بازاندیشی در مورد انقلاب ها: ترکیب سرچشمه ها، فرایندها و برایندها (ترجمه)

نوع مقاله: بخش ویژه انقلاب

نویسنده

دانشیار گروه روابط بین‌المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

نویسنده : جک گلدستون
مترجم: حمیرا مشیرزاده
افسانه هایی که در مورد انقلاب ها می دانیم، با آنها به عنوان رها شدن ناگهانی انرژی مردمی و دگرگونی اجتماعی برخورد می کند. اعمالی چشمگیر در یک روز خاص – سقوط باستی در پاریس در 14 ژوییه 1789 و توفانی که نیمه شب 24 اکتبر 1917 کاخ زمستانی در سن پترزبورگ (پتروگراد آن زمان) را درنوردید- به عنوان نماد انقلاب های فرانسه و روسیه شناخته می شوند. اکثر اشخاص هنگامی که به «انقلاب» می‌اندیشند، به فکر مجموعه ای سریع از رویدادها می افتند که طی چند هفته یا چند ماه منجر به سقوط رژیم قبلی، برساختن رژیم جدید و پذیرش نظم جدید توسط مردم (یا اجبار آنها به پذیرش) می شود.
مطالعات انقلاب هم معمولاً بر لحظات «انفجاری» انقلاب تمرکز می‌کنند و عمدتاً بر شرایطی تأکید دارند که به چنین انفجارهایی منجر شده است. این تأکید به نظریه های دولت محور (state-centered) انقلاب منتهی شده که شروع انقلاب در آنها عمدتاً مشکل فروپاشی دولت قلمداد می‌شود و تبیین آن را باید در آسیب‌پذیری‌های ساختاری در برخی از انواع دولت ها جستجو کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات