جهانی شدن و ضرورت آموزش¬های شهروندی جهانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

امروزه به واسطه‌ی «جهانی شدن»، سرنوشت تمامی افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها بیش از پیش به یکدیگر گره خورده و تأثیرات این فرایند بر تمامی حوزه‌های فعالیت بشری، غیرقابل‌انکار گردیده است. در ادامه و به دنبال طرح مفهوم «شهروندی جهانی» انتظارات جدیدی از آموزش و پرورش به عنوان عامل معنابخش به زندگی افراد و ابزاری برای پرورش شخصیت انسان و رفع نیازهای اجتماعی، شکل گرفته است. این مقاله با هدف بررسی خصوصیات و مؤلفه‌های شهروندی جهانی، نقش، اهمیت و ضرورت آموزش‌های شهروند جهانی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.
اگر بپذیریم که استفاده‌ی کنونی از منابع موجود در جهان، غیرمنصفانه و غیرقابل‌قبول است و شکاف فقیر و غنی (از همه‌ی جنبه‌ها) وسیع و وسیع‌تر می‌شود، باید چاره‌ای اندیشید. آموزش و تربیت شهروند جهانی (به‌ویژه کودکان و جوانان) به عنوان فردی که خواهان تبدیل شدن جهان به مکانی سرشار از عدالت، برابری، صلح و توسعه‌ی پایدار، احترام و پاسداشت تنوع و گوناگونی نژادی، مذهبی و ... می‌باشد و همچنین دارای خصوصیات دیگری است که در این مقاله به آن پرداخته شده، راه‌حل و ابزاری قدرتمند به نظر می‌رسد. در این چارچوب، فقر و بحران هویت جوان ایرانی و از طرفی جذب شدن به فرهنگ جهانی‌سازی بیگانگان، دو نکته‌ای است که ضرورت توجه به آموزش‌های شهروند جهانی به منظور اتخاذ نگاه وسیع‌ و کلان‌تر به مسائل جهانی را نمایان می‌سازد. بنابراین با توجه به متون ارزشمند اسلامی و جایگاه والای ترسیم‌شده برای انسان و ارزش‌های انسانی و همچنین با توجه به فرهنگ و تمدن غنی ایرانی و در راستای ایفای نقش فعالانه در مدیریت مشترک جهانی، فراگرفتن این قبیل آموزش‌ها در نظام آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی و همچنین تاسیس مرکزی تحت همین عنوان با همکاری سایر نهادهای آموزشی در کشور پیشنهاد می‌شود

کلیدواژه‌ها


 

جهانی شدن و ضرورت آموزش­های شهروندی جهانی

 

یوســف کشـــاورز [1]

.......................................................................................................................

تاریخ دریافت: 28/8/1390       تاریخ پذیرش: 25/11/1390

.......................................................................................................................

چکیده

امروزه به واسطه­ی «جهانی شدن»، سرنوشت تمامی افراد، سازمان­ها و حکومت­ها بیش از پیش به یکدیگر گره خورده و تأثیرات این فرایند بر تمامی حوزه­های فعالیت بشری، غیرقابل­انکار گردیده است. در ادامه و به دنبال طرح مفهوم «شهروندی جهانی» انتظارات جدیدی از آموزش و پرورش به عنوان عامل معنابخش به زندگی افراد و ابزاری برای پرورش شخصیت انسان و رفع نیازهای اجتماعی، شکل گرفته است. این مقاله با هدف بررسی خصوصیات و مؤلفه­های شهروندی جهانی، نقش، اهمیت و ضرورت آموزش­های شهروند جهانی را مورد بحث و بررسی قرار می­دهد.

اگر بپذیریم که استفاده­ی کنونی از منابع موجود در جهان، غیرمنصفانه و غیرقابل­قبول است و شکاف فقیر و غنی (از همه­ی جنبه­ها) وسیع و وسیع­تر می­شود، باید چاره­ای اندیشید. آموزش و تربیت شهروند جهانی (به­ویژه کودکان و جوانان) به عنوان فردی که خواهان تبدیل شدن جهان به مکانی سرشار از عدالت، برابری، صلح و توسعه­ی پایدار، احترام و پاسداشت تنوع و گوناگونی نژادی، مذهبی و ... می­باشد و همچنین دارای خصوصیات دیگری است که در این مقاله به آن پرداخته شده، راه­حل و ابزاری قدرتمند به نظر می­رسد. در این چارچوب، فقر و بحران هویت جوان ایرانی و از طرفی جذب شدن به فرهنگ جهانی­سازی بیگانگان، دو نکته­ای است که ضرورت توجه به آموزش­های شهروند جهانی به منظور اتخاذ نگاه وسیع­ و کلان­تر به مسائل جهانی را نمایان می­سازد. بنابراین با توجه به متون ارزشمند اسلامی و جایگاه والای ترسیم­شده برای انسان و ارزش­های انسانی و همچنین با توجه به فرهنگ و تمدن غنی ایرانی و در راستای ایفای نقش فعالانه در مدیریت مشترک جهانی، فراگرفتن این قبیل آموزش­ها در نظام آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی و همچنین تاسیس مرکزی تحت همین عنوان با همکاری سایر نهادهای آموزشی در کشور پیشنهاد می­شود.

واژگان کلیدی: جهانی شدن، شهروند جهانی، آموزش شهروندی جهانی

مقدمه

اهمیت عملکرد آموزش و پرورش تا بدان­جاست که روسو آن را «کشتی نجات­دهندی بشر اجتماعی» و کانت آن را «ابزاری برای انسان نمودن انسان» می­داند. همچنین آن را عاملی معنابخش به زندگی همه­ی افراد جامعه می­دانند. به طور کلی، هدف از تشکیل نظام آموزشی در سراسر دنیا را می­توان در دو هدف کلی پرورش شخصیت انسان و رفع نیازهای اجتماعی، خلاصه نمود (فتحی واجارگاه و واحد چوکده، 1385).

بدیهی است که کشورهای مختلف جهان با توجه به ماهیت و زیرساخت­های حکومتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و نظامی، تصویری خاص از انسان و جامعه­ی مطلوب، در نظر داشته باشند. روشن است که رسیدن به تصویر پیش روی جوامع، تنها از طریق نظام آموزشی و تربیتی امکان­پذیر است. چنانچه اندیشمندان گذشته نظیر افلاطون، بنیاد مدینه­ی فاضله­ی ترسیمی را بر پایه­ی تربیت قرار داده است و در دوران معاصر نیز، دیویی همبستگی دقیقی بین تربیت و دموکراسی برقرار می­کند و تنها دموکراسی­هایی را پایدار می‌داند که از سر آگاهی باشد.

اگرچه تصویری که هریک از کشورها از «تربیت» به دست می دهند، وابسته به ماهیت و زیرساخت­های آن­هاست، ولی مهم­ترین عنصری که بدون آن دستیابی به اهداف امکان­پذیر نمی­نماید، انسانهایی­اند که به هدایت و راهبری جوامع می­پردازند. از این­رو در هسته­ی مرکزیِ تصویر کلان از نظام تربیتی، انسان­ها قرار دارند. بنابراین همزمان با ارائه­ی تصویر از نظام تربیتی، تصویر شهروند مطلوب نیز ساخته می­شود (آلتریختر و الیوت، 2000؛ به نقل از قائدی، 1385).

از سویی دیگر، امروزه با پدیده­ای به نام «جهانی شدن» مواجه هستیم که به گفته­ی رابرتسون، بر «در هم فشرده شدن جهان و تراکم آگاهی نسبت به جهان» دلالت دارد (رابرتسون، 1380: 35) و به گفته­ی واترز «فرایندی است که در آن قیدوبندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می­رود و مردم به­طور فزاینده‌ای از کاهش این قیدوبندها آگاه می­شوند» (واترز، 12:1379). بنابراین ما شاهد هستیم که از نگاه­ها و از ابعاد مختلف (البته بیشتر از دیدگاه اقتصادی و وابستگی اقتصاد و تجارت جهانی) به موضوع جهانی شدن پرداخته می­شود؛ هم نگاه بدبینانه و هم نگاه خوش­بینانه و فرصت­طلبانه، هم نگاه به جهانی شدن به عنوان یک پروسه و هم به عنوان یک پروژه (جهانی­سازی) و ... . جدای از همه­ی این مباحث که در جای خود مهم و قابل بحث می­باشد، به نظر می­رسد که سرنوشت همه­ی انسان­های ساکن در کره­ی زمین بیش از پیش به هم گره خورده است و متأثر از یکدیگر شده است و به عبارتی همه عضوی از این جامعه­ی جهانی و به عنوان یک «شهروند جهانی» محسوب می­شوند.

در این مقاله نخست به طرح مسئله پرداخته می­شود و در ادامه، ضمن اشاره­ای مختصر به تاریخچه و تعریف جهانی شدن و جمع­بندی این مبحث، مفهوم شهروند جهانی و آموزش شهروندی جهانی، نقش، اهمیت، ضرورت و مولفه­های آن طرح و بررسی خواهد شد و بر این اساس در نهایت، پیشنهادهایی ارائه خواهد شد.

بیان مسئله

جهانی شدن برای انسان امروزی، به صورت یک واقعیت غیرقابل­انکار درآمده است و به دنبال آن، مفهوم «شهروند جهانی» طرح گردیده که متعاقب آن، آموزش­ مباحث جهانی و آموزش­های شهروندی جهانی، هم در بین مباحث درسی و آموزش رسمی کشورها و هم در آموزش­های غیررسمی مطرح شده است.

در دنیای به سرعت در حال تغییر و وابسته شدن، آموزش می­تواند و باید به جوانان برای رویارویی با چالش­های آتی و پیش روی کمک کند، چرا که زندگی کودکان و جوانان به­شدت به­وسیله­ی آنچه در دیگر بخش­های جهان رخ می­دهد، تغییر شکل یافته است و آموزش و پرورش برای شهروندان جهانی باید به آنان دانش، فهم، مهارت و ارزش­هایی را که برای مشارکت کامل در تضمین رفاه خود و دیگران و ایجاد مشارکت سازنده هم در سطح محلی و جهانی لازم است، بدهد (آکسفام) و به گفته­ی دکتر بانک[2]، استاد سیستم های آموزشی در دانشگاه ایندیانا «اکنون هر فرد می­تواند در هر زمانی هر چیزی را از هرکسی دیگر یاد بگیرد». در این حالت، جامعه­ی جهانی اکنون با وظیفه­ی آماده­سازی جوانان برای مواجهه با چالش­های جهان در حال دگرگونی، روبه­روست (بانک، 2009).

همان­طور که سجادی بیان می­کند، اشکال جدید بی­سوادی، عدم مهارت در به­کارگیری به­روزِ توانایی­های اساسی، توان پایین ادراکی در بین جوانان، عدم آمادگی آشکار برای ورود به بازار کار، عدم توان پاسخگویی به نیازها و نبودن پتانسیل یکپارچه شدن نظام­های آموزشی، تحصیلات ناموزون با نیازهای بازار و افزایش نابرابری­های اجتماعی و ... از جمله مواردی هستند که ضرورت جهانی شدن تعلیم و تربیت را نمایان می­سازد و تغییرات اساسی در اهداف، محتوا و روش­های تعلیم و تربیت را اثبات می­کند (سجادی، 1382).

لذا مسئله­ی اصلی که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد، عبارت است از این که: آموزش­ شهروند جهانی چه ویژگی­ها و مؤلفه­هایی باید داشته باشد و نقش، اهمیت و ضرورت و جایگاه آن در نظام آموزشی ایران و دیگر کشورها چیست؟

مفهوم و تاریخچه جهانی شدن

هر چند امروزه به مدد پیشرفت فن­آوری و تکنولوژی­های ارتباطی از قبیل ماهواره، اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، فهم جهانی شدن آسان­تر شده است و همه­روزه در اخبار و رسانه­ها از اوضاع جهان و تأثیر و تأثر متقابل اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مطلع می­شویم، با وجود این شاید مفهوم جهانی شدن و تعریف آن به این سادگی نبوده است و تعریفی جامع از آن توسط صاحبنظران ارائه نشده است.

واژه­ی جهانی شدن (Globalization) از دهه­ی 1990 به عنوان موضوع روز مطرح شده و به گفته­ی بعضی از صاحب­نظران از جمله مالکوم واترز برگرفته از واژه­ی Global است که قدمتی چهارصد ساله دارد (واترز، 10:1379). عموماً جهانی شدن را به سه دوره تقسیم می­کنند:

1- از قرن 16 تا پایان جنگ دوم جهانی در سال 1945، با مشخصات افزایش جمعیت اروپا، اختراعات گسترده، انقلاب صنعتی، تجاوز نظامی و رواج کارگری؛

2- از سال 1945 تا فروپاشی بلوک شرق در سال 1989 که دوران شکل­گیری سازمان­های بین المللی بوده؛

3- از سال 1989 تاکنون، پیروزی غرب در جنگ سرد و تثبیت نظام تک­قطبی آمریکا (شکوری، 1389).

به نظر واترز، جهانی شدن فرایندی است که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می­رود و مردم به­طور فزاینده­ای از کاهش این قید و بندها آگاه می­شوند (واترز،12:1379).

به نظر مارتین آلبرو :«جهانی شدن، به همه­ی جریاناتی اطلاق می­شود که با آن همه­ی مردم جهان در یک جامعه­ی جهانی در حال تعامل هستند». به نظر آنتونی گیدنز: «جهانی شدن یعنی عمیق شدن روابط اجتماعی در سطح وسیع به­طوری که فاصله­ها نامحسوس شوند و بتوان علت وقوع یک حادثه در یک محل را در منطقه­ای کاملاً مجزا و دور، جستجو کرد». به نظر یان آرت شولت: «جهانی شدن، روندی است که در آن روابط اجتماعی دارای ماهیت بدون مرز و فاصله می­شوند. بنابراین همه­ی انسان­ها، در یک جهان در حال تعامل هستند» (شکوری، 1389).

رابرتسون در تعریف جهانی شدن عنوان می­کند: جهانی شدن به در هم فشرده شدن جهان و تراکم آگاهی نسبت به جهان دلالت دارد (رابرتسون، 35:1380).

بنابراین می­توانیم جهانی شدن را به عنوان فرایندی در نظر بگیریم که در آن سرنوشت انسان­ها در ابعاد گوناگون وابسته به یکدیگر گردیده و محدودیت­ها و مرزهای جغرافیایی و ارتباطی از میان برداشته شده و به تعبیری کوچک شدن جهان و به تعبیری دیگر، بزرگ­تر شدن انسان را به دنبال داشته و درغایت و نهایت آن، جامعه و نظام واحد جهانی است. در منابع اسلامی شکل­گیری نظام واحد جهانی بشارت داده شده است و در همین راستا، اعتقاد به مهدویت نیز گواه بر این تفکر و نگاه می­باشد.

ابعاد جهانی شدن

بیشتر، جهانی شدن را در چهار حوزه­ی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بررسی می‌کنند:

1- در حوزه فنی و تکنولوژیک: سخن از انقلاب صنعتی سوم است. انقلاب صنعتی نخست در سده­ی هجدهم، دگرگونی در حوزه فن­آوری تولید بود. انقلاب صنعتی دوم در نیمه دوم سده نوزدهم بود و منجر به دگرگونی در حوزه­ی بازرگانی و پیوستاری شد و اکنون در پایان سده بیستم، انقلاب صنعتی سوم، حوزه­های ارتباط، مصرف و اطلاعات را کاملاً دگرگون کرده است. فن­آوری ماهواره­ای و رسانه­های الکترونیکی باعث پدیدار شدن حوزه­ی همگانی فراگیری در سطح جهانی شده است که آن را دهکده­ی جهانی الکترونیکی نامیده­اند.

2- حوزه اقتصادی: در این حوزه، با فراموش شدن اقتصاد کنزی، کنترل دولت بر اقتصاد ملی روزبه­روز بی­معناتر می­شود. در حوزه اقتصاد، شرکت­هایی به نام شرکت­های چندملیتی ظهور کردند که دیگر وابسته به یک دولت نیستند و از چند ملیت درست شده­اند. البته امروزه شرکت­های چندملیتی هم تا اندازه­ای از رونق افتاده­اند و شرکت‌های «فراملیتی» در حال شکل­گیری هستند و بخش بزرگی از اقتصاد جهانی در دست این شرکت­ها است.

3- از دید سیاسی: با پیدایش و گسترش اختیارات نهادهای سیاسی جهانی، دگرگونی­های شگرفی در حوزه­ی توانمندی و حاکمیت دولت­های ملی و سامانه­ی بین المللی رخ داده است. از سویی دیگر، گسترش حقوق بین­المللی، مرزهایی برای آزادی عمل دیرینه­ی دولت­ها در پهنه­ی بین­المللی ایجاد می­کند.

4- در گستره­ی فرهنگی: باید از پیدایش جامعه­ی مدنی جهانی سخن گفت. جنبش­های فرهنگی و اجتماعی، جزئی از این جامعه هستند. برخی از نویسندگان، از پیدایش پیوندهای فراملی[3] در برابر مفهوم پیوندهای فراملی[4] سخن گفته­اند. جامعه­ی مدنی بین­المللی به عنوان شبکه­ای که آماج و آرمان­هایش مرز نمی­شناسد، از پدیده­های اصلی پیوندهای فراملی هستند (نش، 10:1380).

مفهوم شهروند جهانی

آکسفام، کنفدراسیون بین­المللی متشکل از 15 سازمان که در 98 کشور جهان با همکاری شرکا و متحدین خود در سراسر جهان، برای پیدا کردن راه حل های پایدار برای فقر و بی­عدالتی فعالیت می­کنند[5]، ویژگی­های شهروند جهانی را چنین برمی­شمارد و ابراز می­کند که فردی را شهروند جهانی می­داند که:

- نسبت به جهان وسیع تر آگاه است  و دارای حس ایفای نقش به عنوان یک شهروند جهانی می­باشد.

- به تفاوت و گوناگونی­ها احترام می­گذارد.

- دارای فهم است نسبت به این­که جهان از لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تکنولوژی و زیست­محیطی چگونه عمل می­کند.

- از بی­عدالتی اجتماعی منزجر و خشمگین شده است.

- در طیف وسیعی از سطوح محلی تا جهانی، مشارکت و فعالیت می­کند.

- خواهان اقدام برای تبدیل شدن جهان به مکانی پایدارتر است.

- مسئولیت اعمال خود را به عهده می­گیرد. (وب سایت اینترنتی آکسفام)

به عبارتی این کنفدراسیون، عناصر اصلی شهروند جهانی مسئول را در سه طبقه­ی کلی دانش، مهارت­ها و نگرش­ها مطابق با نمودار زیر بیان می­کند:

 

 

 

نمودار شماره 1: عناصر اصلی شهروند جهانی

خصوصیات شهروند جهانی

قائدی (1385) سه قالب کلی برای خصوصیات شهروند آینده را بدین صورت برشمرد:

• دانش، مهارت و نگرش جهانی اندیشیدن و عمل کردن

• دانش، مهارت و نگرش دموکراتیک

• توانایی در کاربرد فن­آوری اطلاعات

او همچنین بیان می­کند که این سه مفهوم به­شدت درهم تنیده شده و اثر متقابل و چندجانبه دارند . فن­آوری اطلاعات باعث نزدیکی سریع و آسان افراد و ملت­ها شده است. این امر موجب شده است اگر تا دیروز مردم یک کشور به صورت محلی اندیشیده‌اند و به نحوه­ی عمل دموکراتیک در درون خود می­اندیشیده­اند، امروز به اقدام دموکراتیک در سطح جهانی و بین ملت­ها بیندیشند. فن­آوری اطلاعات باعث شده است تا مردم جهان در عرصه­ی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به یکدیگر وابسته گردند و این وابستگی، لزوم اندیشه و عمل جهانی را پدید آورده است. در نهایت می­توان گفت در قالب جهانی باید به صورت دموکراتیک عمل کرد و ابزار و اندیشه و عمل دموکراتیک، فن­آوری اطلاعات است. در واقع گذر از یاد دادن به یادگیری، یکی از خصوصیات مهم و دو جانبه­ی شهروند آینده است و می­توان گفت شهروند آینده یا هزاره­ی سوم باید چشم­اندازی سازگارتر با آینده را در خود پرورش دهد، بتواند شقوق مختلف آینده را تصور کند، دارای مهارت­های فکری انتقادی و تصمیم­سازی خلاقانه باشد و بتواند به عنوان یک شهروند فعال در جامعه­ی جهانی مشارکت کند (قائدی، 1385).

به­صورت کلی و به عنوان جمع­بندی، می­توان خصوصیات شهروند جهانی را در نمودار زیر، خلاصه کرد:

 

نمودار شماره 2: خصوصیات شهروند جهانی

ضرورت و نقش آموزش شهروندی جهانی در قرن 21

اگر بپذیریم که استفاده­ی کنونی از منابع موجود در جهان، غیرمنصفانه و غیرقابل­قبول است و شکاف میان فقیر و غنی وسیع و وسیع­تر می­شود، راه حل و ابزار قدرتمندی که برای تغییر جهان به نظر می­رسد، آموزش است؛ آموزش برای همه و به­ویژه برای کودکان و جوانانی که بزرگسالان و تصمیم­گیران و به تعبیری آینده­سازان فردا هستند، مخصوصاً آموزش برای شهروندی جهانی، که کودکان و جوانان را به مراقبت از سیاره­ای که بر روی آن زندگی می­کنیم و گسترش همدلی با کسانی که در آن سهیم هستیم، تشویق و ترغیب می­کند.

آموزش برای شهروندی جهانی، کودکان و جوانان را در استفاده از طیف گسترده­تری از روش­های یادگیری فعالانه و مشارکتی، درگیر می­کند و این امر به نوبه­ی خود، یادگیرنده را به ایجاد و پرورش اعتمادبه­نفس و عزت نفس، مهارت­های ارتباطی و تفکر انتقادی، و نیز مشارکت و حل تعارض که باعث بهبود انگیزه، رفتار و پیشرفت می­شود، تشویق می­کند (برگرفته از پایگاه اینترنتی آکسفام).

همان­طور که شکوری بیان می­کند، نقش آموزش در گسترش ظرفیت­های جهانی را باید در سه حوزه­ی توانمندی، توسعه و فهم و یا به عبارتی در قلمروهای بینشی، مهارتی و معرفتی و اصلاحات مربوطه به عنوان انطباق با شرایط نوین، در نظر گرفت (شکوری، 1389). بدین ترتیب باید برای ایجاد و افزایش و اصلاح شناخت و نگرش و مهارت­های شهروندان نسبت به مسائل جهانی اقدام کرد تا بتوان آنان را به عنوان شهروندان جهانی (با خصوصیات و ویژگی­هایی که برای آن گفته شد) تربیت نمود.

آموزش شهروندی جهانی و برنامه درسی کشورها

هرچند آموزش شهروندی منجر به تحکیم و تقویت نظام ارزشی مهارت­های شهروندی در جهت استحکام دموکراسی و مشارکت پایدار شهروندان می­گردد و این مؤلفه ضامن بقاء و تداوم حیات اجتماعی و توسعه­ی همه جانبه­ی جوامع صنعتی و رو به پیشرفت است، با وجود این باید توجه داشت که نظام آموزش و پرورش در عین اتکاء بر باورها و ارزش­های جامعه باید در حفظ ارتباطات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جهانی و تغییر الگوی روابط بین­المللی از طریق شکل­دهی چارچوب­های ذهنی متناسب با دنیای پر کنش و واکنش امروز گام بردارد و آموزش شهروندی به دانش­آموزان با توجه به تحولات سریع اجتماعی، فن‌آوری و سیاسی دوران معاصر را در درون محتوای درسی دانش­آموزان قرار دهد.

کوبورن از جمله مؤلفه­های ده­گانه­ای که برای نظام جدید آموزشی، دانش، تعلیم و تربیت و یادگیری برمی­شمارد، به استفاده از گروه­های مجازی در سراسر جهان و شکستن مرزهای زمانی و فضایی که به نوعی به ضرورت بعد جهانی آموزش و آموزش شهروندی اشاره دارد، می­پردازد (کوبورن، 2003). هندریکس چهار مؤلفه­ی ساختار آموزش را که به اعتقاد او باید برگرفته از واقعیت­های تاریخی و کنونی باشد، برمی­شمارد:   1- بررسی ارزش­های جهانی و انسانی از قبیل حقوق انسانی، ارزش­ها، عزت انسانی و ارزشمندی وجود انسان­ها، 2- بررسی نظام­های جهانی، 3- بررسی مسائل و مشکلات جهانی از قبیل صلح و امنیت، مسائل رو به رشد، مسائل محیطی و حقوق انسانی و نهایتاً: 4- بررسی تاریخ جهانی (هندریکس، 1998).

امروزه نظام­های آموزشی کشورهای مختلف جهان در اشکال و ابعاد گوناگون به آموزش و تربیت شهروندی و شهروند جهانی توجه دارند. برای مثال در نظام آموزش و پرورش کشور انگلستان، همان­طور که گروه مشاوره­ی شهروندی در این کشور پیشنهاد داده، زمان اختصاص­داده­شده در برنامه­ی درسی مدارس متوسطه، مؤثرترین راه برای آموزش شهروندی است تا با ارائه­ی برنامه درسی ثابت، جوانان را به صورت شهروندانی فعال درآورند. در این کشور، به هر حال  DFES(وزارت آموزش و مهارت­ها) نگرشی روشن به آموزش شهروندی دارد که به مدارس، اختیار لازم را در ارائه­ی مدل­های مختلف آموزش شهروندی داده است (آندریوز و مایکوک،2007).

همچنین کشور سنگاپور به خاطر مسائل مربوط به چندفرهنگی­بودن، از طریق برنامه­ی درسی ملی­ برای مدارس متوسطه و به­ویژه از طریق کاربرد مطالعات موردی بین المللی، همزمان ایجاد اجتماعی ملی و متحد و داشتن نگاه جهانی را دنبال می­کند. به بیانی دیگر، در جهانی که از سویی مصمم به تقویت هویت متمایز ملی و گروهی است و از سویی دیگر در حال جهانی شدن و متکی و وابسته شدن به یکدیگر است، سیستم آموزشی سنگاپور این اهداف مختلف را از طریق برنامه­ی درسی مطالعات اجتماعی ملی­ خود برای مدارس متوسطه با تمرکز بر موضوعات جهانی دنبال می­کند و در این کشور تأکید آموزش شهروندی بر اساس و تکیه بر موضوعات جهانی و تربیت شهروند جهانی است(چینگ هو، 2009).

سازمان آموزش و پرورش اسکاتلند نیز با لحاظ کردن آموزش­های شهروند جهانی در برنامه­ی درسی مدارس این کشور، اصول شهروند جهانی در برنامه­ی درسی را چنین برمی­شمارد:

  • دانستن، مراقبت و احترام به حقوق، مسئولیت­ها، ارزش­ها و عقاید دیگران در اسکاتلند در و فهم نقش اسکاتلند درون جهان وسیع تر؛
  • · توسعه­ی آگاهی و فهم اشتغال در فرایندهای دموکراتیک جهت کسب توانایی مشارکت در تفکر خلاق و تصمیم­گیری در مدارس و جوامع در سطح محلی، ملی و جهانی؛
  • فهم و درک وابستگی متقابل بین افراد، محیط زیست و تأثیر اقدامات در سطح محلی و همچین در سطح جهانی؛
  • قدردانی و بزرگداشت تنوع تاریخ، فرهنگ و میراث اسکاتلند و تعامل با دیگر سنت­ها و فرهنگ­های سراسر جهان؛
  • · تفکر خلاقانه و منتقدانه و همچنین عمل کردن مسئولانه در همه­ی جنبه­های زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی (برگرفته از وب­سایت آموزش و پرورش اسکاتلند).

در کشور ایران هم در زمینه­ی آموزش­­های شهروندی، محتوای درسی در نظام آموزش و پرورش بیشتر بر تربیت شهروند ملی و با هدف تقویت انسجام ملی تأکید دارد. همان­طور که هاشمی (1388) در تحقیق خود نشان می­دهد، تحلیل محتوای کتاب­های درسی دوره­ی متوسطه در ایران حاکی از آن است که مؤلفین کتاب­های درسی با تأکید بر تشابهاتی مانند «زبان فارسی» به عنوان زبان ملی، «مسلمان» و «مذهب شیعه» بیشتر در جهت انتقال پیام انسجام ملی بوده­اند و نسبت به تکثر ذاتی درون­فرهنگی کشورمان کم ­تر توجه نشان داده­اند و جهت گیری اصلی کتاب­های درسی در ارتباط با آموزش صلح، بر حفظ انسجام ملی و تمامیت ارضی کشور، شناسایی دشمن، آشنا ساختن یادگیرندگان با سیاست­های استعماری کشورهای قدرتمند غربی، عدم توازن قدرت و مبادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورها در سطح بین المللی و مقابله با فتنه و تهاجم دشمنان می­باشد (هاشمی، 1388). بنابراین همان­طور که می­بینیم، جای طرح مباحث و موضوعات جهانی به­ویژه مباحث مرتبط با تربیت شهروند جهانی در نظام آموزشی کشورمان خالی می­باشد.

بحث و نتیجه­گیری

همان­طور که فتحی واجارگاه و واحد چوکده اشاره می­کنند، آموزش­های شهروندی به­صورت کلی، تعامل بین فرد و جامعه را جهت می­دهد و تعهد دوجانبه میان فرد و حکومت را به­وجود می­آورد؛ بدین­سان که از یک سو موجب مشارکت آگاهانه­ی فرد در فعل­وانفعالات جامعه و از سوی دیگر، موجبات احترام و ایفای حقوق فردی توسط حکومت را فراهم می­کند (فتحی واجارگاه و واحد چوکده، 1385، ص 95). این آموزش‌ها همچنین ظرفیت­های افراد و گروه­ها را برای مشارکت و تصمیم گیری و عمل آگاهانه و مسئولانه در زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، رشد و پرورش می­دهد (لطف­آبادی، 1385).

همان­طور که می­بینیم، به­واسطه­ی جهانی شدن، انتظارات جدیدی به­ویژه از آموزش و پرورش رسمی و همچنین از آموزش و پرورش غیررسمی و خارج از مدرسه شکل گرفته است و امروزه به­واسطه­ی سرعت و شتاب تغییرات در حوزه­های مختلف و وابسته شدن سرنوشت افراد، سازمان­ها و حکومت­ها به یکدیگر، ضروری به نظر می­رسد که آموزش‌های شهروندی جهانی نیز در برنامه­های درسی آموزش و پرورش جای گیرد و ساختار، اهداف و محتوای تعلیم و تربیت، متناسب با تغییرات بازنگری شود و در کنار نگاه­های مختلف به پدیده­ی جهانی شدن، نظام آموزش و پرورش با پذیرش جهانی شدن به عنوان یک واقعیت، جدای از تفاسیر و بهره­برداری­های مختلف، از آن روشن­بینانه به ایجاد و عمق­بخشیدن به نگرش مورد پذیرش خود و همچنین به ایجاد و ارتقای آگاهی­ها، مهارت­ها و توانمندی در مورد نظام ارزشی خود متناسب با جامعه­ی جهانی و اوضاع آن بپردازد.

همان­طور که در اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر نیز به این امر توجه شده است، آموزش و پرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه­ی فعالیت­های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید. بنابراین جا دارد که نظام آموزش کشورهای مختلف و همچنین آموزش و پرورش کشور خودمان نیز در این راستا توجه بیشتری به مباحث شهروند جهانی نماید و ضمن تقویت هویت اسلامی- ایرانی دانش­آموزان، آنان را برای مشارکت فعالانه و مسئولانه در عرصه­ی جهانی آماده و مجهز نماید. همچنین باید توجه داشت که علاوه بر نظام آموزش و پرورش رسمی همان­طور که برونر (2001) مطرح می­کند، توجه به یادگیری مادام­العمر برای همه­ی شهروندان به عنوان یک استراتژی اساسی مدنظر سیاستگذاران و مسئولین دیگر سازمان­ها که آموزش به­عنوان بخشی یا تمامی مأموریت و اهداف آن­ها می­باشد (از قبیل سازمان شهرداری و ...) قرار گیرد، چرا که فقر و بحران هویت برای جوان ایرانی و به دنبال آن جذب شدن به فرهنگ جهانی­سازی بیگانگان، دو نکته­ای اساسی است که ضرورت توجه به آموزش­های جهانی و تربیت شهروند جهانی را نمایان می­کند. بنابراین ضروری است که دستگاه­های متولی آموزش در کشور به­ویژه وزارت آموزش و پرورش توجه بیشتری به این نوع آموزش­ها نماید تا کودکان و جوانان، ضمن توجه و احترام به ارزش­های دینی و ملی حاکم بر کشور، نگاه وسیع­تر و کلان­تری به مسائل جهانی داشته باشند و به عبارتی خصوصیات یک شهروند جهانی که در این مقاله به آن پرداخته شده را داشته باشند.

بنابراین در نهایت پیشنهاد می­شود با توجه به متون ارزشمند اسلامی و جایگاه والایی که در آن برای انسان و ارزش­های انسانی برشمرده شده است و همچنین با توجه به فرهنگ و تمدن غنی ایرانی، مرکزی تحت عنوان «مرکز آموزش شهروندی جهانی» تأسیس و با همکاری نهادهای آموزشی به­ویژه آموزش و پرورش به معرفی، آموزش و تربیت شهروند جهانی با توصیفی که در این مقاله از آن ارائه شد، پرداخته شود و به این طریق به سیاست «نه موضع انفعالی و نه موضع انزواجویانه، بلکه مشارکت فعالانه» جامه­ی عمل پوشاند و نقش و سهم شایسته­ی خود در مدیریت مشترک جهانی را ایفا کند.

 

 



[1]- کارشناس ارشد مدیریت آموزشی و پژوهشگر مرکز ملی مطالعا جهانی­شدن

yousefkeshavarz@gmail.com  

[2]. Curtis J. Bonk

[3]. transnational relations

[4]. international relations

[5]. http://www.oxfam.org/en/about

رابرتسون، رونالد (1380)، "جهانی شدن: تئوری­های اجتماعی و فرهنگ جهانی"، ترجمه کمال پولادی، تهران، نشر ثالث و مرکز بین المللی گفتگوی تمدن­ها.##

سجادی، سیدمهدی (1382)، "جهانی شدن و پیامدهای چالش­برانگیز آن برای تعلیم و تربیت"، فصلنامه­ی علوم تربیتی و روان­شناسی (دانشگاه شهید چمران اهواز)، دوره 3، سال دهم، شماره 3 و 4، 113-128##

شکوری، علی (1389)، "آموزش و جهانی شدن"، برگ فرهنگ، شماره 21، 63-76##

فتحی واجارگاه، کورش و واحدچوکده، سکینه (1385)، "شناسایی آسیب­های تربیت شهروندی در برنامه درسی پنهان: نظام آموزش متوسطه نظری از دیدگاه معلمان زن شهر تهران و ارایه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آن"، فصلنامۀ نوآوری­های آموزشی، سال پنجم، شماره 17، 93-132##

قائدی، یحیی (1385)، "تربیت شهروند آینده»، فصلنامۀ نوآوری­های آموزشی"، پائیز 1385، شماره 17 ، سال پنجم##

لطف­آبادی، حسین (1385)،"آموزش شهروندی ملی و جهانی همراه با تحکیم هویت و نظام ارزشی دانش­آموزان"، فصلنامۀ نوآوریهای آموزشی، سال پنجم، شمارۀ  ##17  

نش، کیت (1380)، "جهانی شدن، سیاست و قدرت"، ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران، نشر کویر.##

واترز، مالکوم (1379)، "جهانی شدن"، ترجمه اسماعیل مردانی گیوی و سیاوش مریدی، تهران، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی##

هاشمی، سهیلا (1388)، "تحلیل محتوای کتاب­های درسی متوسطه و پیش­دانشگاهی رشته علوم انسانی بر اساس مؤلفه­ی آموزش صلح"، فصلنامه مطالعات برنامه درسی، سال چهارم، شماره 15، 83-104##

 

Andrews, R. and A. Mycock (2007)،، Citizenship Education in the UK: Divergence within a Multi-national State,, Citizenship Teaching and Learning, Vol.3, No.1, 73-88##

Bonk, Curtis J. (2009) The World is Open: How Web Technology if Revolutionizing Education. San Francisco: Jossey-Bass##

Brunner, J. J. (2000). Globalization and the Future of Education: Trens, Challenges and Strategies. Meeting in Santiago, chile. August 23-25##

Ching Ho. Li. (2009). "Global Multicultural Citizenship Education: A Singapore Experience". The Social Studies. November/December##

Coghburn, D. l. (2003).Globalization, Knowledge, Education and Training in the Iinformation Age. Available: www.unesco.org##

Handrix, J.C. (1998). Globalizing the Curriculum. Proquest education journals. The clearinghouse: May/Jun 1998:71, 5.305.##