جهانی¬شدن در فرهنگ علوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

ماهیت آموزه‌های فرهنگ علوی گویای این حقیقت است که بر زندگی انسان، نظامی حاکم است که انسان نقشی در ایجادش نداشته، ولی می‌تواند با توجه به سائقه‌های ذاتی عدالت‌خواهی، کمال‌جویی، حق‌طلبی و زیبا‌دوستی در مانایی و پویایی آن نقش‌آفرین باشد. این نظام در مرحله‌ی دنیوی از بدو آفرینش آدم‌(ع) آغاز شده و تا ظهور حضرت مهدی‌(عج) و حاکمیت صالحان ادامه خواهد داشت. این نظام فراگیر بوده و شامل همه‌ی انسان‌ها با قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف می‌شود و محدودیت جغرافیایی بر‌نمی‌تابد. این نظام دارای چشم‌اندازی است که مقوله‌های جهان‌شمولی، اختیاری بودن، حاکمیت صالحان، به رسمیت شناختن سایر فرهنگ‌ها، فرا انسانی بودن و ثبات در قوانین و مقررات از مهم‌ترین آنها می‌باشد.تفکر توحیدی و اندیشه‌ی منطقی به همراه عملکرد مناسب و رفتار صالح از مهم‌ترین سیاست‌های استراتژی دست‌یابی به این چشم‌انداز است کاهش فاصله‌ ها و درهم شکستن مرزهای جغرافیایی در پی رشد و توسعه‌ی پرشتاب وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی‌های ارتباطی‌– اطلاعاتی فرصت تاکتیکی و تکنیکی را پیش روی مشتاقان فرهنگ علوی قرار داده است تا بتوانند آموزه‌های آن را به جهانیان عرضه داشته و هویت جهانی آن را به نمایش بگذارند که تحولات منطقه‌ای و جهانی از نشانه‌ها و بارقه‌های تحقق این چشم‌انداز می‌باشد. در این مقاله سعی شده این پدیده مورد مطالعه قرار گرفته و زوایای آن با رویکرد علوی و به روش مبنایی مورد بازکاویو تحلیل قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


جهانی­شدن در فرهنگ علوی

 

محمدباقر بابایی طلاتپه[1]

.......................................................................................................................

تاریخ دریافت: 20/11/1390       تاریخ پذیرش: 23/1/1391

.......................................................................................................................

 

چکیده

 

ماهیت آموزه­های فرهنگ علوی گویای این حقیقت است که بر زندگی انسان، نظامی حاکم است که انسان نقشی در ایجادش نداشته، ولی می­تواند با توجه به سائقه­های ذاتی عدالت­خواهی، کمال­جویی، حق­طلبی و زیبا­دوستی در مانایی و پویایی آن نقش­آفرین باشد. این نظام در مرحله­ی دنیوی از بدو آفرینش آدم­(ع) آغاز شده و تا ظهور حضرت مهدی­(عج) و حاکمیت صالحان ادامه خواهد داشت. این نظام فراگیر بوده و شامل همه­ی انسان‌ها با قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف می­شود و محدودیت جغرافیایی بر­نمی­تابد. این نظام دارای چشم­اندازی است که مقوله‌های جهان­شمولی، اختیاری بودن، حاکمیت صالحان، به رسمیت شناختن سایر فرهنگ‌ها، فرا انسانی بودن و ثبات در قوانین و مقررات از مهم­ترین آنها می­باشد.تفکر توحیدی و اندیشه­ی منطقی به همراه عملکرد مناسب و رفتار صالح از مهم­ترین سیاست­های استراتژی دست­یابی به این چشم‌انداز است کاهش فاصله‌ ها و درهم شکستن مرزهای جغرافیایی در پی رشد و توسعه­ی پرشتاب وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی­های ارتباطی­– اطلاعاتی فرصت تاکتیکی و تکنیکی را پیش روی مشتاقان فرهنگ علوی قرار داده است تا بتوانند آموزه­های آن را به جهانیان عرضه داشته و هویت جهانی آن را به نمایش بگذارند که تحولات منطقه­ای و جهانی از نشانه­ها و بارقه­های تحقق این چشم­انداز می­باشد. در این مقاله سعی شده این پدیده مورد مطالعه قرار گرفته و زوایای آن با رویکرد علوی و به روش مبنایی مورد بازکاویو تحلیل قرار گیرد.

کلید واژه

فرهنگ علوی، جهانی شدن، چشم­انداز جهانی شدن، مکانیزم جهانی شدن

مقدمه

به رغم کاربرد گسترده­ای که واژه­ی جهانی شدن در بیش از یک دهه­ی گذشته پیدا کرده، معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه برانگیز است و بسته به این که از چه زاویه و با چه نگرشی به آن نگریسته شود، معنا و مفهوم متفاوتی پیدا خواهد کرد. ظهور واژه­های مختلفی همچون «جهانی شدن»،«جهانی­سازی»،«جهان­گرایی»،«غربی­شدن» و «آمریکایی شدن» در بسیاری از جوامع از جمله ایران بیانگر این امر می­باشد.

این اختلاف دیدگاه­ها باعث شده تا در حالی که گروهی با نگاه کاملاً مثبت به پدیده­ی جهانی شدن می­نگرند و آن را یک فرایند می­دانند که در بردارنده­ی فرصت­های زیادی برای جوامع است، گروه دیگری این پدیده را یک امر منفی تلقی می­کنند و آن را پروژه­ای می­دانند که از سوی صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحی شده است. البته در بین این دو دیدگاه، دیدگاه بینابینی هم بر این باور است که جهانی شدن همچون هر پدیده­ی دیگری در ذات خود فرصت­ها و چالش­هایی را به همراه دارد و کشورها و جوامع باید با شناخت دقیق آن، از فرصت‌ها به نفع خویش سود جویند و از چالش­های احتمالی آن به دور مانند.

صرف‌نظر از این اختلاف نظرها، پدیده­ی جهانی شدن شامل طیف گسترده­ای از روندهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که در کاربرد عمومی خود بر معانی مختلفی دلالت می­کند. گستردگی زوایای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرآیند جهانی شدن از جهات مختلف بر زندگی اجتماعی و فردی شهروندان کشورهای مختلف تأثیر گذاشته است.

بین نظریه­پردازان اتفاق نظر در علت ایجاد وضعیت جهانی شدن دیده نمی­شود. اختلاف نظرها در خصوص ماهیت جهانی شدن موجب شده تا بحث­ها بیشتر بر آثار جهانی شدن متمرکز شود تا جهانی شدن به مثابه یک نظریه.

اگر چه مجموع این روندها موجب شده تا کارشناسان، سیاستمداران و اندیشمندان این وضعیت را «جهانی شدن» بنامند، اما همچنان این پرسش بنیادین مطرح است که معنی «جهانی شدن» واقعاً چیست؟ ما در این مقاله سعی کرده­ایم این اصطلاح را با رویکرد فرهنگ علوی مورد بازکاوی قرار دهیم؛ گرچه بعضی وقت­ها بالاجبار برای تبیین موضوع از متغیر رقیب (فرهنگ غربی) نیز استفاده کرده­ایم.

فرهنگ علوی

تعریف این مفهوم مرهون تعریف دو مؤلفه­ی «فرهنگ» و «علوی» است. تعاریف زیادی برای فرهنگ ارائه شده است که بیان آن­ها شایسته­ی این مقاله و مقصود آن نیست، ولی می­توان آن را به مجموعه عواملی تعریف کرد که مورد پذیرش جوامع انسانی بوده و در زندگی آن­ها اثرگذار می­باشد. فرهنگ در یک تقسیم­بندی عمومی، به سه لایه­ی زیرین، میانی و رویین تقسیم می­شود که در بخش زیرین سخن از بایدها و نبایدها و ارزش­ها و مفروضاتی است که بر پایه­ی آن­ها لایه­ی دوم یعنی الگوها شکل می­گیرد و پایه­ی رفتاری و مصنوعاتی لایه­ی سوم را می‌سازد(بابائی، 1384).

نکته­ی بارزی که در هر سه لایه وجود دارد و باعث تفاوت­ها می­گردد ،نوع رویکرد و پارادایمی است که بر اساس آن­ها لایه­ها تفسیر، تبیین و تصدیق می­شوند. باید و نباید یا ارزش و یا الگو و همچنین رفتار ،واژه‌ها و مفاهیم عامی است که در همه­ی ملیت­ها و اقوام و حتی در زبان­های مختلف پذیرفته شده و مورد اتفاق می­باشد. هیچ اندیشمندی را نمی­توان پیدا کرد که در تأثیر این سه در فرهنگ و به­طور طبیعی در زندگی شبهه­ای داشته باشد. ابهام و اختلاف از زمانی شروع می‌شود که در چیستی، هویت، کیفیت و چگونگی اثرگذاری آن­ها بحث می‌شود (بابائی، 1389). که به تعداد نگاه اندیشمندان و رویکرد آن­ها تفاوت یافته و گسترش می­یابد. «علوی» همان نگاه و پارادایمی است که عناصر و لایه­های فرهنگ در آن تفسیر، تبیین و تصدیق می­شود که مقابل آن نگاه و پارادایم «اموی» و «غربی» قرار دارد.

«علوی» حاکی از گزاره­ها و آموزه­هایی است که مستند به قرآن و سنت رسول خدا (ص) است و در گفتمان حضرت امام (ره) به اسلام ناب محمدی(ص) تعبیر شده است (امام خمینی، ج21: 11) و در مقابل آن اسلام امریکایی است (امام خمینی، ج21:21).

بنابراین مقصود از فرهنگ علوی گزاره­ها، آموزه­ها و عناصری است که در قالب هنجارها، ارزش­ها، نمادها، فنون و ... با مرجعیت اسلام ناب محمدی(ص) در هم تنیده شده و فضای زیست و زندگی جامعه­ی اسلامی را فراهم می­کند تا در هوای آن مردم تنفس کرده و بر پایه­ی آن، قواعد اجتماعی و انتظارات اجتماعی و قضاوت­های فردی و جمعی هویت یابد که به تعبیر حضرت امام (ره) جهان تشنه­ی آن است :«جهان تشنه­ی فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است» )امام خمینی، ج21، ص87).

جهانی شدن

واژه­ی جهانی (global) از چهار صد سال پیش و اصطلاحاتی همچون جهانی شدن (globalization)، جهانی‌سازی (globalizing) و جهانی‌گرایی (globalism) از دهه‌ی 1960 در متون علمی و ادبی به‌کار گرفته شد (شجائی زند،1382: 30).
برخی چون آنتونی گیدنز (1938 :Gidenz Antony) نقطه­ی آغاز جهانی شدن را در شکل‌گیری تجدّد می‌دانند. مارکس (Karl Heinrich Marx:1883-1818) و انگلس (Friedrich Engels:1895-1820)، آغاز فرایند جهانی شدن را مستلزم درک و شناخت تاریخ سرمایه‌داری می‌دانند(گل محمدی،1386: 23).رولاند رابرتسون
(Roland Robertson: 1992) جهانی شدن را هم‌ زمان با آغاز دوره­ی مدرنیته و ظهور سرمایه‌داری می‌داند؛ که از 1400 میلادی (مقارن رنسانس) تا امروز، مراحل تاریخی متعددی را طی کرده است و آخرین مرحله­ی آن از سال 1969 آغاز شده و به‌دلیل رشد سریع رسانه‌های گروهی، ارتباطات و مسائل زیست‌محیطی جهانی، بسیار سرعت گرفته است (عبدالرسول،1386:251).

بحث جهانی شدن در دنیای غرب، بعد از دهه‌ی 70 میلادی، به گفتمان مسلط در محافل علمی و آکادمیک تبدیل شد؛ و نظریه­ی دهکده­ی جهانی مک‌لوهان
(Herbert Marshall McLuhan:1980-1911) و اصطلاح جامعه­ی ‌فراصنعتی دانیل بل (Daniel Bell: born:1919) انعکاسی از آن بود. با این حال برخی اولین نویسندگان و اندیشمندانی که در این زمینه سخن گفته‌اند را فردیناند تونیس (1855-1936 :Ferdinand Tonnise) در آلمان و گابریل تارد (Jean-Gabriel De Tarde:1904-1843) در فرانسه می‌دانند (شیرودی،1386:­10) و به گفته­ی «کنت ان. والترز» «جهانی شدن پدیده­ی عجیب و غریب دهه‌ی 1990 است که در آمریکا ساخته و پرداخته می‌شود» (والترز،1379)؛ گرچه این معنی بعد روشن خواهد شد که این موضوع با جهانی­سازی سازگار است تا جهانی شدن.

می­توان گفت جهانی شدن در غرب واژه­ی رایج ادبیات سیاسی بین­الملل، اقتصاد و بازرگانی، جامعه­شناسی، محیط زیست، هنر و فرهنگ شده و باز تعریف­های متعددی در آن­ها پیدا کرده است. شبکه­ای بودن، فراگیر بودن، یکپارچگی، فشردگی زمان و مکان و وابستگی عمومی، نکته­های مشترکی است که در همه­ی آن­ها به نوعی مورد تأکید و اشاره قرار گرفته است (پیشگامی فرد، 1380:­15)آن­ها تأکید دارند که مفهوم جهانی شدن اشاره دارد به «افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولت‌ها دامن می‌گستراند و نظام جدید جهانی را می­سازد» (والترز، 1379) و این که «سرشت دولت ملی درهم می‌شکند» (باستانی، 1379) و حد و مرزهای جغرافیایی در فعالیت­های اقتصادی و تولید نقل و انتقالات مالی کم­رنگ شده و کمترین نقش را خواهد داشت (سیدنورانی،
1379: 158). اجتماعاتی که پیش از این در کره­ی خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می­شوند و روابط اجتماعی پیچیده و درهم تنیده‌ای ایجاد می­کند که در عین حال با نوعی توازن و یکپارچگی همراه است، تا جایی که به اعتقاد گیدنز اتفاقات هر محل، زاده­ی حوادثی است که در کیلومترها دور به وقوع پیوسته است (کاستلر، 1378). همچنین از آن­جایی که هویت از جایی کسب می­شود که تأمین کننده­ی کالای فرهنگی است (اردلان، 1379)، از این رو شکل‌دهی فرهنگ جهانی توسط تولید کننده­های کالاهای فرهنگی امکان‌پذیر می‌باشد؛ مگر این که مانند گیدنز جهانی شدن فرهنگی را بازاندیشی بدانیم و بر این باور بمانیم که جهانی شدن، همراه است با سنت­زدایی از فرهنگ­ها و فرایندی است که در راه تبدیل خصوصیات فرهنگی به بخشی از نظم فرهنگی جهان­گستر پیش می­رود (پیشگامی فرد،1380: 22).

در این رویکرد هدف و مقصد جهانی شدن، عصر جهانی است و مشخصه­ی عصر جهانی از نظر برخی اندیشمندان فرو ریختن مرزبندی­های مصنوعی و حضور جدی مرزبندی­های طبیعی است؛ مرزهایی که تابع سرزمین نیستند و توسط گروه­های هم­فکر و دارای منافع مشترک به وجود می­آیند و در عین پراکندگی در سطح جهان، جوامع نوین و متداخلی را تشکیل می­دهند که گروه‌های طرفدار محیط زیست یکی از آن­ها است. در چنین شرایطی ملت­ها هویت ملی خود را در تقدم دوم قرار خواهند داد و به تدریج هویت­های جدیدی برای آن­ها خلق می­شود که ناشی از همبستگی­های فکری، شغلی و یا قومی در نقاط مختلف جهان است (پیشگامی فرد،1380: 29).

تأملی بر واژه شناسی جهانی شدن

«جهان» در کتاب­های لغت مانند دهخدا، المنجد، آکسفورد و ویکیدیا به معنای عالَم و گیتی آمده؛ و «جهانی» منسوب به جهان بوده که معنای فراگیری و سرتاسری از آن مراد می‌باشد.

در ادبیات فارسی «جهانی شدن» مصدر است که فاعلی خارجی نداشته و دلالت بر صیرورت و شدن می­کند و زمان نیز در آن متصور نیست؛ یعنی خود جهان تغییر وضعیت می­دهد به خاطر شرایطی که در خودش ایجاد می‌شود- یعنی با ایجاد شرایط آن وضعیت حاصل می­شود- برخلاف «جهانی­سازی» که اسم مصدر بوده و دارای فاعل خارجی است و زمان در آن متصور است. و این عامل خارجی است که با ایجاد شرایطی از بیرون جهان را در پروژه زمانی به چنین وضعیتی سوق می‌دهد بر خلاف جهانی شدن که در آن پروسه مطرح است و زمان در آن متصور نیست بلکه مراتب و شرایط است که با طی آن در یک پروسه طبیعی به آن وضعیت در می‌آید. چرا که ماده بعضی از الفاظ دلالت بر زمان دارد و زماندار هستند و ماده بعضی الفاظ دلالت بر زمان نمی‌کنند (مطهری، 1381).

دقت در معانی لغوی «جهانی شدن» ما را به نکات زیر دلالت می‌کند:

1- جهانی شدن مصدر بوده و فاعل خارجی در آن متصور نیست، بلکه هر نوع تغییر در آن در پی حصول شرایط زیستی مهیا می‌گردد که از درون برمی‌خیزد. مانند کودکی، نوجوانی، جوانی، میان­سالی و پیری که هر کدام ویژگی خاصی دارد که عامل آن درونی است. اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد ( الحدید آیه 20(

2- جهانی شدن از ویژگی­های جوامع انسانی در سراسر جهان است و تابع نظام خاصی است که به خاطر عملکرد جوامع انسانی به اوصاف متفاوت متصف می‌شود. جهانی شدن نیز یکی از این اوصاف است که در آن به روابط انسانی و نوع زیست آن­ها توجه می‌شود؛ مانند سنت، مدرنیسم و پست­مدرنیسم که ناشی از ورود تکنولوژی به زندگی انسان­ها و نقش­آفرینی در آن می‌باشد.

3- جهانی شدن یک وضعیت است که از نوع تعاملات جوامع انسانی و سطح و عمق روابط بین آن­ها در سطح دنیا انتزاع شده و به آن اطلاق می‌گردد.

4- حرکت جهان تابع دو حرکت و نظام است؛ نظام اول طبیعی است و دور از دسترس انسان می‌باشد؛ گرچه خالق هستی و مدبر نظام جهان یکی از عوامل اثرگذار در آن را نوع تعامل انسان با خدا و با دیگران قرار داده است (لو انَّ اهلَ القُری آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرکاتٍ مِن السَّماءِ وَ الاَرضِ وَ لَکِن کَذّبوا فَاَخذنَاهُم بِما کانُوا یَکسبون) «اعراف 96» که در پی این تعامل خشکسالی، زلزله، سیل و حوادث دیگر به وجود می‌آید که خارج از بحث ماست. حرکت و نظام دوم مربوط به جوامع انسانی است که از نظام واحدی تبعیت می‌کند و تابع احکام یکسان و عمومی است و سراسری و فراگیر بوده و شامل همه می‌شود (وَ لِکُلِّ اُمَهٍ اَجَلٌ فَاِذا جَاءَ اَجَلُهُم لایَستاخِرونَ ساعَهً وَ لا یَستَقدِمُون) «اعراف آیه 34» در این نظام هر نوع تغییر به خود انسان‌ها واگذار شده است (انَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّروا مابِانفُسِهِم) «رعد 11».

تأملی در مفهوم شناسی جهانی شدن

در منطق دو مؤلفه­ی جنس و فصل را شرط تعریف می‌دانند که اولی اشاره به اشتراکات و دومی دلالت بر افتراقات می‌کند. از این رو از اولی به فصل مشترک و از دومی به فصل ممیز یاد می‌شود (مظفر،1362). «جهانی شدن» از یک سو یک چارچوب مفهومی برای تبیین واقعیت­های جاری جهانی است و از سوی دیگر تبیین نوعی جهان‌بینی و نگرش درباره­ی جهان به عنوان یک منظومه­ی کلان و به­هم­پیوسته است؛ از این‌رو در ادبیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی با مفاهیم مختلف مورد تعریف قرار می‌گیرد. ولی همه­ی آن­ها اشاره به یک واقعیت دارد و آن این­که این مؤلفه‌ها بدون انسان و رابطه­ی او با دیگران معنی و مفهومی نخواهند داشت. یعنی هر پنج مؤلفه­ی فوق، عنوانی است که رفتارها و عملکردهای انسان را در حوزه‌های مختلف معرفی می‌کند که بر محور روابط او با دیگران تفسیر و تبیین می‌گردد.

در خصوص مفهوم جهانی شدن معتقدم چند بحث را باید از هم جدا کرد. یک بحث راجع به جهانی شدن واقعی است. اگر قرار باشد یک امر جهانی بشود بایستی چه اتفاقی بیفتد؟ این یک بحث کاملاً نظری و فلسفی است؛ بحث فلسفی این که ما به چه چیزی «جهانی» می‌گوییم. بحثی هم در خصوص جهان کنونی است؛ یعنی جهان کنونی چه ویژگی­هایی دارد و دارای چه مشخصاتی است؟ و بحثی دیگر درباره­ی جهانی شدن مصطلح، یعنی Globalization است که امروزه از آن یاد می‌شود و به گونه‌ای ارتباط وثیقی هم با نظام سرمایه داری دارد. نکته آخر، نسبت اسلام و فرهنگ علوی با این مقوله‌ها چیست و نسبت اسلام با جهانی شدن واقعی، با جهان کنونی و جهانی شدن مصطلح چگونه است؟

جهانی شدن واقعی و حقیقی آن است که در سطح جهان­بینی، شاهد فراگیر شدن یک امری باشیم؛ یعنی اموراتی که مربوط به لایه زیرین فرهنگ است، چون انسان‌ها سرشت واحد دارند. هرجا می‌خواهند باشند؛ فطرت دارند، طبیعت دارند. والا چهره عوض می‌کند و ضد خودش را تولید می‌کند. با توجه به سائقه‌های وجودی انسان (حق­خواهی، کمال‌جویی، عدالت­خواهی و زیبا دوستی) اگر یک جهان­بینی بخواهد جهانی شده و پایه‌های رفتاری جمعی را شکل داده و جهان­شمول باشد و الگوها و صنایع و فرهنگی را تولید و عمومی کند، بایستی واجد ویژگی­هایی باشد. جهانی شدن واقعی باید بر پایه‌ی یک نگاه غایت‌گرایانه، جوهرگرایانه و خالق‌گرایانه استوار باشد تا جهانی شدن‌ شکل بگیرد.

جهانی شدن حرکت به ‌سوی یک جامعه‌ جهانی واحد است که در آن، قید و بندهایی که بر روابط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سایه افکنده، از بین می‌رود و گویا عمدتاً یک جامعه و یک فرهنگ و تمدن در سراسر زمین مستقر خواهد شد و به ‌تعبیر دیگر، جهان فشرده شده و از حالت کروی خارج شده و به شکل مسطح در می‌آید (عبدالرسول، 1386: 247) و هیچ نوع مانعی برای اطلاع از حوادث جاهای دیگر نیست، به طوری که مردم همدیگر را می‌بینند و صدای هم را می‌شنوند.

از نظر رولاند رابرتسون، جهانی شدن مفهومی است که به تراکم جهان و تشدید آگاهی درباره­ی جهان به ‌مثابه یک کل اشاره دارد که در چنین جامعه‌ای برقراری ارتباط میان افرادی که به فاصله­ی خیلی دور از هم زندگی می‌کنند، به ‌همان راحتی میان همسایه‌ها خواهد بود (افروغ، 1387:­25). افزایش ارتباطات جوامع با یکدیگر و افزایش امکان اثرگذاری بر تصمیمات دیگر جوامع، مؤلفه­ی دیگری است که در مفهوم جهانی شدن، انکارناپذیر است (نهاوندیان 1383: 17) و گیدنز معتقد است، در جهانی شدن، روابط اجتماعی در سطح وسیع عمق می‌یابد؛ به ‌گونه‌ای که فاصله‌ها نامحسوس شده و می‌توان علت وقوع یک حادثه در یک محل را، در منطقه‌ای کاملاً مجزا و دور جستجو کرد (نهاوندیان، 1383). در چنین شرایطی هیچ حوزه محلی و حتی خصوصی و شخصی نمی‌تواند استقلال و انزوای خود را حفظ کند و حتی دور افتاده‌ترین مکان‌ها نیز به ‌نوعی تحت تأثیر تحولات محیط ‌جهانی خود قرار می‌گیرند (گل‌محمدی، 1382: 73).

برای پرهیز از اطاله­ی کلام می‌توان گفت مفاهیمی که در تعریف‌های جهانی شدن به کار گرفته شده است، عبارت‌اند از:

1- جهانی شدن به مثابه بین­المللی شدن روابط و رفع همه­ی موانع ارتباطی است؛

۲- جهانی شدن به مثابة فرایند آزادسازی (لیبرالیزاسیون) است که در آن قیدهای اعتقادی برداشته شده و هر کس بر اساس منویات خود با آن برخورد می‌کند؛

۳- جهانی شدن به مثابه جهان­شمولی است که در آن رسانه‌های صوتی و تصویری و ارتباطی مانند اینترنت، تلویزیون، موبایل، ماهواره و ... نقش اساسی بازی می‌کنند؛

۴- جهانی شدن به مثابه غربی­سازی یا نوسازی به ویژه در شکل آمریکایی شده­ی آن است، چنان که رهبر معظم انقلاب در سال ‏1379 در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیرکبیر فرمودند: «این جهانى‏ شدن‏، اسمش جهانى ‏شدن‏ است؛ اما باطنش آمریکایى شدن است» (بیانات مقام معظم رهبری).

5- جهانی شدن به مثابه از بین بردن مرزهای جغرافیایی یا گسترش فرایند فرامنطقه­ای است (جاسبی، 1381: 23).

6- جهانی شدن یک فرصت است که بتوان دیدگاه­های مختلف و گفتمان‌های متفاوت و اندیشه‌های گوناگون را به نمایش گذاشت تا ضمن حفظ استقلال بتوان از توانمندی‌های دیگر جوامع در حداقل زمان بهره جست و بهترین‌ها را انتخاب نمود. به بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال‏ 1388 در دیدار استادان و دانشجویان کردستان «اگر قرار است جهانى‏ شدن‏ به معناى درست کلمه تحقق پیدا بکند، باید کشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادى و استقلال سیاسى- و قدرت تصمیم‏گیرى خودشان را حفظ کنند»؛

7- جهانی شدن فرایندی تک‌بعدی نیست، بلکه مجموعه­ی فرایندهای پیچیده‌ای است که به موجب آن دولت­های ملی به نحو فزاینده‌ای به یکدیگر مرتبط و وابسته می‌‌شوند و جهانی شدن در واقع همکاری آگاهانه و یا الزامی ملت­ها و فرهنگ­ها جهت زیستن در یک جامعه­ی واحد جهانی است. این پدیده فرایندی منسجم و یکپارچه است که در تمامی عرصه‌ها و حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رسوخ کرده است.

8- جهانی شدن پدیده‌ای چالش­گر است، به گونه‌ای که ابعاد آن، قلمرو بسیاری از مفاهیم کلاسیک همچون نظم، امنیت، دولت، حاکمیت ملی، هویت، اقتدار ملی، فرهنگ و... را در­نوردیده و زمینه را برای تفسیر و باز تعریف آن­ها فراهم کرده است.

9- جهانی شدن یک فرایند و پروسه است نه یک وضعیت غایی.‌ ما در جهانی شدن با فرایندِ «شدن» سروکار داریم که وضعیت­های مختلفی را ایجاد می‌کند؛ فرایندی که به کمک عواملی همچون نظام ارتباط جهانی، سازمان­های بین‌المللی و ... مرزهای ملی را نادیده گرفته و بسیاری از پدیده‌ها را دستخوش تحول و تبدیل و تأثیرپذیری کرده است؛ به طوری که گفته می‌‌شود جهانی شدن: اولاً روندی اجتناب‌ناپذیر است ثانیاً پدیده‌ای منتج از برخی تحولات اجتماعی است؛ و ثالثاً این فرایند به صورت یک وضعیت پایدار باقی نمی‌ماند و عاقبت وارد مرحله­ی دیگری می‌‌شود که برخی از آن به عنوان «یکپارچگی جهانی» یاد می‌‌کنند.

10- جهانی شدن با وجود تمامی مخالفت‌ها و موافقت‌ها ،فی‌النفسه نه خیر است و نه شر، بلکه هم می‌‌تواند فرصت و مطلوب باشد و هم تهدید باشد. به عبارت دیگر، جهانی شدن هم منجی است و هم مهلک.

11- از پیامدهای عصر مدرنیته و پیشرفت رسانه‌های ارتباطی است که به سرعت در حال فراگیری تمام کشورهای جهان است. در فرایند جهانی شدن‌، دولت­ها نقش چندانی ندارند، بلکه نقش عمده و اساسی برعهده­ی مجامع بین‌المللی و شرکت­های چند ملیتی می‌‌باشد. اصولاً جهانی شدن یک پدیده مرز ناشناس و مرزگشا است.

12- از ویژگی‌ها و مفاهیم دیگر جهانی شدن، رشد فزاینده­ی علم و تکنولوژی و تولید اطلاعات علمی است و این رشد بر نهادهای علمی و دینی از جنبه‌های گوناگون اثر می‌‌گذارد.

نگاه تحلیلی به اصول و پایه‌های جهانی شدن

گرچه جهانی شدن در عرصه­ی اقتصاد در مفهوم امروزین تولید و گفتمان عمومی شده است و سپس به سایر حوزه‌ها کشیده شده و حتی سازمان تجارت جهانی نیز تأسیس و برای عضویت در آن شرایطی وضع کرده‌اند. ولی با توجه به این که محور اصلی جهانی شدن در عالم انسانی اتفاق می‌افتد و با انسان معنی و مفهوم پیدا می‌کند، از این‌رو می‌توان فارغ از ابعاد و حوزه‌های به کارگیری مفهوم جهانی شدن به خود وضعیت جهانی شدن نگاه کرد و اصول کلی آن را برشمرد تا بتوان بر اساس آن تحلیلی رویکردی و پارادایم انجام داد. دقت در تعاریف حوزه‌های بکارگیری جهانی شدن، ما را به اصول و پایه‌های زیر رهنمون می‌سازد:

1- تشدید روابط اجتماعی جهانی

2- کم شدن فاصله‌های جغرافیایی

3- توسعه­ی علم و تکنولوژی

4- انتقال سریع اطلاعات

5- کاهش نقش دولت­ها در ایجاد روابط

6- بهره­گیری از تجهیزات ماهواره‌ای و رایانه

7- ظهور فرهنگ جهانی.

نکته­ی بارز در این اصول، این است که شش مورد اول، تابع مورد هفتم می‌باشد. به عبارت دیگر، فرهنگ جهانی پایه­ی شکل­گیری موارد دیگر است. چنان که در بحث فرهنگ گفته شد، لایه­ی زیرین یعنی بایدها و نبایدها (ارزش­ها، جهان­بینی، هنجارها) پایه‌ی شکل­گیری الگوهای رفتاری و مصنوعات فرهنگی است. تجهیزات، انتقال اطلاعات، توسعه­ی علم و تکنولوژی از مصادیق مصنوعات فرهنگی است و تشدید روابط اجتماعی، کم شدن فاصله‌ها و کاهش نقش دولت‌ها از مصادیق الگوهای رفتاری است که بر پایه­ی فرهنگ غرب (لیبرال دموکراسی) نشو و نمو پیدا کرده است و بر پایه­ی عقل تجربی، لیبرالیسم و لذت‌گرایی هویت گرفته و گسترش یافته است (بابائی، 1389). اما باید توجه‌ داشت‌ که‌ حتی‌ خود مبلغان‌ اصلی‌ نظام‌ لیبرال‌ دموکراسی‌ همانند فوکویاما، بر این‌ باورند که‌ فرهنگ‌ جهانی‌ غربی‌ (آمریکایی‌) نمی‌تواند همه­ی فرهنگ­ها را در درون‌ خود جذب‌ کند (شرط اصلی جهانی شدن). وی‌ بیان‌ می‌دارد: «گرچه‌ به‌ باور اکثریت‌ افراد، ما صاحب‌ فنآوری‌ ارتباطی‌ پیشرفته‌ای‌ هستیم‌، و در آینده‌، قادر به‌ هماهنگی‌ فرهنگ‌ در سطح‌ جهانی‌، به ‌عنوان‌ یک‌ طرح‌ (پروژه­ی‌) جهانی‌ خواهیم‌ بود، اما هنوز موفق‌ نشده‌ایم‌. البته‌ عوامل‌ زیادی‌ مانع‌ این‌ همسان‌سازی‌ هستند؛ همچون‌ عدم‌ اعتماد، و تأکید فراوان‌ بر تفاوت­های‌ فرهنگی‌. هم‌­اکنون‌ آسیایی‌ها به‌ انحطاط‌ و ویرانی‌ شهرها و زوال‌ خانواده‌های‌ آمریکایی‌ می‌اندیشند» (فوکویاما, 1380). برخی‌ دیگر از اندیشمندان‌ معتقدند که‌ جهانی‌ شدن‌، به‌ واسطه­ی‌ نادیده‌ گرفتن‌ فرهنگ­های‌ دیگر ملل‌ و کوشش‌ در غلبه‌ دادن‌ فرهنگ‌ غربی‌ بر دیگر کشورها، از جمله‌ کشورهای‌ اسلامی‌، روند معکوسی‌ داشته‌ است‌. برای‌ نمونه‌، «برادل‌« معتقد است‌ که‌ اگر فکر کنیم‌ »موفقیت‌ یک‌ تمدن‌ به‌ تنهایی‌، نقطه­ی‌ پایانی‌ بر کثرت‌ فرهنگی‌ خواهد بود که‌ سده‌ها در تمدن­های‌ عظیم‌ جهانی‌ تبلور یافته‌ است‌»، دچار اندیشه‌ای‌ ساده‌لوحانه‌ شده‌ایم‌. وی‌ می‌گوید: «بسیاری‌ از جوامع‌ غیرغربی‌، شاهد بازگشت‌ به‌ فرهنگ‌ آبا و اجدادی‌ خود هستند. چنین‌ جوامعی‌ معمولاً به‌ قالب‌ مذهبی‌ فرو می‌روند؛ و بنابراین‌، دستاورد بی‌درنگِ فرایند نوسازی‌، احیای‌ فراگیر مذهب‌ بوده‌ است‌. در جوامع‌ غیرغربی‌، این‌ احیای‌ مذهبی‌، در بیشتر مواقع‌، لزوماً حالت‌ ضدغربی‌ به‌ خود می‌گیرد. در برخی‌ موارد، فرهنگ‌ غرب‌ به‌ بهانه­ی‌ مسیحی‌ و مخرب‌ بودن‌، پس‌ زده‌ می‌شود؛ و در پاره‌ای‌ موارد، به‌ سبب‌ غلبه­ی بی‌دینی‌ و انحطاط‌، رستاخیز اسلامی‌، بار دیگر در همة‌ کشورهای‌ مسلمان‌ بالیده‌ و تقریباً در بیشتر جاها، در مسائل‌ سیاسی‌، اثری‌ ژرف‌ داشته‌ است‌ ... مردم‌ در سر تا سر جهان‌ اسلام‌، در برابر آلوده‌ شدن‌ جوامع‌ خود به‌ غرب‌ زهرآگین‌، به‌ پاخاسته‌اند» (لواسانی:404).

منطق و ابزارهای جهانی شدن در فرهنگ علوی

چنان که گفتیم «جهانی شدن» از یک سو یک چهارچوب مفهومی برای تبیین واقعیت‌های جاری جهانی است و از سوی دیگر تبیین نوعی جهان‌بینی و نگرش درباره­ی جهان به عنوان یک منظومه‌ی کلان و به هم پیوسته است که بر محور ارتباطات هویت پیدا کرده و وضعیت می‌یابد. شکی نیست که کیفیت ارتباطات به دنبال رشد و توسعه­ی وسایل ارتباطی اعم از صوتی و تصویری در 50 سال اخیر، تغییراتی زیادی یافته است. به دنبال آن مرزهای جغرافیایی در امر ارتباط بی­هویت شده‌اند و به راحتی می‌توان در اقصی نقاط جهان در کمتر از یک ثانیه با هم ارتباط برقرار کرد که نقش مهمی در تعاملات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرده است. ولی نکته مهمی که باید به آن توجه کرد و چهره­ی دیگر ابزارهای جهانی شدن را می‌سازد، فرهنگی است که تکنولوژی با خود حمل می‌کند و هر یک از آن‌ها با ورود خود تغییراتی در سبک­ها و خواست‌ها ایجاد می‌کنند و مدها و الگوهایی را ساخته و پرداخته می‌کنند و مهار حرکت انسانی را بر عهده می‌گیرند و بر او حکم کرده و او را به مقصود خود می‌رانند. (پستمن، 1380)

فرهنگ اسلام ناب یا علوی هیچ مخالفتی با تکنولوژی نداشته و آن را مرهون تجربیات چندین ساله‌ی انسان‌های می‌داند که در این عرصه تلاش­ها کرده و جان­های خود را فدا کرده‌اند و آن را نعمتی می‌داند که خداوند از ناحیه­ی آن­ها برای بهتر زیستن انسان­ها به وجود می‌آورد. و آموزه­ی «اُطلُبُوا العِلمَ وَلَو بِالصِّینِ اِنَّ طَلَبُ العِلمِ فَریضَهٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ» (حرالعاملی، 1403ق: 27)در تارک و قلعه‌ی این فرهنگ قرار دارد و این فرهنگ، یادگیری علوم را برای همه واجب می‌شمارد و آن را گمشده­ی مؤمن می‌شناسد. همچنان که مقام معظم رهبری در بیانات سال‏ 1381 در دیدار جمعى از برگزیدگان المپیادهاى جهانى و کشورى و افراد ممتاز آزمون­هاى سراسرى سال 80 و 1381 می‌فرماید: «اسلام افراد را به طلبِ‏ علم‏ تحریض کرده و باید طلبِ‏ علم‏ کرد. هر جاى دنیا که علمى وجود دارد و مى‏توان از آن استفاده کرد و براى رفتن ما مجذورى وجود ندارد، باید رفت و علم را براى ملت و کشورى که متعلق به آن هستیم، به دست آورد.»

تفاوت جدی که بین فرهنگ علوی و فرهنگ غربی است، در چگونگی استفاده از ابزارها و تکنولوژی می‌باشد. در فرهنگ علوی تکنولوژی و تجهیزات، ابزارهای برای بهتر زیستن و رشد و کمال انسان­ها است و هر چیزی که بتواند این امر را تسهیل کند، مورد تأیید آن بوده و بر آن پای می‌فشارد. در مقابل در فرهنگ غرب این ابزارها عموماً با هدف سود و منافع اختراع شده و به کارگرفته می‌شود و اصولاً فرهنگ سرمایه­داری بر پایه­ی لیبرالیسم و فردگرایی و لذت‌گرایی بنا شده است که نتیجه­ی آن چپاول حقوق 99 درصدی مردم توسط یک درصد و خیزش جنبش ضدوال­استریت می‌باشد.

رویکرد فرهنگ علوی به جهانی شدن

در فرهنگ علوی جامعه­ی انسانی تابع نظام و سنت‌هایی است که از طرف خداوند برای هدایت و سعادت و زندگی انسان­ها تنظیم شده است. سرآغاز این نظام به زمانی برمی‌گردد که حضرت آدم و حوا علیهم‌السلام به وساوس شیطانی از جایگاه بهشتی هبوط کرده و پا به دنیا گذاشتند و زایش‌های انسانی آغاز گردید. فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حینٍ (بقره/ 36) بعد از هبوط انسان به زمین، خداوند انسان را رها نکرده و به حال خود وانگذاشته است، بلکه برای او نظام و قوانین و قواعد زندگی را در قالب آموزه‌های دینی توسط پیامبران(ع) ارسال کرده که به تبعیت از آن بتواند به جایگاه اصلی خویش برگردد (فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى‏) (طه /123)

خداوند که این نظام تشریعی و تکوینی را برای انسان‌ها رقم زده است، تنها برای قوم و ملت خاصی نبوده است، یعنی مورد خطاب دستورات خدا نوع انسان است و پیامبران فرستاده شده برای اقوام مختلف، یک پیام را تبلیغ می‌کردند. یعنی تعدد آنها به خاطر نبود امکانات ارتباطی بوده است، نه این که پیام­های متعدد داشتند و آیه­ی (قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (البقره/136) اشاره به این پیام مهم دارد؛ چراکه انسان یک نوع بیشتر نیست و انسان ایرانی با انسان جاهای دیگر و انسان­های قرون گذشته تفاوتی از نظر خلقتی و آفرینشی ندارند. آنچه برای انسان ایرانی مفید است یا ضرر دارد، برای انسان آمریکایی و اروپایی نیز مفید است یا ضرر دارد. لذا وقتی از آن­ها سؤال می‌شود که روزی­دهنده­ی شما کیست و چه کسی شما را خلق کرده است، همه با این که از نظر جغرافیایی و محیط زندگی در مکان­ها و دوره‌های مختلف هستند، یک جواب واحد دارند؛ یعنی «الله». قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ (یونس /31)

بنابراین پیام‌های الهی منطقه‌ای و بخشی نیست، بلکه به همه­ی زمان­ها و مکان­ها تعلق دارد و گستره­ی آن همه­ی بخش­ها و زمان­ها را دربر می­گیرد و متعلق پیام، فطرت پاک انسان‌ها هست که در همه مشترک و واحد بوده و زمان­بردار نبوده و مکان جغرافیایی نقشی در هویت آن ندارد. پیام همه­ی آن­ها بندگی خدا و طرد طاغوت می‌باشد (وَ لَقَد بَعَثنا فِی کُلِّ اُمَّهٍ رَسُولاً اَن اُعبُدوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغُوتَ) (نحل/ 36) و هدف آن کمال­یابی انسان و تأمین خوشبختی و سعادت او در تمام مراحل زندگی است. لذا از یک طرف فرا انسانی است و حاکی از یک نظام برتر و ماقبل انسانی است و از طرفی هماهنگ با سائقه‌های انسانی است و با نهاد انسان­ها آمیختگی داشته، موجبات خودانگیختگی را برای او فراهم می‌کند و همه را به طرف آن سوق می‌دهد فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ
(روم /30).

این پیام­دهی در زمان ما به خاطر ایجاد شرایط و امکان ارتباط جمعی آسان و سریع شده است و به راحتی می‌توان از طریق رسانه‌های ارتباطی مانند اینترنت، تلفن همراه و تلویزیون و ... پیام‌رسانی را انجام داد. لذا نیازی به ارسال مبلغ و پیام‌رسان مانند دوره‌های گذشته نیست که یک پیام را به همه برسانند.

سائقه‌های جهانی شدن در فرهنگ علوی

در فرهنگ علوی، جهانی شدن دارای دو عامل است. عامل اول بیرونی است و به نظامی بر می‌گردد که بر جهان حاکم است و جهان به طرف آن در حرکت است و گریزی از آن نیست (فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً ) (فاطر/43)و عدم همراهی با این حرکت جمعی باعث نابودی شده و در صورت اصرار بر حرکت انحرافی باعث حذف کلی و جایگزینی با دیگران می‌شود (إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّةِ قَوْمٍ آخَرین) (الانعام/133).

عامل دوم، درونی است که به خلقت انسان‌ها بر می‌گردد و در ذات و نهان همه موجود است و انسان را به طرف ایجاد جامعه­ی ایده­آل جهانی سوق می‌دهد و همه مشتاق رسیدن به آن هستند و زندگی بر اساس آن پی‌ریزی می‌شود و شاید بتوان گفت با حذف آن حرکت و پویایی از زندگی و جوامع انسانی برچیده می‌شود. این عامل، همان سائق‌های است که به کمک آن­ها بسترهای خیزشی جهانی شدن فراهم می‌گردد که عبارت­اند از:

1- کمال‌خواهی: همه­ی انسان‌ها از هر نوع نژاد و ملیتی و در هر زمان و مکانی باشند، به دنبال کمال هستند. این سائقه بستر رشد و توسعه را فراهم می‌کند و باعث می‌شود انسان به وضع موجود قانع نشده و همواره به طرف وضع مطلوب حرکت نماید. یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ (إنشقاق /6)

2- حق­طلبی: تلاش‌های علمی و تحقیقات، ناشی از این سائقه‌ای است که در نهاد انسان­ها به ودیعه نهاده شده است تا در سایه­ی آن بتوانند حقایق را کشف کرده و به تسخیر خود در آورند. علم مدیون این سائقه است و با حذف آن چراغ علم خاموش خواهد شد. آنچه از پیشرفت‌های تکنولوژی و تجهیزات در حوزه‌های مختلف دیده می‌شود، نتیجه‌ی شکوفایی این سائقه است.

3- زیبادوستی: زیبادوستى جزء فطرت انسان است، تا آنجا که شیطان نیز بدى‏ها را زیبا نشان مى‏دهد (فَزَیّنَ لَهُم الشَّیطانُ اَعمَالَهُم) (نحل /63) تا انسان را وادار به انجام کاری کند (تفسیر هدایت، ج‏5: 366) هنر و مدها و الگوهای مختلف، حاصل این سائقه بوده و با حذف آن، دیگر انسان به دنبال مدل‌های مختلف نخواهد رفت و برایش فرقی نخواهد کرد که لباسش چه رنگ و مدلی داشته باشد.

4- عدالت­خواهی: هیچ کس ظلم را دوست ندارد. حتی ظالم‌ترین افراد، خود را ظالم نمی‌شناسند و کارهای خود را عین خوبی و بهترین‌ها می‌شناسند. الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً (کهف /104) آن­ها هم وقتی مورد عتاب و سرزنش قرار می‌گیرند که در زمین فساد نکرده و موجبات ناراحتی دیگران را فراهم نکنید خود را اصلاح طلب معرفی می‌کنند (وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ) (البقره/11).

چشم­انداز جهانی شدن در فرهنگ علوی

افقی که آیات و روایات برای جهان فردا تعریف کرده­اند و تصویری که از آن به نمایش می‌گذارند، افق روشن و آینده­ی فرح­بخش و شوق انگیزی است. فضای امنی است که با حاکمیت مؤمنین و صالحان در زمین گسترش پیدا کرده و اطاعت و تبعیت از خدا جهان­شمول شده و فرقه‌ها و عرفان­های کاذب طرد شده و آموزه‌های اسلام ناب عمومی می‌گردد. مهمترین و اصلی‌ترین مقوله‌های چشم­انداز جهانی شدن در فرهنگ علوی به صورت زیر می‌باشد:

1- حاکمیت مؤمنین و صالحین (وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ)

2- حاکمیت دین الهی( وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ)

3- امنیت و آرامش( وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً )

4- عبادت و بندگی خاص خدا( یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً )(نور /55)

استراتژی جهانی شدن در فرهنگی علوی

برای رسیدن به افق و چشم­انداز فرهنگ علوی از چه استراتژی­ای باید تبعیت کرد؟ دقت در آیات و روایات، گویای این است که استراتژی اصلی فرهنگ علوی دو بخش اساسی دارد:

1- داشتن افکار مناسب یا ایمان و اندیشه­ی توحیدی

2- عملکرد به تناسب افکار یا عمل صالح

(الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ). (رعد/29)

ایمان و عمل صالح، دو مؤلفه­ای است که استراتژی رسیدن به جامعه­ی جهانی ایده­آل فرهنگ علوی را ترسیم می‌کند. ایمان پایه‌های رفتاری و پشتیبان علمی رفتارها را می‌سازد که حُسن فاعلی نیز از همین مولفه شکل می­گیرد؛ و عمل صالح رفتاری است که به تناسب و هماهنگ با ایمان و با پشتیبان علمی و ادراکی صحیح شکل می‌گیرد (مکارم شیرازی، 1369، ج‏10: 210) که مهم­ترین شاخصه­ی آن درک چند نکته­ی مهم است: این‌ که بشناسد از کجا آمده است و در کجا قرار گرفته است و به کجا می‌خواهد برود (رَحِمَ اللهُ اِمرءً عَلِمَ مِن اَینَ فِی اَینَ وَ اِلی اَینَ). با تشخیص این سه نکته رفتار از نظر مقدار و چگونگی تبیین می‌گردد و موجبات رشد و ترقی فرد را فراهم می‌کند.

(اِلیه یِصعَدُ اَلکَلِمُ الطَّیبُ وَالعَمَلُالصَالِحُ یَرفَعُهُ) (فاطر /10)

تنها داشتن افکار پاک و یا اندیشه­ی ناب، توان حرکتی ندارد و هیچ تحول بنیادی در فرد و جامعه از نگاه فرهنگ علوی ایجاد نمی‌کند (مَن اَرادَه الاخِرَهَ وَ سَعَی لَها سَعیَها وَ هُوَ مُومِنٌ فَاُولئِکَ کَانَ سَعیُهُم مَشکُوراً) (اسراء /19). گرچه داشتن فکر خوب و اندیشه­ی پاک فی­نفسه بهتر است (نیت المؤمن خیر من عمله)، ولی فکر، اندیشه­ی خوب و ایمان، زمانی مؤثر خواهد بود که به عمل تبدیل شود که با تحقق آن، فرد و جامعه ظرفیت وجودی پیدا کرده و آماده­ی دریافت افکار جدید و ایجاد فضای رفتاری دیگری می­شود که لازمه­ی رشد و ترقی فرد و جامعه است.

مکانیزم جهانی شدن در فرهنگ علوی

در فرهنگ علوی با توجه به این­که سائق‌های درونی، تحت یک نظام ماورای انسانی شکلمی گیرند و هدایت می‌شوند، همه­ی انسان‌ها خواسته و ناخواسته به طرف آن در حرکت هستند. تنها تفاوت در این است که هر فرد یا جامعه چقدر می‌تواند بسترساز این حرکت باشد و در تحقق آن نقش­آفرینی بکند.این به اراده و اختیار خود انسان­ها و جوامع بر می­گردد. به عبارت دیگر، ورود به این عرصه، امری اختیاری است و هیچ الزام داخلی و بیرونی، انسان را وادار به آن نمی‌کند؛ گرچه راه روشن و نشان‌های آن به خوبی تبیین شده است (لااِکرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَبَیّنَ الرُّشدُ مِن الغَیَّ) (بقره/156)؛ چرا که در منطق الهی و مشیت الهی چنین رقم خورده است که این امر به اختیار باشد (ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم) و ورود به این عرصه مثل هر عرصه­ی دیگر، تمرین و صبر و پایداری می‌خواهد. (قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ) (الاعراف/128).

از طرفی در فرهنگ علوی، تشکیل امت واحده­ی جهانی اسلام نوید داده شده ولیکن آن را منوط به از بین رفتن و نابودی ملت­ها و سایر ادیان نمی‌کند. با استناد به آیات و روایات می‌‌توان گفت که تنها معیار تحقق جامعه­ی جهانی از دیدگاه اسلام، داشتن عقیده­ی توحیدی است نه وحدت عقیده‌ها؛ چنان­که در قرآن می‌خوانیم: إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسى‏ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فیما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ (آل‏عمران/55) «به یادآور وقتی که خداوند فرمود ‌ای عیسی همانا من روح تو را قبض نموده و بر آسمان بالا برم و تو را پاک و منزه از معاشرت کافران گردانم و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم». از این آیه به روشنی استفاده می‌‌شود که آیین مسیح (علیه السلام) تا روز قیامت موجودیت خود را حفظ خواهد کرد و همان­گونه که بسیاری از مفسران گفته‌اند، این امت، برتری نسبی خودش را بر کفار برای همیشه حفظ می‌‌کند.

همچنین در آیات 7 و 8 سوره اسرا می‌‌خوانیم: فَاذا جَاء وَعدُ الاخرهِ لِیَسُوؤا وُجوُهکُم وَ لیِدخُلوا المَسجدَ کَما دَخلُوه اَوّلَ مَرّهً وَ لِیُتبَرِوُا مَا عَلَوا تَتبِیراً عَسَی ربُّکُم اَن یَرحمَکُم وَ اِن عُدّتُم عُدنا و جَعلنا جَهنَّمَ لِلکافِرینَ حَصیراً. «و آن­گاه که وقت انتقام ظلم دیگر شما فرا رسید اثر بیچارگی و خوف و اندوه و رخسار شما ظاهر شد و به مسجد بیت‌المقدس مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند و به هر کسی تسلط یابند به سختی هلاک گردانند. امید است خدا به شما باز مهربان گردد و اگر به عصیان و ستمگری برگردید، ما هم به مجازات شما باز می‌‌گردیم و جهنم را زندان کافران قرار داده‌ایم». این آیه­ی شریفه از سرنوشت یهود در آخر الزمان و مقارن ظهور مهدی(عج) سخن می‌‌گوید و چنین استنباط می‌‌شود که آیین یهود نیز همانند مسیحیت تا پایان جهان باقی خواهد ماند (مکارم شیرازی 1369، ج12 : 35)

گذشته از آیات قرآن کریم هنگامی که به سیره­ی پیامبر(ص) و پیمان­های متعددی که با قبایل و گروه‌های مختلف برقرار ساخته است مراجعه کنیم، به روشنی خواهیم دید که پیامبر اکرم(ص) درصدد نابودی مذاهب و حتی آداب و رسوم غیره نبوده است. برای نمونه می‌‌توان به پیمان­های صلح پیامبر با یهودیان مدینه و نصارای نجران مراجعه کرد.

از آنچه گفته شد، به دست می‌‌آید که اسلام حتی در زمانی که در اوج قدرت خویش بود، در صدد از هم پاشیدن و نابودی ملت­ها و تبدیل آن­ها به امت واحد از نظر آداب و رسوم و سایر ویژگی­ها نبوده است و تنها معیار امت واحد از دیدگاه فرهنگ علوی، داشتن عقیده توحیدی است. به عبارت دیگر اسلام ناب یا فرهنگ علوی معتقد به جامعه­ی جهانی با حفظ ملیت­های مختلف است نه، حذف ملیت­های مختلف؛ وضعیتی که شبیه حکومت فدرال و فدراسیون می‌‌باشد.

علامه مجلسی از امام صادق (ع) روایت کرده که به ابوبصیر فرمود: «‌ای ابومحمد مثل این است که می‌‌بینم حضرت قائم(عج) با فرزندانش در مسجد سهله فرود آمده‌اند». ابوبصیر گفت: «قائم­(عج) در مورد اهل ذمّه چگونه رفتار خواهد کرد؟» امام پاسخ داد: «همانگونه که پیامبر(ص) با آنان صلح کرد، مهدی(عج) نیز با آن­ها صلح می‌‌کند و در دوران مهدی(عج) و حکومت اسلامی با قبول حاکمیت اسلام و پرداخت مالیات جزیه، زندگی مسالمت‌آمیزی خواهند داشت (بحارالانوار، ج52: 376).

از طرفی در روایات مربوط به ظهور حضرت مهدى(عج) مى‏خوانیم که هیچ خانه‏اى در شهر و بیابان نمى‏ماند مگر این­که توحید در آن نفوذ مى‏کند، یعنى اسلام به صورت یک آیین رسمى همه­ی جهان را فرا خواهد گرفت و حکومت به صورت یک حکومت اسلامى در­مى‏آید، و غیر از قوانین اسلام چیزى بر جهان حکومت نخواهد داشت، ولى هیچ مانعى ندارد که اقلیتى از یهود و نصارى، در پناه حکومت حضرت مهدى(عج) با شرایط (اهل ذمه) وجود داشته باشند، زیرا مى‏دانیم حضرت مهدى(عج) مردم را از روى اجبار به اسلام نمى‏کشاند، بلکه با منطق پیش مى‏رود، و توسل او به قدرت و نیروى نظامى براى بسط عدالت، و برانداختن حکومت‌هاى ظلم و قرار دادن جهان در زیر پرچم عدالت اسلام است، نه براى اجبار به پذیرفتن این آیین؛ و گرنه آزادى و اختیار مفهومى نخواهد داشت (مکارم شیرازی، 1369ج‏2: 572)

ویژگی­های جهانی شدن در فرهنگ علوی

نکته­ی مهم در ابتدای این بحث، آن است که ما مدعی نیستیم پدیده‌های معاصر مانند جهانی شدن، با همین بار معنایی و شبکه­ی مفهومی آن در عصر حاضر، در متون اسلامی آمده است؛ بلکه معتقدیم که پدیده‌های فکری هر عصری، مبانی معرفتی خاص خود را دارند که ناشی از جهان‌بینی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکم بر آن­هاست. ما براین باوریم که اسلام مبادی فکری و نظری قوی و جامعی دارد که اگر به زبان روز استخراج و تبیین شود، می‌‌تواند چراغی فروزان فرا راه انسان معاصر باشد. البته کتب مقدس دیگر نیز مانند عهدین، ادعای ارائه­ی این مبادی را دارند، اما مقایسه­ی مبانی فکری اسلام با دیگر ادیان مقدس، برتری بی‌چون و چرای اسلام و قرآن را ثابت می‌‌کند (بوکای، 1364). ازاین­رو باید گفت آنچه امروزه از آن تحت عنوان فرایند جهانی شدن نام برده می‌‌شود، علی­رغم وجود نزدیکی و شباهت‌ها از جمله حذف مرزهای جغرافیایی و سیاسی، با مفهوم جهانی شدن از دیدگاه اسلام مطابقت ندارد. مسلم آن است که اسلام منافاتی با موضوع جهانی شدن ندارد، ولی ویژگی‌های جهانی شدن از منظر اسلام و فرهنگ علوی، با ویژگی‌های اصطلاحی امروزی آن متفاوت می‌‌باشد.

1- هویت جهان شمول آموزه‌های فرهنگ علوی: مروری بر مفاد متون دین و فرهنگ علوی، ما را به این واقعیت غیرقابل انکار روبه رو می‌‌سازد که دین اسلام یک دین جهانی است و در تجربه­ی تاریخی خود همواره برای جهانی شدن کوشیده است. مسئله جهانی شدن و تشکیل جامعه­ی جهانی و حکومت جهانی از مفروضات اصلی فرهنگ علوی است و مستندات و ادله زیادی در آیات و روایات به این موضوع تأکید دارند که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:

قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ (الاعراف /158) بگو ای مردم من فرستاده­ی خدا به سوی شما هستم.

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (سبأ /28) «ما تو را برای همه­ی مردم فرستادیم تا بشارت­دهنده و بیم­دهنده­ی آنها باشید؛ گرچه اکثر مردم این را نمی‌دانند».

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ (الأنبیاء /107) «و ما تو را نفرستادیم مگر این که مایه­ی رحمت برای همه­ی جهانیان و مردم باشی».

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمینَ (آل‏عمران /33) «همانا خداوند حضرت آدم، آل ابراهیم و آل عمران را برای جهانیان فرستاده است».

هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (الصف /9 و توبه/33) وَ کَفَی بِاللهَ شَهیداً (فتح/28).او خدایی است که رسولش را برای هدایت دین حق فرستاده است تا بر همه­ی ادیان حاکم گردد؛ گرچه مشرکان از این کار ناراحت شوند. و تنها شهادت خداوند براین کار کفایت می‌کند.

پیام مهم آیات، این است که دین و آموزه‌هایی که توسط پیامبر(ص) ارائه شده، منطقه‌ای نبوده، بلکه برای همه­ی زمان‌ها و مکان‌ها بوده و جهان­شمول می‌باشد و مرزی جغرافیایی برنمی‌تابد.

2- حاکمیت اسلام و انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(عج): جهانی شدن با رویکرد فرهنگ علوی، با بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بشر و عظیم‌ترین و گسترده‌ترین انقلاب تاریخ، یعنی انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(ع) همراه خواهد شد. در دوران ظهور مهدی آل محمد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاکم می‌گردد و حکومت جهانی اسلامی تشکیل خواهد شد. علامه مجلسی در بحار الانوار جلدهای 51 و 52 این روایات را جمع‌آوری کرده است که فقط به یک مورد اکتفا می‌کنیم. پیامبراسلام (ص) فرمود: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَى اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً یَرْضَى عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ یَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً فَقَالَ رَجُلٌ مَا صِحَاحاً قَالَ بِالسَّوِیَّةِ بَیْنَ النَّاس‏ (بحارالأنوار، ج 51: ص92، باب1) شما را به مهدی، بشارت می‌دهم. او در بینامت من برانگیخته می‌شود، در حالی که بین مردم اختلاف و ناراحتی است و زمین را از قسط و عدل پر می‌نماید، همان­طوری که از ستم لبریز شده است و ساکنان آسمان و زمین از او راضی می‌شوند و مال و ثروت را صحیح تقسیم می‌کند (مجلسی، بحارالانور، ج 51، ص78).

3- حاکمیت نیکوکاران و صالحان: آیات و روایات، بیانگر این است که جهان آینده از آنِ صالحان و مؤمنین و پرهیزگاران بوده و پاکان برجهان حاکم خواهند بود و دین الهی توسط آنان جهانی شده و گسترش می‌یابد.

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (الأنبیاء /105)« همانا در کتاب زبور داوود نوشتیم که همانا این بندگان صالح هستند که بر جهان حاکم خواهند شد».

وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً(ا لنور/55) «خداوند به مؤمنین و صالحین وعده داده است که هر آینه در زمین به جانشینی و استخلاف می‌رسند همچنان که قبل از آن­ها به خلافت رسیدند و هرآینه دینی که مورد پسند آنان می‌باشد به حاکمیت رساند و وضعیت آنان بعد از ترس و وحشت به امن و آرامش تبدیل گردد و به خدا شرک نورزند».

4- زندگی مسالمت­آمیز و به رسمیت شناختن دیگر فرهنگ­ها: در آموزه های فرهنگی وجود گروه­ها و قبایل دیگر به رسمیت شناخته می­شود و تنوع فرهنگی و قومی و مذهبی مورد قبول بوده و در زمان حاکمیت فرهنگ علوی همه در سایه­ی اسلام زندگی مسالمت­آمیز خواهند داشت.

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (الحجرات /13) «ای مردم ما شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آن­گاه شعبه‌های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست».

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ (البقرة /208) «ای اهل ایمان همه متفقاً نسبت به او امر خدا در مقام تسلیم درآیید و از دسیسه‌های تفرقه‌آور شیطان پیروی نکنید».

قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً (آل‏عمران/64) «بگو‌ای اهل کتاب بیایید از آن کلمه­ی حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم و به جز خدای یکتا هیچ­کس را نپرستیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم»

5- اختیاری بودن: در دوره­ی حاکمیت فرهنگ علوی و جهان­شمولی و استقرار آن در سراسر جهان، ورود پیروان سایر ادیان به آیین اسلام اجباری نخواهد بود، بلکه همسان دوره­ی رسالت رسول خدا (ص) آزاد و اختیاری خواهد بود و با پرداخت مالیات جزیه از خدمات دولت و حکومت اسلامی بهره خواهند برد و الزام و اجبار و جنگ حضرت مهدی(عج) با آنانی خواهد بود که یا در دین توحیدی نباشند و یا این که بر علیه حاکمیت اسلام قیام کرده و شمشیر بکشند و بر حدود الهی تجاوز کرده و حقوق الهی را ضایع نمایند.

6- ثبات در قوانین و مقررات: با وجود گستردگی آموزه‌های فرهنگ علوی در عصر جهانی، این آموزه‌ها تابع موقعیت جغرافیایی و وضعیت‌های پیش آمده نخواهند بود. هیچ حلالی به حرام و یا حرامی به حلال به خاطر شرایط و موقعیت‌ها تبدیل نخواهد شد؛ مگر این که حکم ثانوی پیدا کنند (امام خمینی، 1362)

نتیجه­گیری

جهانی شدن از این دید که باعث تحول تکنولوژیک ارتباطی شده و امکان دسترسی سریع­تر و منسجم­تر افراد را در سرتاسر جهان فراهم کرده است، می تواند به عنوان امکانی که در جهت رشد و توسعه‌ی ارزش‌های نیک انسانی مورد استفاده قرار گیرد (عاملی، 1382). با این رویکرد، جهانی شدن، فرصتی است مناسب برای گسترش تعالیم والای اسلامی و زمینه‌ای است برای تحقق حکومت جهانی اسلام؛ آن چنان که در آیات قرآن کریم بدان وعده داده شده است: «لیظهره علی الدین کله». قدر مسلم، جهانی شدن را در هر مفهومی که به کار ببریم، پدیده‌ای دوسویه است و به همان نسبت که در جهت یکنواختی، یکپارچگی، به­هم­فشردگی و پیوستگی جهانی عمل می‌کند، امکانات و فرصت‌هایی را برای بروز قوم­گرایی، فرقه­گرایی و تنوع و تکثر فرهنگ‌های بومی محلی، ملی و مذهبی نیز فراهم می‌کند. در حقیقت باید در انتظار کثرت در وحدت بود و اگر فرهنگ علوی برای تقویت عوامل مقاوم و بازدارنده، با واقع­بینی و شناخت صحیح در جهت بهره­گیری مطلوب و تعامل سازنده از سایر فرهنگ­ها خود را آماده کند و با هویت پویا و با استحکامی از عقاید، باورها و رفتارهای مذهبی خود را فراهم نماید، خواهد توانست از فرصت جهانیِ پیش آمده، برای رشد و گسترش خود استفاده نماید (توکلی، 1384).

به عبارت دیگر، حقیقت فرهنگ علوی در صورتی که به زبان روز و با در نظر گرفتن شرایط جهانی با استفاده از منابع غنی شیعی تبلیغ و ترویج شود و از مسائل و ابزارهای جهانی شدن همچون اینترنت، ماهواره و نظام‌های اطلاعاتی جهانشمول طبق برنامه‌های حساب شده و با اتکا به دانش روز بهره­گیری نماید، قادر خواهد بود عقاید، باورها و ارزش­های ناب و بشر دوستانه­ی خود را در کنار سایر فرهنگ ها و تمدن­ها و در تعامل و گفتگوی با آن­ها عرضه و تبلیغ کند و به دنبال آن، هویت واقعی فرهنگ علوی، ضمن ارتقاء به سطح بالاتر، در مقیاس جهانی، تثبیت و تحکیم شود و یکی از منابع ارزشی و معرفتی برای سایر فرهنگ‌ها تلقی گردد.



[1]- دانشیاردانشگاه جامع امام حسین(ع)     malib937@gmail.com                                                      

فهرست منابع:

قرآن

نهج البلاغه##

ابن ابی الحدید، م." شرح‏نهج‏البلاغه" (جلد 20)، قم، اسماعیلیان##

اردلان، ا. (1379)، "پدیده جهانی شدن و حقوق فرهنگی"، سیاست خارجی، شماره 2##

افروغ، ع. (بدون تاریخ)، afrough. بازیابی از .mihanblog##

افروغ، ع. (1387)،" ما و جهانی شدن"، تهران، سوره مهر##

بابائی، م. ب. (1384)،" مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه علی (ع)"، تهران، دوره عالی جنگ دانشکده فرماندهی و ستاد##

بابائی، م. (1389)، "مهندسی مدیریت در فرهنگ علوی"، تهران، دانشگاه جامع امام حسین(ع)##

باستانی، م. ح. (1379)، "جهانی بیاندیشیم و جهانی عمل کنیم"، دوران (بیستم دی ماه)##

بوکای، م. (1364)، "مقایسه میان تورات انجیل قرآن و علم"، ترجمه. دبیر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی##

پستمن، ن. (1380)، "تکنو پولی"، ترجمه ص. طباطبائی، تهران، اطلاعات##

پیشگامی فرد، ز. (1380)، "نگرشی ژئوپولتیکی بر پدیده جهانی شدن"، تهران، دانشگاه امام حسین (ع)##

توکلی، غ. ع. (1384)، "خردنامه. همشهری"، 12##

جاسبی، ع. (1381)، "کلیاتی پیرامون جهانی شدن"، تهران، دفتر فرهنگ مقاومت##

حرالعاملی، م. (1403ق)، "وسایل الشیعه"، بیروت، مکتبه الاسلامیه##

خمینی، ر.. (1362)، "ولایت فقیه (حکومت اسلامی)"، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی##

- (1384)، "صحیفه امام"، تهران، مرکز نشر آثار امام##

- (1368)، "وصیتنامه سیاسی و عباد"، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی##

سیدنورانی، س. م. (1379)، "جهانی شدن کشورهای در حال توسعه و ایران"، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، 158##

شجائی زند، ع. (1382)، "جهانی شدن و دین و متدها و چالشها"، قم، دبیرخانه دین­پژوهان کشور##

شیرودی، م. (1386)، "جهانیسازی در عرصه فرهنگ و سیاست"، قم، پژوهشکده تحقیقات اسلامی##

عاملی (1382)، "جهانی شدن‌ها : غربی شدن و اسلامی شدن جهان"، تهران، مجمع تقریب مذاهب##

عبدالرسول، ب. (1386)، "فرهنگ واژهها"، قم،اندیشه و فرهنگ اسلام##

فوکویاما، ف. (1380)، "ارزش‌های‌ فرهنگی‌ و جهانی‌ شدن"،همشهری ##

کاستلر، امانوئل(1378)، "پیام یونسکو"، پیام یونسکو، 40##

گل­محمدی، ا. (1386)، "جهانی شدن، فرهنگ، هویت تهران، نی##

گل­محمدی، ی. (1382)،. "فرهنگ در عصر جهانی شدن (مجموعه مقالات)"، تهران، روزنه##

لواسانی، س. س. (بی تا)، "جهانی‌سازی‌ :تهدیدها و فرصت‌ها در عرصه‌ فرهنگ‌ و دین"، جهان­شمولی اسلام و جهانیسازی (2) (مجموعه مقالات)، تهران##

مجلسی، م. (بی تا)، "بحارالانوار"، بیروت، دارالرضا##

مطهری، م. (1362)، "اسلام و مقتضیات زمان"، تهران، صدرا##

- (1362)، "انسان در قرآن"، تهران، صدرا##

- (1362)، "جهان بینی توحیدی"، تهران، صدرا##

- (1381)، "فلسفه تاریخجلد2، قم، صدرا##

- (1363)، "مقدمهای برجهان بینی اسلامی"، تهران، صدرا##

مظفر، م. (1362)، "المنطق"، قم، فیروز آبادی##

مکارم شیرازی، ن. (1375)، "پیام امام، شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه"، دارالکتب الاسلامیه##

- (1369)، "تفسیر نمونه"، قم، نشر فرهنگ اسلامی##

نهاوندیان، م. (1383)، "ما و جهانی شدن"، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات زندگی##

والترز, ک. ا. (1379)، "جهانی شدن راه بی‌بازگشت"، حیات نو ##