایی لازم و مؤثری برای نفوذ در افکار عمومی آن سوی مرزها برخوردارند (کاروثر، 1381: 193).

با توجه به آن­چه گفته شد، در جهان امروزی که به عصر جهانی­شدن معروف گردیده، رسانه­های جمعی، نقش بی بدیلی در ارائة چهره و سیمای سیاسی حکومت­ها و القای آن به افکار عمومی در سطح ملی و جهانی دارند. از آن­جا که رضایت‌مندی از نظام سیاسی برای هر جامعه­ای حیاتی و نشان ثبات و مشروعیت در آن کشور (در بعد داخلی و بین­المللی) است، تلاش برای گسترش، ارتقا، و کنترل رسانه­های جمعی و برنامه­ریزی در جهت همگام سازی با شرایط جهانی، از اولویت­های هر جامعه می­شود.

این پژوهش با علم به تأثیرگذاری عوامل مختلف بر میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی، بررسی نقش چهار رسانة جمعی (شبکه­های ماهواره، تلویزیون ملی ایران، اینترنت و روزنامه) را به­صورت خاص مد نظر قرار داده تا از این طریق بتواند ضمن بررسی میزان رضایت سیاسی- ملی جامعة مورد نظر، و نیز میزان استفاده از چهار رسانة مذکور در بین افراد جامعه، عملکرد هرکدام از رسانه­های فراگیر و جمعی پرمخاطب را در رضایت‌مندی سیاسی- ملی به عرصه­ی تحلیل و بررسی بکشاند. در این تحقیق، کوشش شده تا تأثیر رسانه­ها بر میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی افراد بررسی، و سپس در قالب رویکردهای جهانی­شدن، تحلیل شود؛ نیز تلاش گردیده تا تأثیر متغیّرهای زمینه­ای بر رابطة رسانه با میزان رضایت، مورد بررسی قرار گیرد. چنین تلاشی به­ویژه در شرایطی که کشور ما خواسته یا ناخواسته آماج حملات رسانه­ای استکبار جهانی در میدان جنگ نرم قرار گرفته است، ضروری به­نظر می­رسد بر اساس آن­چه پیشتر نقل شد، بررسی رضایت­مندی سیاسی و عوامل موثر در آن نه تنها می­تواند به شناخت موانع و بازدارنده­های مشارکت موثر مردم کمک کند، بلکه ارزیابی­ای از میزان تأثیرگذاری رسانة ملی در مقایسه با رسانه­های فراملی در میزان رضایت سیاسی مردم نیز به حساب آید. 

2- اهداف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق، بازکاوی تأثیر رسانه­های فرامرزی و درون مرزی بر رضایت‌مندی سیاسی- ملی با توجه به مختصّات جهانی است، لیکن اهداف دیگری نیز دنبال می­شود که برخی از آن­ها به قرار ذیل­اند:

- ارائة راهکارها و پیشنهادهای جدید جهت بالا بردن میزان رضایت­مندی مردم نسبت به نظام سیاسی کشور؛

 - چگونگی برنامه­ریزی، مقاوم سازی و نیاز سنجی برنامه­های رسانه­ای به­ویژه رسانة جمعی در بعد داخلی و بین­المللی با توجه به عصر جهانی­شدن؛

 - چگونگی خنثی­سازی توطئة دشمنان کشور با توجه به عملکرد رسانه­ای کشورهایی که در جبهة مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفته­اند.

 

3- چارچوب نظری

تعریف مفاهیم اولیه

رضایت‌مندی؛ در تعریف رضایت­مندی، تعاریف گوناگونی بیان شده، اما در بررسی این تعاریف، مؤلفه‌های زیر برجسته­ترند: یک وضعیت روان­شناختی، حالت و یا شرایطی است که با ارزیابی و انتظار هر فرد از ارضاء نیاز، انتظارات، آرزوها و امیال خود روی می­دهد(سیمون، 1982؛ نادری، 1383؛ میلان و استبان، 2004). فراتر از چنین منظر فردی و روا­ن­شناختی، رضایت با شرایط اجتماعی- سیاسی نیز ارتباط مستحکمی پیدا می­کند. تحقق اهداف جمعی که خود بستگی به کارآیی نظام سیاسی دارد، زمینه­ساز تحقق اهداف فردی، ارضاء نیازها و ایجاد امنیت اجتماعی نیز هست. نوع ارزیابی که فرد از عملکرد نظام سیاسی دارد، مبیّن ارزیابی مثبت و منفی از اهداف جمعی و توانایی نظام سیاسی در تحقق این اهداف است. ارزیابی مثبت از نظام سیاسی که به معنای رضایت سیاسی است، می­تواند نوسانات بیشتری نسبت به رضایت از زندگی داشته باشد، ضمن این که رضایت اجتماعی را نیز متأثر کند. هر نوع تصمیم­گیری یا نقصان در نظام سیاسی، شرایط فردی اجتماعی مردم را از جهت تحقق اهداف و ارضاء نیاز متاثر می­نماید. با توجه به آن­چه گفته شد، در واقع، رضایت سیاسی در نتیجة پاسخ به اوضاع بیرونی است که تا حدی متأثر از رسانه­های گروهی و نوسانات سیاسی است (صفدری، 1374).

جهانی­شدن[6]؛ این مفهوم چند وجهی، در حوزه‌های مختلف، حاوی  معانی خاصی شده است. جهانی‌شدن، مرحله‌ای جبری از رشد است که بشر در حال رسیدن به آن است، و فرایندی تدریجی است که از گذشته شروع شده و همچنان ادامه دارد، و هرچه از عمر آن می‌گذرد، شتاب آن افزایش می‌یابد، به گونه ای که وجه ممیزة دوران کنونی به شمار می‌رود. در یک فرایند تحول مفهومی، جهانی­شدن از پیش‌گویی دربارة جهان به نقطه ای رسیده که فرضیه‌هایی در مورد تحولات گسترده و در ابعاد متفاوت بیان می­کند.

 در تعریف جهانی­شدن، دو دسته رویکرد کلان مشاهده می‌شود: اندیشمندانی مانند رابرتسون، ‌هابسون، ویلسون وپترسون، جهانی‌شدن را تغییر بنیادین کل جهان می‌انگارند؛ در مقابل، افرادی مانند گیدنز[7]، به تغییرات اساسیِ جهان در نتیجة جهانی­شدن معتقد نیستند و جهانی­شدن را مدرنیتة بزرگ شده می‌دانند. در دسته‌بندی دیگری، رویکردها نسبت به جهانی­شدن به دو دستة  تقلیل گرایانه و چند ‌بعدی (گیدنز، 1377) قابل تقسیم است. تقلیل­گرایان، جهانی­شدن را تنها در بعد اقتصادی مود توجه قرار می‌دهند و در مقابل افرادی مانند گیدنز (گیدنز، 1377: 13)، "جهانی‌شدن دیالکتیکی" را مطرح می‌کنند.

فناوری­های ارتباطی- اطلاعاتی؛ مک لوهان در زمینة اهمیت وسایل ارتباطی، آن­ها را تنها وسیلة انتقال محض پیام نمی­داند، بلکه معتقد است که وسایل ارتباطی، مظهر و پیام یک عصر است که با استفاده از آن­ها، دنیایی دیگر و انسان­ها‌یی دیگر پدید می‌آیند. مک لوهان در تأیید این نظر خود، تا بدان­جا پیش رفته که معتقد است محتوای واحد در هر یک از وسایل ارتباط جمعی، می‌تواند اثری متمایز بر جای گذارد (ساروخانی، 1377، 51 -43).

رابرت کوهین‌ و جوزف نای[8] نیز معتقدند که انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی به­عنوان پدیده‌ای ملموس، فراگیر و اثرگذار، تأثیر به­سزایی بر منابع قدرت می‌گذارد، چنان­که احتمال می‌رود تا در قرن 21، فناوری­های اطلاعاتی – ارتباطی، مهم‌ترین منبع قدرت شناخته شوند.

 قدرت نرم‌افزاری به­گونه‌ای محسوس در اقناع فرهنگ از طریق برنامه‌های تلویزیونی اثرگذار است، و تردیدی نیست که سازوکارهای فناوری­های ارتباطی - اطلاعاتی، همچون ماهواره و پرتو امواج نامرئی شبکه‌های الکترونیکی جهانی، تاروپودهای قدرت تمدن­های آینده را تشکیل می­دهد (کوهن، 1998: 95-81). سازمان­های رسانه­ای، هم­زمان، هم ماهیت اقتصادی دارند( چرا که مخاطبان آن­ها حاضرند برای محصولات تولید شدة آن­ها هزینه صرف کنند) و هم ماهیت سیاسی. به تعبییر مانوئل کاستلز[9]، امروزه سیاست بر بال رسانه­ها جای گرفته و در نهایت  آن­ها می­توانند سمبل اخلاق و الگوهای رفتاری مطلوب در جامعه شوند (روشندل، 1385: 8).

در این تحقیق با توجه به موضوع، از نظریه­های ترکیبی نظریه­پردازان استفاده شده و به همین منظور، چارچوب نظری پژوهش مزبور به دو بخش، نظریه­های مربوط به رضایت‌مندی سیاسی، و نظریه­های مربوط به رسانه‌های جمعی، تقسیم شده است.

بخش اول: نظریه­های مربوط به رضایت‌مندی سیاسی

نظریة رضایت‌مندی اجتماعی- سیاسی

لوئیس­کریزبرگ[10] در کتاب خود تحت عنوان جامعه­شناسی تضادهای اجتماعی، با استفاده از نظریه­های متعدد، سه منشأ اساسی را برای نارضایتی تعیین می­کند. این سه منشأ از منظر و دیدگاه­های متعدد، موضوع نارضایتی را مورد بررسی قرار داده­اند. آن­ها به طور اجمالی بر این نکته وفاق دارند که منشأ نارضایتی را باید در نابرابری­ها و ارزیابی ناشی از آن جستجو کرد. این سه نگرش متفاوت را می­توان به گونه­ی زیر دسته­بندی کرد: اولین نگرش بر اهمیت محرومیت به­طور مطلق در افراد و میزان آن تأکید می­کند؛ نگرش دوم بر سطوح ناسازگاری بین موقعیت‌های متفاوتی که افراد در زندگی اجتماعی خود با آن مواجه­اند، تأکید دارد، و بالاخره نگرش سوم، به تغییراتی که در طول زمان در آن­چه که مردم دارند و آن­چه که تصور می­کنند باید داشته باشند، اشارت دارد (کریزبرگ، 1973).

دربارة منشأ نخستین نارضایتی­های اجتماعی، افرادی مثل رالف دارندوف[11] بیان می­­کنند که موافقت کافی وجود دارد که محروم­ترین افراد، بدترین احساس­ها را دارند؛ آن­ها نیازی ندارند تا بدانند محروم هستند (همان: 68). اینکلس[12] نیز طی مطالعات متعدد، این نتیجه را کسب کرده که سطح رضایت افراد از بخش­های متعدد، تابعی از توانایی اقتصادی آن­هاست. گریزبرگ در این­باره می­گوید: «اینکلس، اطلاعات بسیاری را از جوامع مختلف بررسی کرد و دریافت افرادی که در سطح پایین­تر شغلی یا اقتصادی قرار دارند، به­طور عموم، بیشتر نارضایتی را از خود نشان می­دهند (کریزبرگ، 68:1973).

منشأ دیگر نارضایتی، شکاف و ناسازگاری بین بخش­های متعدد زندگی فردی است، که افرادی مثل لنسکی و گافمن[13]، آن را چنین مورد توجه قرار داده­اند: نارضایتی، ناشی از نبود توازن در مرتبت و منزلت، و نبود هماهنگی و ناسازگاری در موقعیت­های متفاوت، باعث خواهد شد تا افرادی که در بعضی ابعاد در رتبة بالا و در بعضی ابعاد دیگر در رتبة پایین قرار دارند، یا خود را چنین ارزیابی می­کنند، به­طور مشخص، ناراضی باقی بمانند ( همان: 70).

منشأ سوم نارضایتی، از نبود پذیرش آن­چه مردم دارند، و یا فزونی در آن­چه که انتظار دارند داشته باشند، ناشی می­شود. نبود رضایت، زمانی آغاز می­شود که مردم در آن­چه که احساس می­کنند باید یا می­توانند داشته باشند، نوعی اُفت مشاهده کنند؛ این شکاف  یا اختلال، پایه­های اساسی شورش، خشم، اضطراب و نارضایتی است ( همان: 76).

طبق نظر ساموئل هانتینگتون[14] و نلسون[15]، فرایند توسعة اقتصادی- اجتماعی از دو طریق می­تواند به گسترش مشارکت سیاسی- اجتماعی بیا­نجامد :

الف) مجرای تحرک اجتماعی؛ کسب منزلت بالاتر اجتماعی، به­نوبة خود در فرد احساس توانائی و نگرش­های معطوف به تأثیرگذاری بر تصمیم­گیری­های عمومی را ایجاد می­کند، و این عوامل ذهنی در مجموع می­تواند مشوّق مشارکت در سیاست و امور اجتماعی باشد.

 

 

 

 

شکل شماره(1)

متغیرهای منزلتی، میزان سواد و تحصیلات فرد، بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارند. احساس بی­قدرتی و احساس بی­معنا بودن فعالیت سیاسی و مدنی و اعتقاد به بی­تأثیری اعمال فردی در روند وقایع و امور سیاسی- اجتماعی، نگرشی منفی است که میزان مشارکت را به حداقل می­رساند.

ب) مجرای سازمانی؛ یعنی عضویت و مشارکت فعال در گروه­ها و سازمان­های اجتماعی ( گروه­های مدافع علایق خاص، اتحادیه­های شغلی و صنفی)، احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر می­کند. نویسندگان در تحلیل خود به این نتیجه می­رسند که « منزلت اجتماعی- اقتصادی، به­طور تقریبی ده درصد واریانس مشترک را توضیح می­دهد، حال آن­که دخالت در فعالیت سازمان­ها، به­طور تقریبی 25/0 درصد این واریانس را تبیین می‌کند ( رضائی،1375: 56).

از دیدگاه فوق، مشارکت سیاسی و اجتماعی، متأثر از مداخله و همکاری افراد در فعالیت­ها، تشکل­ها و سازمان­هاست؛ یعنی میزان عضویت و همکاری فعال در گروه­ها، انجمن­ها، جماعات و نهادهای مردمی و احزاب سیاسی، نوعی بینش و مسئولیت فردی و جمعی برای فرد ایجاد می­نماید، که در نتیجه، تداوم همکاری و مشارکت، به مثابه ضرورت یا حتی یک وظیفه و تکلیف انسانی می­شود. در شکل شماره (1) مسیر تأثیر متغیرهای اجتماعی بر مشارکت مشخص شده است.

هانتینگتون معتقد است، معیارهای توسعة سیاسی، عبارتند از پیچیدگی، استقلال، انعطاف پذیری و یگانگی؛ در ­واقع از دیدگاه وی، مشارکت فعالیت شهروندان به منظور تأثیر نهادن بر فرایند تصمیم­گیری­های دولت است.

کیندر و کیویت [16](1979) نیز دریافتند که رابطة بین اقتصاد و سیاست، تنها تعقیب دقیق مانع اقتصادی نیست، بلکه تا حدود زیادی جامعه­گرایانه است. شخص به حکومتی رأی می­دهد که بنا بر استنباطش به کشور خدمت می­کند، بدون ملاحظة این­که چه تأثیری بر وضعیت مالی خودش گذاشته است. رضایت از زندگی، رضایت سیاسی، اعتماد به یکدیگر، میزان زیاد بحث سیاسی و حمایت از نظم اجتماعی موجود، نشان از نگرش مثبت نسبت به جهانی دارد که شخص در آن زندگی می­کند. رضایت از زندگی، خوشبختی، اعتماد به یکدیگر، حمایت شخص از دگرگونی­های بنیادین اجتماعی، همه با هم، در یک دستة فرهنگی که ارتباطی تنگاتنگ با تداوم یا فقدان نهادهای دموکراتیک برای مدت طولانی در یک جامعه دارد، فراهم می­گردد. به نظر می­رسد، این نگرش­ها یک جنبة دیرینه از فرهنگ­های مورد نظر بوده و مؤلفة بلند مدتی را تشکیل می­دهند که زمینه ساز سطوح مطلق رضایت از عملکرد حکومت در هر زمان معین است. این نشانه­ها هم­چنین با سطح اقتصادی یک کشور در ارتباط است. کشورهای توسعه یافته­تر از لحاظ رضایت سیاسی، اعتماد به یکدیگر و دیگر عناصر این نشانه­ها به­ نسبت بالایی قرار دارند (اینگلهارت، 1373: 46).

رابرت دال [17] در صدد است که مشخص کند چه عواملی باعث کناره­گیری برخی مردم از سیاست می‌شود، و چرا بعضی بیش از دیگران خود را در امور سیاسی درگیر می­کنند و مشارکت و حضور بیشتری دارند. وی به استناد یافته­های بررسی­های خود استدلال می­کند که طبقه یا لایه­ای از جامعه به دلایل ذیل در فرایندهای سیاسی مداخله و مشارکت دارند: 1- برای پاداش یا مزایای حاصل از آن ارزش بسیار قائل­اند 2- تصور می­نمایند راه­هایی که به بدین ترتیب ممکن است پیش رویشان قرار بگیرد، مهم­تر از راه­های دیگر است 3- مطمئن هستند حتماً می­توانند در نتایج تصمیمات تأثیرگذار باشند 4- معتقدند اگر خوب کار نکنند، نتایج کارها برایشان چندان رضایت بخش نخواهد بود 5- در مورد واقعه یا مسئلة مورد نظر، شناخت و مهارت کافی دارند یا لااقل فکر می­کنند که از چنین آگاهی و دانشی برخوردارند6- معتقدند برای پرداختن به عمل سیاسی و ورود به عرصة سیاست، لازم نیست حتماً از موانع و سدهای چندانی بگذرند ( دال،1364: 48- 142 ).

رابرت لین[18] ، اثربخشی را احساس تسلّط و کنترل داشتن روی خویش و محیط، در جهت حسّی از سودمند بودن سیاسی، تعریف می­کند. این احساس، مردم را به جهتی سوق می­دهد که نسبت به روند سیاسی خود هوشیارتر شوند مشارکت فعال­تری داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران، اثربخشی را متغیری کلیدی در فعالیت سیاسی به­شمار آورده­اند. آنان در مطالعات خود دریافته­اند که ارزیابی فرد از میزان اثربخشی و توانایی و شایستگی­اش در مشارکت سیاسی بر تمایل تأثیر می­گذارد (پالمر و اشترن، 159:1367).

بخش دوم، نظریه­های مربوط به رسانه­های جمعی

نظریة کاشت[19]

این نظریه اعتقاد دارد که تلویزیون در میان رسانه‌های مدرن، چنان جایگاه محوری در زندگی روزمرة ما پیدا کرده­ که منجر به غلبة آن بر "محیط نمادین" شده و پیام‌هایش در مورد واقعیت، جای تجربة شخصی و سایر وسایل شناخت جهان را گرفته است (مک‌کوایل،399:1382). جورج گربنر[20] (1969). تعداد دیگری از پژوهشگران نیز نظریة «کاشت باورها» را ارائه داده­اند (سورین، و تانکارد، 392:1384). این نظریه معتقد است که تلویزیون در بلندمدت موجب تأثیر در جهان‌بینی و نظام ارزشی بینندگان حرفه­ای خود می‌شود، و به آن­ها نگرش تلویزیونی واحدی را در مورد واقعیت­ها می‌بخشد. "گرنبر" می­گوید: از نظر تماشاگران حرفه­ای، تلویزیون دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی‌ها را عملاً به انحصار در‌آورده و یک کاسه می‌کند. اثر این مواجهه با پیام‌های مشابه، چیزی را تولید می‌کند که وی آن­را کاشت یا آموزش جهان‌بینی، نقش‌، و ارزش‌های رایج می‌نامد. گرنبر عقیده دارد که پیام تلویزیون از چندین جنبۀ اساسی با واقعیات فاصله دارد، اما به جهت تکرار دائمی‌اش، درنهایت به­عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه پذیرفته می‌شود. تماس ممتد با دنیای تلویزیون، می‌تواند در نهایت به قبول دیدگاه این رسانه، که همواره واقعیت دربارة جهان را به­درستی منعکس نمی‌کند، منجر گردد (سورین و تانکارد،390:1384)

برخی از نظریه‌پردازان بر این عقیده‌اند که بایستی مقولة تلویزیون‌های ماهواره‌ای و به­عبارت دقیق‌تر رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای را در چارچوب موضوع رسانه‌های جدید[21]،و آثار و نتایج آن‌ها، مورد تدقیق و بررسی قرار داد. برخی دیگر نیز بدون آن­که میان تلویزیون و ماهواره تفاوتی قائل شوند، ماهواره را نیز جزو خانوادة تلویزیون محسوب کرده‌ و مطالعات مربوط به آن را به حوزة تلویزیون‌های ماهواره‌ای نیز تسّری داده‌اند. از سوی دیگر، گروهی از اندیشمندان این حوزه ، موضوع مستقلی را در عرصة وسایل ارتباط جمعی مطرح کرده‌اند که تاکنون با عناوینی همچون تلویزیون‌های فرامرزی[22]، تلویزیون‌های جهانی[23]،تلویزیون‌های بین کشوری[24]، تلویزیون‌های ماهواره‌ای[25]وتلویزیون‌های بین‌المللی[26]نامیده شده است (سورین و تانکارد،1384).

نظریة نگرش نو

  نگرش نو[27] در معنای کلّی آن با فکر و ایدة نوآوری، ابداع، ابتکار، خلاقیّت، پیشرفت و آن چه که از آن با عنوان فرهنگ توسعه نام برده می­شود، همراه و مقارن است. پیمایش­هایی که توسط فری(1996) در ترکیه، راجرز(1965) در کلمبیا، اینکلس و اسمیت(1974) در شش کشور رو به توسعه و تجربة میدانی پل نورات در هند(1962) انجام شد، اشاره به نقش رسانه­های جمعی دارد، که به­عنوان پارادایم مسلّط شناخته شده­اند (ملکوت،25:1991). در این پارادایم، ماهواره­ها به مرور زمان باعث جذب افراد به برنامه­ها، به­ویژه از نوع برنامه‌های سرگرم کننده می­شوند، و این امر در افزایش زمان استفاده، موثر است؛ همچنین رسانه­ها در پخش و نشر رفتارها و نگرش­های جدید می­توانند به افول نگرش­ها و رفتارهای ضد نوگرایی در مردم منجر شوند و از این طریق، به ایجاد یا افزایش نوگرایی در افراد کمک کنند.

ملوین دیفیور معتقد است که رسانه­ها قادرند پدیده­های جدید را در جامعه رواج دهند. این رواج ممکن است در زمینة کالاهای مادی باشد، مانند آگاه کردن افراد جامعه، یا موضوع­های فکری مانند افکار و عقاید تازه یا روش­های جدید زندگی (دیفیور،48:1991).

شبکه­های ماهواره­ای به­گونة خاصی نوعی رفتار و فرهنگ غربی را به­صورت اشاعه­گری بازنمایی می‌کنند، و آن­ها را به­صورت کالاهای نمادین فرهنگی در اختیار مخاطب قرار می­دهند. این نوع فرهنگ عرضه شده توسط ماهواره­ها، بعد از مدتی تبدیل به مُد می­شود، و مخاطبان، بدون مقاومت از این فرهنگ الگوبرداری می­کنند. به­لحاظ جامعه شناختی، مُد روز بودن هم نشان­گر تعلّق داشتن و عضویت است که هویت اجتماعی فرد را تحکیم می­بخشد و در عین حال به افراد اجازه می­دهد خود را از دیگران متمایز کنند (زیمل، 1971).

4- تحقیقات تجربی در رابطه با موضوع پژوهش

در این تحقیق، ابتدا مطالعات انجام شده در داخل کشور و سپس تحقیقات خارجی مربوط به مشارکت اجتماعی و سیاسی، مورد بازبینی قرار گرفته­اند.

در یکی از قدیمی­ترین پژوهش­ها، نصفت (1354)، در بررسی افکار عمومی دانشجویان قبل از انقلاب به این نتیجه رسید که نارضایتی سیاسی دانشجویان، در درجة اول ناشی از بی توجهی مسئولین به امور آن­ها، و در درجات بعدی، ناشی از مشکلات شخصی، اجتماعی، پایین بودن سطح علمی استادها و مشارکت ندادن­یشان در امور دانشگاهی است.

ایمان و منفرد (1385)، در فرآیند تحقیقی مرتبط با عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر رضایت‌مندی سیاسی، به این نتیجه رسیدند که رضایت‌مندی مذکور در بین پاسخ­گویان، اندک است. نتیجة تجزیه و تحلیل دو متغیر نشان می­دهد که متغیرهای بیگانگی سیاسی، خانوادة سیاسی، دوستان سیاسی، درجة مذهبی بودن و خاستگاه اجتماعی آزمودنی­ها، با رضایت‌مندی سیاسی آنان ارتباطی معنادار دارد. در مجموع، یافته­های تحقیق نشان می دهد که رضایت‌مندی سیاسی پاسخ­گویان، بیش از هر عاملی دیگر- با رابطة منفی- تحت تاثیر بیگانگی سیاسی، و با  رابطة مثبت، متاثر از رضایت تحصیلی و درجة مذهبی بودن آن­هاست.

 در تحقیق صفدری (1374) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی موثر بر رضایت،  این نتایج به­دست آمد که رضایت ذهنی فرد از هر جنبة خاص از زندگی، بازتاب شکاف بین سطح آرزوها و وضعیت عینی است. هر چه احتمال و امید دست‌یابی به هدف بیشتر باشد، عواطف مثبت در رضایت وی از شرایط عینی، بهتر خواهد شد؛ بنابراین رضایت هر فرد از زندگی، بخشی از وضعیت فردی به شمار می­رود که کارکرد مثبت آن، احساس امنیت وی از تامین آن یا هدف­های همسو است. هر چه فرد شرایط جامعه را در زمینه­های متفاوت تبعیض­آمیز ارزیابی کند، به‌سوی نارضایتی و عواطف منفی از شرایط، سوق خواهد یافت، و هر چه مشروعیت توزیع منابع ارزشمند را بیشتر مورد سوال و تشکیک قرار دهد، احتمال افزایش نارضایتی بیشتر خواهد بود.

افهمی و همکارانش (1386)، در پژوهشی به بررسی عوامل موثر بر گرایش به ماهواره و تاثیر آن بر باورها و رفتارهای دینی مردم مشهد  پرداختند. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که سن، جنس، سطح تحصیلات، محل سکونت، نحوةگذران اوقات فراغت و ارزیابی افراد از برنامه­های شبکه­های تلویزیون ملّی، در گرایش آنان به ماهواره تاثیرگذار است؛ نیز میانگین اعتقاد به باورها و رفتارهای دینی در کسانی که به ماهواره دسترسی دارند و آن­ها که ندارند، تفاوت قابل توجهی وجود دارد؛ کسانی که از ماهواره استفاده نمی‌کنند، بیشتر به باورها و رفتارهای دینی پایبند بوده­اند.

- دیفراوسیسکو وگتیلمن[28]،درمطالعات خود در روسیه، به رابطة بین مشارکت و اعتماد به سایر شهروندان وهمچنین نظام اشاره کرده­اند. هنگامی که فرد احساس کندکارکردهای نظام، منافع او را تأمین نمی­کند، به افراد مجری نزدیک می­شود، نه سیاست­گذاران؛ بنابراین به مکانیسم­های سازش­کارانه بها داده می­شود و مانع تحقق فرهنگ سیاسی- اجتماعی متکی بر روابط جمعی می­شود، و اجتماع سنتی را تقویت می­کند (دیفراوسیسکو وگتیلمن، 1984).

بحری و سیلور[29] به مطالعه در دورة زمامداری گورباچف پرداخته و به این نتیجه رسیده­اند که فعالیت و مشارکت اجتماعی افراد به انگیزه­های آن­ها بستگی دارد. افراد منتقد که از زندگی خود راضی­اند، احتمال بیشتری دارد که علاقه­ای به امور سیاسی نداشته باشند، یا طرفدار آزادی و نبودکنترل دولت بر آزادی­های مدنی و اقتصادی باشند ( بحری و سیلور، 1993).

- تحقیقات لایگلی[30] نیز نشان می­دهد که داشتن دوستان فعال در امور سیاسی، موجب افزایش احتمال مشارکت افراد می­شود؛ وی نتیجه می­گیرد بحث با دوستانی که به سیاست علاقه­مند هستند یا به فعالیت سیاسی می­پردازند، می­تواند در یادگیری فرد به فعالیت در امر سیاسی کمک کند ( به نقل از مک کلارگ[31]، 2003).

- دی. ال. شث[32]، ضمن تأکید بر متغیرهای درآمد، شغل، تحصیلات و مجموع شاخص­های پایگاه اقتصادی و اجتماعی، شهرنشینی، عضویت سازمانی مؤثر در میزان مشارکت سیاسی افراد، عنوان می­کند که سواد یکی از متغیرهای بسیار قدرتمند و مؤثر بر میزان مشارکت است ( بارکان، 66:1999).

مک­کلارگ نیز در پژوهشی با عنوان « شبکة اجتماعی و مشارکت سیاسی» به این نتیجه دست یافت که علاوه بر تعاملات اجتماعی که دارای محتوای سیاسی مهمی هستند،وسعت شبکة تعامل­های افراد نیز مهم است. افرادی که با دوستان و آشنایان سیاسی بیشتری ارتباط داشته­اند، از مشارکت سیاسی بالاتری نیز برخوردار بوده‌اند؛ در گروه­های دو نفری مانند زن و شوهرها، نیز نتایج نشان می­دهد زوجینی که دارای همسرانی علاقه­مند به سیاست هستند، از مشارکت بیشتری برخوردار بوده­اند (مک کلارگ، 2001).

5-فرضیات تحقیق

با مرور ادبیات نظری و تجربی، فرضیه­هایی برای آزمون در این تحقیق مطرح می­شود که به قرار زیر ذیل‌اند:

1. افرادی که میزان استفادة زیادتری از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران دارند، نسبت به افرادی که میزان استفادة کمتری دارند، از رضایت سیاسی بیشتری برخوردارند.

2. افرادی که استفاده زیادتری از شبکه­های ماهواره غیر وابسته به ایران (شبکه­هایی همچون بی‌بی‌سی و من­وتو) دارند، نسبت به افرادی که میزان استفادة کمتری از شبکه­های مزبور دارند، از رضایت­مندی کمتری برخوردارند.

3. افرادی که میزان استفادة زیادتری از روزنامه­های داخلی ایران دارند، نسبت به افرادی که میزان استفادة کمتری از رسانة مزبور دارند، از رضایت­مندی سیاسی بیشتری برخوردارند.

4. افرادی که میزان استفادة زیادتری از اینترنت (شبکه­های مجازی همچون فیسبوک) دارند، نسبت به افرادی که میزان استفادة کمتری از اینترنت (شبکه­های مجازی همچون فیسبوک) دارند، از رضایت­مندی سیاسی کمتری برخوردارند.

6- روش شناسی

با توجه به اهداف مورد نظر، هدف این تحقیق، کاربردی، و ماهیت آن توصیفی و تحلیلی، و از حیث اجرا جهت آزمون فرضیات، پیمایشی است. واحد مشاهده و تحلیل این پژوهش فرد است. جامعة آماری این تحقیق تمامی شهروندان بالای 18 سال شهر کرج هستند. بر اساس آمار اخذ نشده از مرکز آمار ایران، جمعیت شهر کرج در سال 1390 (شهر کرج  و نه نقاط روستایی) برابر با 1967005 نفربوده است. همانند اکثر پژوهش‌های پیمایشی، ابزار اندازه‌گیری تحقیق حاضر، پرسش‌نامه است. در این تحقیق، از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای استفاده شده است. برطبق این روش، براساس بافت اقتصادی و فرهنگی، سه خوشه در نظر گرفته شده و هر یک از مناطق شهر مذکور در خوشه­ای قرار گرفته، و از هر خوشه، منطقه­ای به­عنوان نمونه به شیوة تصادفی ساده انتخاب شده و در نهایت، پرسش‌نامه­ها با مراجعه به درب منازل در میان شهروندان سه منطقه اجرا شده است. برای تعیین حجم نمونة تحقیق، از فرمول نمونه­گیری کوکران استفاده گردیده است. در این فرمول با جمعیت 1967005 نفر، دقت احتمالی حدود 5 درصد، و با فرض بیشترین پراکندگی صفات مورد مطالعه و (5/0 = P) و (5/0 = q)، حجم نمونه برابر 384 نفر برآورد شده است. با پیش­بینی ریزش احتمالی نمونه، حدود 5 درصد به اندازۀ نمونه افزوده شده و در نهایت400 نفر به­عنوان نمونۀ اصلی پژوهش تعیین شده‌اند. در نهایت نیز برای به دست آوردن اعتبار صوری از نظریات و دیدگاه­های اساتید و کارشناسان  استفاده شد. روایی پرسش‌نامة مذکور نیز از نوع اعتبار صوری است؛ بدین قرار که از اساتید و کارشناسان این حوزه برای اعتبار پرسش‌نامه کمک گرفته شد و برای پایایی پرسش‌نامه بعد از اجرای پیش آزمون، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید.

7-تعریف متغیرها و تعیین شاخص­ها

الف) متغیر وابسته

رضایت‌مندی سیاسی- ملی

منظور از رضایت‌مندی سیاسی- ملی، میزان رضایت افراد پاسخ­گو از وضعیت سیاسی، نهادها، حاکمان و مسئولان سیاسی کشور است (عظیمی، 1380). در تحقیق حاضر، رضایت‌مندی سیاسی- ملی توسط معرف‌های زیر، تعریف عملیاتی می­شوند:

این متغیر در درجة اول دارای سه بُعد است: رضایت از وضعیت سیاسی موجود (3گویه)، رضایت از حاکمان و مسئولین نظام (2گویه)، رضایت از نهادها و سازمان­های دولتی(2گویه). مقدار آلفای کرونباخ این شاخص برابر با 85/0 است.

 

 

 

 

 

 

جدول 1) میزان پایایی گویه‌های شاخص رضایت‌مندی سیاسی- ملی

معرف­ها

گویه­ها

آلفا با حذف گویه

آلفا کل شاخص

رضایت از وضعیت سیاسی موجود

نظام سیاسی فعلی نسبت به آزادی برگزاری نشست­ها و تجمع­ها احترام می­گذارد

82/0

 

85/0

اجرای قانون در کشور برای همه یکسان است

80/0

نظام سیاسی حاکم، همة ملت را به یک چشم نگاه نمی­کند و بین مردم تبعیض قائل می­­شود

87/0

رضایت از حاکمان و مسئولان نظام

به نظر من، مسئولین کشوری برای نظر مردم ارزش قائل هستند و به آن­ها اهمیت میدهند

79/0

به اعتقاد من، مسئولین کشوری، تلاش خود را صرف حل مشکلات مردم می­کنند

80/0

رضایت از نهادها و سازمان‌های دولتی

نهادهای دولتی و نهادهای قضایی در برابر خواسته­های مردم پاسخ­گو هستند.

81/0

رشوه­خواری در بین نهادها و ادارات دولتی رو به افزایش است

85/0

 

 

ب) متغیرهای مستقل

رسانه­های جمعی

رسانه­های جمعی مانند رادیو، تلویزیون، اینترنت، مطبوعات، کتاب و سینما، وسایلی هستند که پیام را از سازندة پیام به مخاطب منتقل می­کنند (دادگران، 1374: 21). با توجه به موضوع تحقیق و جامعة آماری، برای سنجش این متغیر، از میزان استفادة چهار رسانة جمعی( تلویزیون، ماهواره، اینترنت و روزنامه­ها) استفاده شده است. در تحقیق حاضر، برای سنجش دقیق این متغیر و تبیین رابطة آن با موضوع تحقیق، رسانه­های گروهی مورد نظر را به دو زیر مجموعة رسانه­های وابسته به دولت جمهوری اسلامی ایران و رسانه­های غیر وابسته تقسیم کرده­ایم. بدین منظور، تلویزیون و روزنامه را به­عنوان رسانة دولتی، شبکه­های ماهواره ای (مثل بی­بی­سی، صدای امریکا و من و تو) و اینترنت (شبکه­های اجتماعی غیر وابسته به جمهوری اسلامی ایران مثل فیسبوک) را به­عنوان رسانة غیردولتی در نظر گرفته­ایم. برای سنجش این متغیر، از طیف لیکرت 6 جوابی استفاده شده است.

متغیرهای زمینه­ای

علاوه بر متغیرهای فوق، تعدادی از متغیرهای مستقل تحقیق، حالت زمینه­ای داشتند. متغیرهای زمینه­ای تحقیق حاضر عبارت­اند از: سن، جنسیت، وضعیت تأهل، درآمد، تحصیلات.

 

 

 

8- یافته­های توصیفی

الف) متغیرهای مستقل

متغیرهای زمینه­ای

براساس نتایج به­دست آمده، از مجموع 400 نفر پاسخ­گو، 8/74 درصد را مردان و 3/23 درصد را زنان تشکیل می­دهند. کوچک­ترین سن در میان افراد 18 بیشترین 70 و میانگین معیّنی،27/27 سال بوده است. به‌لحاظ وضعیت سواد پاسخ­گویان، میانگین، 15 درصد لیسانس بوده­اند. به­لحاظ وضعیت تاهّل، اکثریت افراد را مجردها تشکیل می­دهند. 5/66 درصد افراد پاسخ­گو مجرد، و تنها 5/33 درصد از  متاهل بودند. به ­لحاظ درآمد نیز میانگین درآمدپاسخ­گویان برابر با 706 هزار تومان بوده است.

رسانه­های جمعی

متغیر رسانه­های جمعی از چهار رسانة تلویزیون، روزنامه، ماهواره و اینترنت تشکیل شده که در جدول 2 آمارهای توصیفی آن به نمایش گذاشته شده است.

 

 

 

 

جدول2. فراوانی افراد در میزان استفاده از رسانه­های جمعی

 

درصد میزان استفاده

نوع رسانه

اصلا

خیلی کم

کم

تاحدودی

زیاد

خیلی زیاد

تلویزیون

3/9

/23

3/13

27

3/18

8/8

ماهواره

5/20

8/11

3/12

8/22

3/18

3/14

روزنامه

8/18

8/17

8/15

8/27

14

6

اینترنت

5/21

5/11

16

5/20

5/18

5/11

 

همان­طور که در جدول فوق آمده است، 3/9 درصد از افراد نمونة تحقیق، اصلاَ از تلویزیون استفاده نمی‌کنند و 5/23 درصد نیز به میزان خیلی کم بهره می­برند. 3/13 درصد از پاسخ­گویان نیز اظهار داشته‌اند به میزان کم از تلویزیون استفاده می­کنند. در مجموع، یافته­های توصیفی حاکی از آن است که 1/46 درصد از کل پاسخ­گویان، علاقة زیادی به تماشای تلویزیون و برنامه­های آن ندارند.

27 درصد از افراد پاسخ­گو بیان داشتند که تا حدودی از تلویزیون استفاده می­کنند و 3/18 درصد نیز اظهار نمودند که از تلویزیون، چندان استفاده می­کنند؛ در آخر هم 8/8 درصد از افراد نمونة تحقیق بیان داشتند که به میزان خیلی زیاد از تلویزیون استفاده می­کنند.

همان­طور که در جدول (2) آمده است، 5/20 درصد از افراد نمونة تحقیق، اصلاً از ماهواره استفاده نمی­کنند، و 8/11 درصد نیز به میزان خیلی کم استفاده می­کنند، و 3/12 درصد از پاسخ­گویان نیز اظهار داشته­اند که به میزان کم از شبکه­های ماهواره استفاده می‌کنند. در مجموع 6/44 درصد از کل پاسخ­گویان، علاقة زیادی به تماشای ماهواره و برنامه­های آن ندارند، اما 8/22 درصد از افراد پاسخ‌گو بیان داشته­اند که تا حدودی از ماهواره استفاده می­نمایند، و 3/18 درصد نیز اظهار نموده­اند به میزان زیادی از ماهواره استفاده می‌کنند، و در آخر هم 3/14 درصد از افراد نمونة تحقیق بیان داشته­اند که به میزان خیلی زیاد از ماهواره بهره می­برند. میزان مقادیر گمشدة این گویه برابر با 3/0 درصد است.    

یافته­های توصیفی مندرج در جدول 2 نشان می­دهد که 5/21 درصد از افراد نمونة تحقیق، اصلاَ از اینترنت(شبکه های اجتماعی) استفاده نمی­کنند و 5/11 درصد نیز خیلی کم بهره­ می­برند و 16 درصد از پاسخ‌گویان هم به میزان کم از اینترنت (شبکه­های اجتماعی) استفاده می­کنند. در مجموع می­توان گفت که 49 درصد از کلّ پاسخ­گویان علاقة زیادی به استفاده از اینترنت (شبکه های اجتماعی) ندارند. 5/20 درصد از افراد پاسخ­گو نیز بیان داشته­اند که تا حدودی از اینترنت (شبکه­های اجتماعی) استفاده می­کنند، و 5/18 درصد نیز اظهار داشته­اند به میزان زیادی از اینترنت (شبکه­های اجتماعی) استفاده می­کنند، و در آخر هم 5/11 درصد از افراد نمونة تحقیق بیان نموده‌اند که خیلی زیاد از اینترنت (شبکه­های اجتماعی) استفاده می‌کنند. میزان مقادیر بدون پاسخ این گویه برابر با 5/0 درصد است.

همان­طور که در جدول 2 آمده است، 8/18 درصد از افراد نمونة تحقیق اصلاَ از روزنامه استفاده نمی­کنند و 8/17 درصد نیز به میزان خیلی­کم بهره می­برند؛ 8/15 درصد از پاسخ­گویان نیز اظهار داشته­اند به میزان کم از روزنامه استفاده می­کنند. در مجموع 4/52 درصد از کل پاسخ­گویان علاقة زیادی به استفاده از روزنامه نشان نداده‌اند. 8/27 درصد از افراد پاسخ­گو نیز بیان نموده­اند که تا حدودی از روزنامه استفاده می­کنند و 14 درصد نیز بیان داشته­اند که زیاد از روزنامه استفاده می­کنند، و در آخر هم 6 درصد از افراد نمونة تحقیق اظهار کرده­اند که خیلی زیاد از روزنامه استفاده می­کنند.

ب) متغیّر وابسته

رضایت‌مندی سیاسی- ملی

با توجه به جدول شمارة (3)، 8/4 درصد افراد نمونة تحقیق از وضعیت سیاسی کشور به ­طور کامل ناراضی هستند. در این جدول، مشخص شد که 23 درصد افراد نمونة تحقیق دارای رضایت سیاسی بسیار پایین و 5/34 درصد دارای میزان رضایت سیاسی پایین و همچنین 5/25 درصد پاسخ­گویان دارای میزان رضایت سیاسی متوسط و نیز 4 درصد افراد نمونة تحقیق، دارای میزان رضایت سیاسی بالا و در آخر 5/0 درصد دارای میزان رضایت سیاسی بسیار بالایی هستند. مقادیر بدون پاسخ این شاخص برابر با 8/7 درصد است که نشان دهندة حساسیت پاسخ­گویان به سوال­های مربوط به این متغیر است.

 

 

جدول 3 . فراوانی افراد مربوط به رضایت سیاسی- ملی

میزان رضایت سیاسی

فراوانی

درصد

درصدمعتبر

فراوانی تجمعی

به­طورناراضی

19

8/4

1/5

1/5

رضایت سیاسی بسیار پایین

92

23

9/24

1/30

رضایت سیاسی پایین

138

5/34

4/37

5/67

رضایت سیاسی متوسط

102

5/25

6/27

1/95

رضایت سیاسی بالا

16

4

3/4

5/99

رضایت سیاسی بسیار بالا

2

5/0

5/0

100

جمع

369

3/92

100

 

مقادیر گم شده

31

8/7

 

 

جمع کل

400

100

 

 

 

 

 

9- آزمون فرضیات

با توجه به سطح سنجش متغیّرها، آمار همبستگی اسپیرمن برای تشریح یافته­های استنباطی مناسب تشخیص داده شد که خلاصة نتایج آن در جدول زیر آمده است:

 

 

جدول 4. همبستگی بین رسانه­های و رضایت سیاسی- ملی

متغیر

تلویزیون

ماهواره

روزنامه

اینترنت

دینداری

رضایت‌مندی سیاسی- ملی

466/0

277/0-

426/0

007/0-

418/0

معناداری

000/0

000/0

000/0

892/0

000/0

 

داده­های مندرج در جدول 4 بیانگر آن است که همة متغیرهای مستقل به غیر از استفاده از اینترنت، با میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی، همبستگی معناداری دارند. در این بین به غیر از میزان استفاده از ماهواره، متغیرهای دیگر یعنی استفاده از تلوزیون ملی، استفاده از روزنامه و دینداری، بر میزان رضایت سیاسی ملی افراد، تأثیر مثبت معناداری می­گذارند.

یافته­های مربوط به متغیّرهای زمینه­ای

جهت سنجش رابطة جنسیت و رضایت‌مندی سیاسی، از آزمون t مستقل استفاده شده، که در جدول 5 ارائه شده است. براساس نتایج جدول، تفاوت میانگین­ها معنادار، و به­عبارت دیگر، رضایت‌مندی مردان بیشتر از زنان است.

 

 

 

جدول 5. رابطة بین جنسیت و رضایت سیاسی- ملی

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدار t

df

sig

مردان

278

12

5/6

40/4-

72/180

000/0

زنان

91

9/8

4/5

 

برای سنجش رابطة وضع تأهّل و رضایت‌مندی، از آزمون t مستقل استفاده شد، که نتایج به­دست آمده نشان داد در رضایت‌مندی سیاسی- ملی در بین پاسخ­گویان، تفاوت معناداری بین مجردها و متأهّلان وجود ندارد.

نتایج تحقیق نشان می­دهد که با توجه به آزمون آماری پیرسون(r)، رابطة بین درآمد و رضایت‌مندی سیاسی- ملی در سطح قابل توجهی(sig=0/671) معنادار نیست.

براساس نتایج به­دست آمده از آزمون آماری پیرسون(r)، رابطة بین تحصیلات و رضایت‌مندی سیاسی- ملی در سطح قابل توجهی(sig=0/216) معنادار به­دست نیامد؛ همچنین رابطة بین سن و رضایت‌مندی سیاسی- ملی در سطح قابل توجهی(sig=0/553) رابطة معناداری نبود، که نشان می­دهد بین سن و متغیر وابستة تحقیق، رابطة معناداری وجود ندارد.

10- تحلیل رگرسیون چند متغیره

در نهایت برای بررسی مدل تحقیق تأثیر هم­زمان متغیّرهای مستقل تحقیق بر متغیر وابسته، از آزمون رگرسیون چند متغیّره استفاده شد. در این پژوهش، ضریب تعیین برابر با 34/0 به­دست آمده و ضریب تعیین تعدیل شده برابر با 337/0 است، که می­توان این­گونه تفسیر کرد که 34 درصد از تغییرات متغیّر وابسته(رضایت‌مندی سیاسی- ملّی) توسط متغیّرهای مستقل تحقیق، تبیین می‌شود، و مابقی تغییرات که برابر با 76 درصد است، توسط متغیرهای دیگری که در این مدل قرار ندارد، توضیح داده می­شود.

 نتیجة آزمونF که در سطح کوچک­تر از یک درصد معنادار است، نشان می­دهد که مدل رگرسیونی تحقیق، مدل مناسبی است و قادر است به­خوبی تغییرات متغیّر وابسته را توضیح دهد. خلاصة نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون، در جدول زیر آمده است:

 

R

R square

Adj R square

F

Sig

560/0

313/0

296/0

88/17

000/0

جدول6.  نتایج رگرسیون چند متغیر

 

 

Beta

t

Sig

میزان استفاده از تلویزیون

328/0

081/6

000/0

میزان استفاده از ماهواره

120/0-

271/2-

024/0

میزان استفاده از روزنامه

245/0

963/4

000/0

میزان استفاده از اینترنت

064/0

235/1

217/0

جنسیت

087/0

776/1

077/0

وضع تاهل

077/0

459/1

145/0

سن

081/0-

568/1-

118/0

تحصیلات

043/0

898/0

370/0

درآمد

036/0

808/0

419/0

جدول7. مقدار بتا

 

همان‌طور که از این جدول استنباط می­شود، با توجه به مقدار بتا، میزان استفاده از تلویزیون با بتای 328/0 بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته دارد، و میزان استفاده از روزنامه با بتای 245/0 و میزان استفاده از ماهواره نیز با بتای 120/0 مراتب بعدی تأثیرگذاری بر متغیر وابسته را دارند. در نهایت، متغیر میزان استفاده از اینترنت(21/0Sig=) با کنترل سایر متغیرها، تأثیری بر متغیر رضایت‌مندی سیاسی- ملی ندارد.

 

11- نتیجه­گیری و پیشنهادات

براساس عقیدة مک لوهان، اکنون وارد عصر جدیدی شده‌ایم که فناوری الکترونیک، سلطة شنیداری را برگردانده است. فنّاوری گوتنبرگ یا چاپ، باعث انفجار در جامعه شد و افراد را از هم جدا ساخت، اما عصر الکترونیک، باعث نزدیکی گردیده و دنیا را در «دهکده­ای جهانی» قرار داد، که در نتیجة آن، هر تفکر، عمل و نهادی را که قبل از این بدیهی می‌دانستیم، ضروری است مجدداً مورد توجه قرار داده و به­طور عملی ارزیابی کنیم.

یکی از توزیع­کننده­ها و جهت دهنده­های اصلی علایق، نظام ارزشی و تفاوت­های ایدئولوژیک طبقات مختلف مردم و رسانه­های جمعی سمعی و بصری است. در مسیر بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل به‌وجودآورندة تحولات بزرگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخص فرهنگی، کانونی‌ترین و پایه‌ای‌ترین مسئله به­شکل اعم، نقش ارتباطات، و به­شکل اخص، تکنولوژی رسانه‌های همگانی است (ساروخانی، مهدیزاده،1387). روزنامه­ها، نشریات ادواری، مجلات و به­ویژه تلویزیون و رسانه‌های نوین ماهواره‌ای و الکترونیکی و دیجیتالی، هر روزه مورد استفادة وسیع گروه‌های مختلف اجتماعی و از جمله کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می­گیرد، و نگرش و عقاید آن­ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رسانه‌ها، شیوه‌های افراد زندگی اجتماعی افراد را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند، و با نظم دادن به تجربة ما از زندگی اجتماعی، قالب­ریزی می­کنند (گیدنز،1377: 479)، تا جایی که شری ارنشتاین[33] در نردبان مشارکت، به‌نوعی از رسانه­های جمعی به­عنوان اولین پله­ و محرک مشارکت، یاد می‌کند (رهنما، 1388).

با توجه به آن­چه که در فحوای پژوهش پیش‌رو گفته شد، به­طور مسلم، در ایجاد انگیزه و ترغیب مردم به رضایت از نظام سیاسی حاکم، عوامل مختلفی نقش دارد، اما با توجه به هدف مد نظر این پژوهش، نتایج نشان می‌دهد که رسانه­های گروهی از جملة این عوامل هستند. رسانه­های جمعی به­عنوان گسترده­ترین و مهم‌ترین ناقلان اطلاعاتی با حجم عظیمی از اطلاعات دیداری، شنیداری و نوشتاری، به سهولت هر چه تمام­تر می­توانند با شکل دادن و تغییر انگیزش­ها و بینش­های مخاطبان خود، زمینه­های بروز یا عدم بروز رفتار آنان را مطابق با خواسته­های خود سامان دهند؛ آن­ها می­توانند با افزایش رضایت سیاسی مخاطبان، آن­ها را به مشارکت ترغیب می­کنند، یا برعکس با کاهش رضایت سیاسی، آنان را از مشارکت بازمی­دارند؛ به همین دلیل قدرت­های حاکم، همواره تلاش می‌کنند که از ابزارهای تحت کنترل خود، نظیر رسانه­های گروهی به بهترین نحو استفاده کنند.

تحقیق حاضر، عملکرد رسانه­های فرامرزی و درون مرزی را بر رضایت‌مندی سیاسی- ملی مورد بررسی قرار داده تا بتواند برداشت های ذهنی را با مطالعات عینی و علمی و با هدف بهبود وضعیت موجود، محک بزند.

نتایج خاص پژوهش حاضر در ارتباط با رسانه­ها و رابطة آن­ها با رضایت‌مندی سیاسی- ملی دربردارندة برخی نکات قابل ذکر است:

در رابطه با رسانه­های گروهی، از میان چهار نوع رسانة اینترنت، ماهواره، تلویزیون ملّی و روزنامه، بیشترین مصرف مربوط به ماهواره و سپس تلویزیون، و کم­ترین مصرف مربوط به روزنامه است. نکتة قابل ذکر در این ارتباط، میزان بالای افرادی است که از هیچ رسانه­ای بهره نمی­گیرند.

میزان رضایت‌مندی سیاسی ملی در سطح پائینی قرار دارد، به­گونه­ای که در نتیجة سنجش این متغیر، اکثر افراد نمره­هایی کمتر از میانگین را به خود اختصاص داده­اند و این امر وضعیت مطلوبی را نشان نمی­دهد.

در ارتباط با تاثیر میزان مصرف رسانه­ای و رضایت‌مندی سیاسی- ملی( به­استثنای میزان مصرف اینترنت) بین استفاده از ماهواره، ‌تلویزیون و روزنامه با میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی، همبستگی معناداری وجود دارد. بدین‌صورت که با فزونی گرفتن مصرف رسانة ماهواره، از میزان رضایت‌مندی سیاسی ملی کاسته می­شود، و حال آن­که با بالا رفتن مصرف رسانه­ای تلویزیون و روزنامه، بر میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی نیز  افزوده می­گردد. در واقع، خنثی بودن اثر اینترنت بر میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی، بیش از هر دلیلی، ناشی از محیط خاص این رسانه است که مجال تحریک انگیزش و بینش­ها را برای هر دو سوی ترغیب­کننده رضایت‌مندی(حاکمیت ایران) و تهدیدکنندة رضایت‌مندی (قدرت­های ضد حاکمیت اسلامی- ایرانی) فراهم کرده، و حال آن­که روزنامه و تلویزیون به­عنوان ابزار رسانه­ای حاکمیت، و ماهواره به عنوان ابزار رسانه­ای قدرت­های مخالف، مجال یک سویه­ای را مهیا کرده­اند.

در مجموع با توجه به یافته­های تحقیق، می­توان این چنین نتیجه گرفت که میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی نه تنها از موقعیت­های اجتماعی و اقتصادی افراد به­عنوان متغیّرهای عینی متاثر می­شود، بلکه رسانه­های جمعی نیز با ایجاد فضای میان ذهنیتی خاص بر میزان رضایت‌مندی سیاسی- ملی افراد، موثر واقع می­شوند. در نهایت، یافته­های این تحقیق از اکثر دلالت نظریه­های رضایت‌مندی سیاسی به­ویژه نظریة کریزبرگ و دیگر نظریه‌هایی که بر اهمیت توقّعات و متغیرهای ذهنی در رضایت یا نبود رضایت تاکید می­کنند، و توان بیشتری در تفسیر یافته­های تحقیق حاضر دارند، حمایت می­کند. در رابطه با تأثیر رسانه­ها می­توان به نظریه­های کاشت و نگرش نو که به تأثیر رسانه در تکوین نگرش­ها و جهان بینی­ها می­پردازد، اشاره کرد.   

-        با توجه به آن­چه که اظهار شد، پیشنهادات مد نظر در قالب موارد زیر ارائه می­شود:

با بالا رفتن مصرف رسانه­ای ماهواره، از میزان رضایت افراد کاسته می­شود، و این به معنی نگرش بدبینانه  به تحولات تکنولوژی و ارتباطی چنین گسترده­ای نیست؛ زیرا حذف رسانة ماهواره، نه منطقی، و نه امکان­پذیر است. از این­رو، ضروری است به تقویت رسانه­های داخلی در جذب مخاطبان و هدایت آن­ها به سمت امور مشارکتی و فرهنگ دینی در جامعه پرداخته شود.

  - برگزاری برنامه­های آموزشی ویژه برای افزایش بینش و آگاهی­های سیاسی، اجتماعی و... ، افراد جامعه، می‌تواند نوع برخورد شهروندان به موضوع­های خبری را تغییر دهد، و مانع از دروغ پراکنی و شایعه پردازی سیاسی- اجتماعی در بین افراد جامعه شود.

برنامه­ریزی جهت درنوردیدن مرزهای بین­المللی با استفاده از رسانه­های جمعی برای ترویج فرهنگ ایرانی- اسلامی برای عقب نماندن از دیگر کشورها در عصر جهانی‌شدن، و جلوگیری از ورود عناصر فرهنگی بیگانه به جامعه، به منظور نیل به اهداف بلند مدت کشور، ضروری است.

- شفافیت در روابط با مردم  توسط مسئولین سیاسی و پرهیز از اِعْمال وعده­ها، یا کنش­هایی که زمینه­ساز آگاهی از تعارض گفتاری و رفتاری دست اندر کاران باشد، می­تواند تا حد زیادی اعتماد سیاسی را در پی داشته که این خود مهم­ترین عامل تحکیم بخش رضایت سیاسی است.

- سازمان­های رسانه­ای باید زمینه را برای افزایش سواد رسانه­ای و دیجیتالی مخاطبان ایرانی، از طریق اطلاع­رسانی دقیق و ارائة بسته­های آموزشی به مخاطبان خود، فراهم کنند.

لازم است روش­های اطلاع­رسانی در رسانه­های داخلی تصحیح و بهینه شود، تا خلأ موجود در خصوص رسانه­ها که اغلب توسط رسانه­های خارجی مرتفع می­شود، در حدّ ممکن محدود گردد، و بدین گونه، اعتماد و رضایت‌مندی از رسانه­های داخلی افزایش می­یابد؛ چنین اقدامی، نقش مهمی در ارتقای سطح عمومی اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی ایفا خواهد کرد.

با توجه به جهانی­شدن رسانه، در ایران، در عرصة سیاست­گذاری فضای مجازی، به­ویژه رسانه­های جدید، به نیازهای ارتباطی مخاطبان ایرانی در پیوستن به شبکه­های مجازی، به­ویژه فیس­بوک و گوگل پلاس، توجه چندانی نشده است . درحقیقت، نگاه منفی به تحولات تکنولوژیکی در عرصة رسانه­های جدید و بی‌توجهی به نیازهای ارتباطی مخاطبان، می­تواند آثار نامطلوبی را در عرصه­های مختلف سیاسی و اجتماعی به همراه داشته باشد؛ بنابراین  با توجه به نقش جهانی­ای که این شبکه­های اجتماعی پیدا کرده­اند، و همچنین با توجه به جریان­سازی­هایی که این شبکه­ها در تحولات مختلفی سیاسی- اجتماعی داشته، نیازسنجی علمی مخاطبان این شبکه در ایران می­تواند راهگشای بسیاری از مشکلات و دغدغه­های مسئولان عرصة فرهنگ و رسانه باشد. ورود کاربران ایرانی به شبکه­های اجتماعی می‌تواند تأثیرهای فرهنگی متعددی به دنبال داشته باشد.

 

 

 



[1] - Political Satisfaction

[2] -Mass Participation

[3] . Common sense

[4] . Mediated

[5] . dua globalization

[6] -Globalization

[7] -Giddens

[8] - Khoini Robert and Joseph Nye

[9] - M. Castells

[10] - Kerisberg.Lous

[11] - Ralf Dahrendorf

[12] - Aynkls

[13] - Lnsky and Goffman

[14] -S.Huntington

6- Nelson

[16] -Kyndr and Kyvyt

[17] -Robert Dahl

[18] - R.Lane

[19]- Cultivation Theory

[20] -G.Gerbner

[21]- New Media

[22] - Trans-Borders‌‌ Televisions

[23]- GlobalTelevisions

[24]- Trans-National‌ Televisions

[25]- Satellites‌ Televisions

[26]- International Televisions

[27] - New Attitude

[28] . Difravceisco & Gitelman

[29]-Bahyar & Silver

[30] -Ligley

[31]- McClurg

[32] -D.L.Sheth

9-Arnstein , Sherry

منابع

افهمی، بنفشه و حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف ، بررسی عوامل موثر بر گرایش به ماهواره و تاثیر آن بر باورها و رفتارهای دینی مردم مشهد، نشریة مطالعات تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 2(1386).

ایمان، محمدتقی و حسین­منفرد ، بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر بر رضایتمندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، مجلة علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دورة 24، شماره دوم (1385).

اینگلهارت، رونالد، تحویل فرهنگی در جامعة پیشرفت، صنعتی، ترجمة، مریم وتر، تهران، انتشارات کویر(1373).

برگر، پیتر و توماس لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ترجمۀ فریبرز مجیدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی ،(1387).

پالمر، مونتنی و لاری اشترن، نگرشجدیدبهعلمسیاست، مترجم، منوچهرشجاعی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی،(1367).

حسینی بهشتی، سید علیرضا و حسین هادوی، نقش اعتمادسازی مشارکت عمومی از دیدگاه امام خمینی (ره)، نامة علوم اجتماعی، شمارة 29،(1385)

دادگران، محمد، مبانی ارتباط جمعی، تهران، انتشارات فیروزه،(1374).

دال، رابرت،  تجزیه و تحلیل سیاست، ترجمة حسین مظفریان، تهران، مظفریان،(1364).

رضایی، عبدالعلی مشارکت اجتماعی، هدف یا ابزار توسعه، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال سیزدهم، شمارة 109 – 110،(1375).

رفیعی، عبدالله. دولت­ها و افکار عمومی، عملیات روانی، تهران، نشر دادار،(1382).

روشندل اربطانی، طاهر، مفهوم شناسی مدیریت رسانه، فصلنامة رادیو و تلویزیون، سال سوم، شمارة2، (1385).

رهنما، محمد رحیم، برنامه ریزی مناطق مرکزی شهرها، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.

ریترز، جورج، نظریه­های جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، (1384).

ساروخانی، باقر، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات روزنامة اطلاعات،(1377).

ساروخانی، باقر، مهدیزاده، شراره، تلویزیون و نوگرایی، پژوهشنامة علوم انسانی، شمارة 35،(1381).

سلطانی‌فر، محمد عصر اطلاعات بستر جنگی همه‌جانبه، فصلنامة پژوهش و سنجش، سال دهم، شمارة 34،(1382).

سورین، ورنر و جیمز تانکارد، نظریه­های ارتباطات، ترجمۀ علیرضادهقان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،(1384) .

شعبانی، محمدرضا، نقش مشارکت مردم در مدیریت بحران، رسالة دکترا، دانشکدة فرماندهی و ستاد پاسداران، (1380).

صفدری، سلمان، رضایت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن، پایان­نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی،(1374).

عظیمی، لیلا، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی زنان، پایان­نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز،(1380).

کاروثر، سوزان، رسانه‌ها و فناوری ارتباطات، مسائل سیاست جهانی (مجموعه مقالات)، ویراستة برایان وایت، مایکل اسمیت و ریچارد لیتل، ترجمة سیدمحمد کمال سروریان، تهران، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، (1381).

گیدنز، آنتونی ، پیامدهای مدرنیت، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، نشر مرکز،(1377).

گیدنز، آنتونی، جامعه­شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران، نشر نی،(1377).

مک­کوایل، دنیس، درآمدی بر نظریه­های ارتباط جمعی، ترجمۀ مهدی منتظرقائم، تهران، مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه­ها،(1382).

مهدی­زاده، سیّد محمد، رسانه­ها و بازنمایی، تهران، دفتر مطالعات و توسعۀ رسانه­ها،(1387).

نادری عباس­آباد، حمدالله، بررسی مشارکت مردم اردبیل در خصوصی­سازی فعالیت­های فرهنگی و هنری و عوامل مؤثر بر آن، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل، (1383).

نصفت، مرتضی. سنجش افکار دانشجویان، تهران، موسسة روانشناسی دانشگاه تهران و مدیریت رفاه اجتماعی سازمان برنامه و بودجه،(1354).

هانتینگتون، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علم،(1375).

 

 

Bahry, D.B.Silver SovitCitizenship Participation of The eve of democratization, American Political Science Review , 1993.

Barkan,Steven  E Race, Issue  Engagement, and Political Participation. Race & Society, 1999.

Bell, david .an introduction to cyberculture. USA, Routldge, 2001.

Defiuer Melvin L, Everett Denis, Understanding Mass Communication by Niughton Miffin Co, 1991.

Difravceisco, wayne, Gitelman, Z: Soviet political culture and covert Participation,American Political Science, Review, 78,1984.

Keohan.R. And Josephs Nye Power and Interdependencies the the Information.  Age, foreign Affairs, (September / October, 1998).

Kerisberg. LousSociology of social conflict, Printice-Hall Publication, new jerky, 1973.

Mc Clurg,S.D “Social Network and Political Participation”. Internet: Google Site, 2001.

McClurg, S.D “Social Networks and Political Participation: The Role  of Social Interaction in Explaining Political Participation” Political Research Quarterly, (December), 2003.

Melkote Srinivas R, Communication for Development in the Third World, Sage Publication, 1991.

Millan, A and Esteban, A Development of multiploitem scale of measuring customer satisfaction in travel  es services,Tourism Management,2004, Vol 25,pp: 533-54

Simmel.G  “Fashion” in Individuality and Social Forms: Selected writings (Trans. And ed. D. N. Levine), Chicago: University of Chicago Press. 1971.

Simon, Schuster “Webster new dictionary” USA, western corporation, seventh edition, 1982.