تاثیرهای جهانی شدن بر هویت قومی ایل قشقایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

چکیده:
جهانی شدن که گویا فرآیندی ناگزیر و اجتناب ناپذیراست،جوامع مختلف را با چالش‌های متعددی روبه رو کرده است. از ابعاد مهم این رویارویی، وضعیت بحران زای اقلیت‌های قومی است. بحرانی که می‌تواند « تهدید » و یا « فرصت » تلقی شود.
مسأله بقا، زوال و احیای هویت قومی ایل قشقایی به عنوان یک اقلیت قومی در فرایند جهانی شدن همواره از دغدغه‌های ذهنی نگارنده بوده است.
در معرفی ایل قشقایی بایستی گفت که آنان مردمانی هستند که عمدتاً در جنوب ایران ساکن هستند و محدوده آنان از شمال به استان اصفهان و چهار محال بختیاری و از جنوب به سواحل خلیج فارس و از غرب به استان خوزستان و از شرق به استان کرمان محدود می‌شود. به طور کلی قلمرو قشقایی‌ها در ناحیه‌ای بین سواحل خلیج فارس و اصفهان قرار دارد و سلسله جبال زاگرس از میان سرزمین قشقایی‌ها می‌گذرد.
 









 





 












 





 



منابع هویت قشقایی عبارتند از: 1- زبان ترکی قشقایی 2- سنت 3- ایران 4- دین 5- مدرنیته اما در شرایط متفاوت زمانی و مکانی ممکن است یکی از این منابع در مرکز قرار گیرد و دیگری در حاشیه و همین باعث شود که تصور قشقایی‌ها از هویتشان متحول شود.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

جهانی شدن[1] موضوعی بحث­انگیز، چند بعدی و در عین حال مبهم است. ابهام مفهومی آن را باید در دو طرز تلقی « فرآیند تعمیمی » و « پروژه تحمیلی » جستجو کرد[2].

با عنایت به دو رویکرد مزبور است که پژوهش حاضر سعی دارد دو نگرش خوش بینانه و بدبینانه به مقوله جهانی شدن و تأثیر آن بر هویت قومی ایل قشقایی را تجزیه و تحلیل نماید. در رویکرد نخست، جهانی شدن نه تنها به تضعیف هویت قومی منجر نمی­شود بلکه با حفظ آن به عنوان واسطه و میانجی میان خرده فرهنگ­های قومی و فرهنگ جهانی، در صدد شکل دهی به آن بر اساس الگوی تعامل مبتنی بر هم جوشی فرهنگ­ها و خارج ساختن آن از حالت تنگ و متصعب نژادی و قومی است. بر اساس رویکرد دوم، جهانی شدن هویت قومی را تضعیف می­کند چرا که خواهان یکسان سازی فرهنگ­ها و ادغام فرهنگ­های بومی و محلی در فرهنگ جهانی مسلط است به گونه­ای که هویت­های فراملی و فروملی بر هویت قومی وملی غالب وچیره شوند و فرهنگ استعلایی و تحمیلی غرب موجبات از خود بیگانگی فرهنگی و در هم ریختگی اجتماعی کشورهای جهان سوم را فراهم آورد.

پژوهش حاضر با تلقی هویت قومی قشقایی به عنوان شکل اولیه هویت جمعی و بعد روانشناختی تعلق افراد و اعضای این جامعه به باورها، انگاره­ها، عقاید، ارزش­ها، هنجارها، آیین­ها، آداب و رسوم، نمادها، اسطوره­ها و نیز ویژگی­هایی که فرهنگ یک جامعه را از دیگر ملت­ها و جوامع متمایز می­سازد و با تلقی جهانی شدن به عنوان روندی تاریخی و دگرگونی مفهومی که تغییرات و تحولاتی را در برداشت­ها، باورها، اندیشه­ها و سلیقه­های ملت­ها به همراه دارد و دامنه آن هویت فرهنگی را نیز فرا گرفته است؛ در پاسخگویی به این سئوال اصلی است که جهانی شدن چه تأثیری را بر هویت قومی ایل قشقایی خواهد گذارد؟ به تبیین این فرضیه خواهد پرداخت که جهانی شدن موجب تقویت هویت ایل قشقایی خواهد شد.

با توجه به پذیرش این نکته که جهانی شدن و تغییر و تحول را در هویت­های محلی ایجاد خواهد کرد، آثار مثبت و منفی جهانی شدن به عنوان متغیر مستقل و هویت قوم این قشقایی به عنوان متغیر وابسته تبیین می­گردد.

بیان مسأله و اهمیت موضوع:

موضوع جهانی شدن، در حال حاضر به صورت پارادایم مطرح است که کل حوزه­های علوم انسانی و حوزه­های دیگر را دربر می­گیرد، در محافل دانشگاهی کمتر جایی است که از این فرآیند، بحثی به میان نیاید.

به این موضوع در حوزه­های مختلف مانند فرهنگ، اقتصاد و سیاست توجه و در چارچوب این موضوع، درباره مسائل و مباحث مهمی مثل حاکمیت و امنیت ملی، تجارت و مالیه بین­المللی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ سیاسی جهانی بحث شده است.

اهمیت موضوع، گستره همه جانبه آن و تأثیرات شگرفی که در ابعاد مختلف زندگی در دنیای معاصر داشته است و دارد، ایجاب می­کند که این موضوع از جهات مختلف بررسی شود.

با عنایت به ضرورت مواجهه آگاهانه و همه جانبه در قبال فرآیند جهانی شدن و توجه به چند گونگی قومی و فرهنگی در ایران، لذا کسب آمادگی عاجل و همه جانبه تخصصی در مدیریت یک جامعه چند قومی و چند فرهنگی ضرورت سامان دادن مطالعات قومی و میان فرهنگی در چارچوب ملی را برجسته می­سازد.

یکی از جدی­ترین و برجسته­ترین تهدیدهای جهانی شدن، یکسان سازی سبک زندگی و الگوهای فرهنگی در جهان است. سبک زندگی هر قومیت حاصل تجربه تاریخی هزاران ساله مردمان آن قوم است که با توجه به ویزگی­های اقلیمی و جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی آن قوم شکل گرفته و میراث بی­بدیلی است که از سوی دیگر فرهنگ­ها، مورد تهدید قرار می­گیرد. جامعه قشقایی به عنوان یکی از اقوام ایرانی از این قاعده مستثنی نیست.

هدف پژوهش:

هدف این پژوهش پی بردن به تأثیرات جهانی شدن بر هویت قومی جامعة قشقایی است و تلاش دارد با توجه به این که  جهانی شدن  پدیده­ای است که با خود تغییرات را به همراه دارد، راهکارهای بهره­گیری جامعه و تأثیرپذیری حداقلی از آثار منفی جهانی شدن را مورد بررسی قرار دهد و راهکارهایی را برای تبدیل چالش­ها به فرصت­ها از طریق « مدیریت تغییر» ارائه دهد.

سئوال اصلی پژوهش:

پژوهش حاضر با تلقی هویت قومی ایل قشقایی به عنوان شکل اولیه هویت جمعی و بعد روانشناختی تعلق افراد قشقایی به باورها، انگاره­ها، عقاید، ارزش­ها، هنجارها، آیین­ها، آداب و رسوم، نمادها، اسطوره­ها و نیز ویژگی­هایی که فرهنگ جامعه قشقایی را از دیگر فرهنگ­ها و جوامع متمایز می­سازد و با تلقی جهانی شدن به عنوان روندی تاریخی و دگرگونی مفهومی که تغییرات و تحولاتی را در برداشت­ها، باورها، اندیشه­ها و سلیقه­ها به همراه دارد و دامنه آن هویت فرهنگی را نیز فرا گرفته است، در پاسخگویی به این سئوال اصلی است که جهانی شدن چه تأثیری را بر هویت قومی جامعه قشقایی خواهد گذارد؟

فرضیه اصلی پژوهش:

در عصر جهانی شدن که دولت­های ملی به ناچار باید هم سو با آن وظایف جدیدی را برای خود تعریف کنند و به قدرت مشاع بین­المللی تن در دهند، از بعد اجتماعی دو حوزه عمومی جهانی و حوزه خصوصی محلی به وجود می­آید که امکان کنش مستقیم بین­المللی را برای نیروهای فروملی فراهم می­سازد و این وضعیت در مورد جامعه قشقایی صدق می­کند.

پاسخ به سئوال اصلی پژوهش، به تبیین فرضیه اصلی خواهد پرداخت که در نظام جدید جهانی، هویت قومی قشقایی حفظ خواهد شد در عین حال بنا به ضرورت، سطح رویی هویت قشقایی دستخوش تغییراتی خواهد شد.

متغیرهای پژوهش:

در این پژوهش با توجه به فرضیه اصلی، روند جهانی شدن به عنوان متغیر مستقل و هویت قومی قشقایی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

مفاهیم و تعریف واژه­ها

جهانی شدن:

دیوید هلد در کتاب مردم سالاری و نظام جهانی؛ جهانی شدن را حرکتی به سوی نوعی مردم سالاری جهان شمول می­نگرد که در عین حال، کثرت فرهنگی و اقتصادی را نیز در برخواهد داشت.[3]

از نظر نگارنده نیز جهانی شدن فرآیندی است که مکان را کوچک کرده و سرعت زیادی به زمان داده است.

هویت:

هویت وجه تمایز بین « من »، « ما » با « غیر » و دیگری است. این هویت، احساسی است که تعلق فرد به یک کشور، جامعه یا نهاد و مجموعه خاص را نشان می­دهد. تاریخ مشترک، منافع مشترک و سرنوشت مشترک از جمله وجوه این هویت را تشکیل می­دهد. صرف نظر از خود آگاهی آنان به این مقوله، این هویت موجب تمایز و شناسایی آنان از غیر نیز می­شود.

قشقایی:

قشقایی مجموعه­ای ازطوایف ترک زبان وشیعه مذهب در جنوب ایران هستند، که تا یکصد سال قبل عمدتاً در حرفه دامپروری اشتغال داشته­اند، امادردوره معاصر، دچار تغییروتحولات عمده­ای شده­اند، به طوریکه درحرفه­های متفاوت اشتغال دارند.جمعیت آنان بالغ برسه میلیون نفرمیباشد.[4]

روش پژوهش:

فرآیند جمع­آوری مواد خام و داده­های پژوهش با استفاده از اینترنت، کتابخانه­های کشور، تحقیقات میدانی و منابع دسته اول صورت گرفته است. نگارنده خود قشقایی می­باشد و از نزدیک با مسائل قومی این جامعه درگیر است و در حوزه مطالعه حضور داشته و تغییر و تحولات جامعه قشقایی را از نزدیک و به طور مستقیم مشاهده نموده است. در تحلیل داده­ها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده شده است.

نظریه­های معاصر در مورد جهانی شدن:

برخلاف نظریه پردازان پیشین که معمولاً جایگاه فرعی به جهانی شدن اختصاص می­دادند و به شیوه غیرمستقیم و با مفاهیمی متفاوت از فرآیند مورد نظر بحث می­کردند، موضوع اصلی بحث در نظریه­های معاصر، فرآیند جهانی شدن و پیامدهای گوناگون آن می­باشد.

دیوید هاروی:

در نظریه « هاروی » گسست دوران مدرن با دوران سنتی به واسطه بازسازی مفهوم زمان و فضا ممکن می­شود. بستر زندگی اجتماعی مدرن فضاهای محدود و معین محلی و زمان­های دوری و فصلی مکانمند بود. هر گونه فعالیت و کنش اجتماعی در چارچوب چنین فضا و زمان محدود و معینی سازمان می­یافت و بنابراین گستره روابط اجتماعی بسیار تنگ بود. در چنین شرایطی، هر واحد اجتماعی نسبتاً کوچک، جهانی مستقل و تقریباً بی­ارتباط با محیط یا « جهان­ »های اطراف خود بود.

آنتونی گیدنز:

گیدنز هم مانند هاروی، فرآیند جهانی شدن را محصول بر هم خوردن نظم سنتی فضا و زمان می­داند، ولی به اندازه او بر نظام اقتصادی تأکید نمی­کند. او معتقد است که جهانی شدن را به هیچ روی نمی­توان پدیده­ای صرفاً اقتصادی دانست، هر چند که شکل­گیری یک اقتصاد جهانی، از مهمترین عناصر ویژگی بخش پدیده مورد نظر به شمار می­آید. بر این اساس، جهانی شدن پدیده­ای فراتر از همبستگی متقابل است. در واقع گیدنز از جمله نظریه پردازانی است که در واکنش به رهیافت تقلیل گرا و اقتصاد محور نظریه پردازان نظام جهانی، به ویژه والرشتاین، بر جنبه­های فرهنگی واجتماعی فرآیند جهانی شدن تأکید می­کنند و آن را فراتر از شکل­گیری نظام جهانی می­دانند.

پیچیدگی و چند جانبه بودن جهانی شدن در قدمت، شدت و فراگیر بودن آن نهفته است. از این دیدگاه، گیدنز مدعی است که جهانی شدن به اندازه تجدد قدمت دارد، هر چند که در سالهای اخیر تشدید شده است. این فرآیند به نظامهای گسترده جهانی و نیز به بسترهای محلی و شخصی تجربه اجتماعی معطوف است. نکته دیگر اینکه جهانی شدن نه به یک فرآیند بلکه ترکیب پیچیده­ای از فرآیندهاست. به بیان دیگر، جهانی شدن، چونان آشکارترین و پیچیده­ترین جنبه عالی­ترین مرحله تجدد، یعنی « کنش از دور و با فاصله » که به واسطه بر هم خوردن نظم و رابطه سنتی میان فضا ـ زمان یا به قول گیدنز، « جدایی فضا و زمان » ممکن شد. بنابراین جهانی شدن در نظریه گیدنز، جنبه­ای از تجدد یا ویژگی بخش پیشرفته­ترین مرحله تجدد به شمار می­آید.

تشریح عوامل مؤثر بر شکل­گیری و پویایی نهادهای تجدد، نقطه عزیمت گیدنز برای توصیف و تحلیل فرآیند جهانی شدن است. به نظر او جهانی شدن نتیجه گسترش طلبی و عام گرایی نظام اجتماعی مدرن است که آن را از نظامهای اجتماعی پیشین متمایز می­سازد. گسترش و فراگیر شدن تجدد هم در عوامل مؤثر بر آن ریشه دارد. بازسازی زمان و فضا، بی­بستر شدن و رفلکسیویتی، جملگی میل به جهانگیر شدن دارند و فرآیند جهانی شدن را تسهیل می­کنند[5].

موقعیت جغرافیایی ایل قشقایی:

قشقایی­ها عمدتاً در جنوب ایران ساکن هستند که محدوده آنان از شمال به استان اصفهان و چهارمحال بختیاری و از جنوب به سواحل خلیج فارس و از غرب به استان خوزستان و از شرق به استان کرمان محدود می­شود.

به طور کلی قلمرو قشقایی­ها درناحیه­ای بین سواحل خلیج فارس واصفهان قرار دارد و سلسله جبال زاگرس از میان سرزمین قشقایی­ها می­گذرد.

منطقه قشقایی­ها از دیدگاه زمین شناسان و جغرافی­دانان دارای ساختار پیچیده­ای است. این پیچیدگی ناشی از بلندی­های صعب العبور، کوه­های زنجیروار، رودهای بزرگ، دشت­ها و جلگه­های حاصلخیز است. وجود دژهای تسخیر ناپذیر و دیگر ویژگی­های جغرافیایی باعث شده تا قبل از به وجود آمدن تکنولوژی جدید جنگ، این منطقه به سنگر غیرقابل نفوذ برای ایلیاتیان و خوانین در مقابل بیگانگان و دولت مرکزی تبدیل شود.

هویت تاریخی ایل قشقایی:

با ورق زدن تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، قشقایی­ها درمی­یابیم که به مرور زمان تغییرات زیادی در بافت جمعیتی آنان صورت گرفته است. طوایف مختلف قشقایی با زیست مشترک با یکدیگر صاحب هویت و میراث مشترک تاریخی شده­اند، زیرا در کنار هم و با هم شاهد جنگ­ها، دردها، شادی­ها و خاطرات مشترک بوده و همین حافظه تاریخی مشترک عامل همبودی این مردم شده است.

بر طبق تحقیقات « دیوید مرسون نامه نور جلد دوم صفحه 56 » برای اولین بار نام قشقایی از نام ایلخان آن « جانی آقا » در دوره شاه عباس صفوی گرفته شده که وی از جانب شاه عباس به حکومت قبائل فارس مأمور می­شود.

دکتر منوچهر کیانی در تحقیقاتشان با بررسی هنرها، اسطوره­ها ادبیات و ... ایل قشقایی، خویشاوندی آنان با آذربایجان را به اثبات می­رسانند. شباهت دستبافهای قشقایی با آذربایجانی­ها پیوندی نزدیک بین دو جامعه را نشان می­دهد و از نظر قیافه شناسی، پوست بدن، نشانه خویشاوندی این گروه با قفقازی­ها است.

داستانهایی چون عاشق غریب، کرم ـ اصلی، کوراغلو و ... که امروزه قشقایی­ها به طور شفاهی نقل می­کنند همه در کتب آذربایجانی­ها نگاشته شده است.[6]

جدایی این ایل از موطن اصلی خود ممکن است عوامل مختلفی داشته باشد که یکی از آن عوامل فشارهای سیاسی بوده، مثلاً صفویان بر سر اختلاف با ترکان در انتقال پایتخت از تبریز به اصفهان، تعدادی را سرکوب و گروهی را تبعید و عده­ای را هم مجبور به جلای وطن کردند. البته بایستی اذعان نمود که گروه­های مختلف اجتماعی در دوره­های مختلف تاریخی به ایل قشقایی پیوسته­اند. بنابراین نمی­توان کاملاً ادعا نمود که منشاء همه طوایف و تیره­های قشقایی از آذربایجان می­باشد بلکه طوایفی از قشقایی­ها از زمان­های بسیار دورتر از صفویان در این منطقه سکنی داشته­اند. نوشته­های تاریخی، آثار شعرای مختلف، سنگ قبرها و ... این ادعا را اثبات می­نماید.

قشقایی­ها، به دلیل اینکه از انسجام ایلی برخوردار بوده­اند و زیر نظر ایلخانان وطن دوست و شایسته اداره می­شده­اند، نقش مهمی در دفاع ازکیان سرزمین ایران درجنگ­های جهانی اول و دوم داشتند. آنان همچنین درانقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت، نقش شایسته­ای را ایفا نمودند. هر چند که هنوز خدمات آنان به ایران، آن گونه که شایسته آنان باشد، شناخته نشده است.

با توسعه شهرنشینی و گسترش ارتباطات در وضعیت ایلات کوچ نشین قشقایی تغییرات جدی ایجاد شده است. به طوری که در حال حاضر اکثریت قشقایی­ها به حالت یکجانشینی درآمده­اند و در شهرها و روستاها مستقر شده­اند. هر چند آمار دقیقی از جمعیت قشقایی­ها در اختیار نیست، در عین حال اغلب فعالین اجتماعی و فرهنگی این قوم، جمعیت آنان را بالغ بر سه میلیون نفر تخمین می­زنند. آخرین سرشماری رسمی درباره جمعیت قشقایی در سال 1335 انجام شده که جمعیت آنان 500000 نفر (پانصد هزار نفر) اعلام شده است[7]. خانم ماری ترز مردم شناس بلژیکی در سال 1330 جمعیت ایل قشقایی را 000/400 نفر (چهارصد هزار نفر) عنوان کرده است.[8]

ویژگی­های فرهنگی ایل قشقایی:

هنگامی که واژه فرهنگ را در گفت و گوهای معمولی به کار می­بریم اغلب فرآورده­های متعالی، اعتقادات، آداب و رسوم، هنر، ادبیات، موسیقی، نقاشی و باورهای مذهبی به ذهن متبادر می­شود.

مفهوم فرهنگ آنگونه که مردم شناسان و جامعه شناسان آن را به کار می­برند، شامل فعالیت­های مذکور و امور دیگری می­شود. به بیان دیگر فرهنگ به شیوه زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می­شود و چگونگی حرف زدن، باورهای مذهبی، اعتقادات، نمادها، شیوه پوشش، آداب و رسوم ازدواج، الگوهای کار، سرگرمی­ها و نحوه گذراندن اوقات فراغت را دربر می­گیرد. همچنین فرهنگ شامل کالاهای مادی نظیر کارخانه، ماشین، کتاب، مسکن و ... می­شود.[9]

فرهنگ مردم قشقایی از چهار منبع عمده تغذیه می­شوند که عبارتند از: 1- فرهنگ بومی 2- فرهنگ دینی 3- فرهنگ چند هزار ساله ملی 4- فرهنگ و تمدن غرب

فرهنگ قشقایی با داشتن پشتوانه اساسی برخاسته از ساختار اجتماعی، تاریخی و سیاسی و شیوه معیشت و اقتصاد مردم در سه شیوه زندگی عشایری، روستایی و شهرنشینی، سرشار از آداب و رسوم، سنن، باورها، هنجارها و ارزش­های مکتوب و نامکتوب است. تعامل این عناصر و کنار هم قرار گرفتن آنها موجب به وجود آمدن میراث مشترک فرهنگی برای ایل قشقایی شده است.

به دیگر سخن زبان، مذهب، آداب و رسوم، اعتقادات، پوشاک، رقص­ها، ترانه­ها و موسیقی محلی و مراسم شادی (همچون: مراسم ازدواج، عید نوروز و دیگر اعیاد ملی، مذهبی و جشن ختنه سوران و مراسم عزاداری برای مردگان) ارزش­ها و هنجارهای مشترک، نحوه غذا خوردن و سایر عناصر اصلی و تبعی فرهنگ در مجموع منجر به فرآیند انسجام مردم ایل قشقایی زیر چتر فرهنگ مشترکی تحت عنوان فرهنگ قشقایی شده است.

زبان مردم قشقایی:

زبان، نه تنها وسیله ارتباطی بین اعضای یک جامعه، بلکه یکی از مهمترین مؤلفه­های شناسایی، گروه بندی و تعین هویت می­باشد. به نحوی که می­توان نقش آن را همپای جغرافیا، تاریخ و آداب و رسوم فرهنگی در بروز تجلیات هویتی مؤثر دانست.

با این وجود نباید فراموش کرد که اولاً بین زبان و نژاد یا وضع جسمانی انسانها رابطه­ای وجود ندارد. ثانیاً زبان امری اکتسابی و از این رو ممکن است زبان یک قوم یا یک منطقه تغییر کند. ثالثاً زبان با گذشت زمان و به تدریج تغییر می­یابد و گذشت زمان باعث می­شود تا شاخه­های جدیدی از یک زبان پدید آورد.[10]

بنابراین می­توان گفت تأثیر عوامل اقلیمی، تحولات تاریخی و اجتماعی، نظام فرهنگی، ساختار اقتصادی، عوامل روانی، جسمی و شخصیتی، آموزش و پرورش (اعم از رسمی و غیرسمی)، وسایل ارتباط جمعی، افکار عمومی، نخبگان، مجامع و گروه­ها و در مجموع حاکمیت سیاسی در تغییر و دگرگونی زبان و گویش حائز اهمیت جدی است.

زبان مردم قشقایی ترکی است . زبان ترکی یکی از قانون­مندترین و با قاعده­ترین و توانمندترین زبان­های دنیاست. امروزه همه زبانشناسان دنیا معتقدند که زبان در طول قرنها و هزاره­ها در درون جوامع طبق قوانین خاصی پا به میدان می­گذارد، شکل می­گیرد و اجزاء مختلف کلام مثل اسم، فعل، صفت و ... تکامل می­یابد و می­دانیم که هر زبانی ضمن داشتن قواعد ثابت، خود دارای استثناهایی نیز می­باشد. از جمله زبانهای عربی، فارسی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ... پر از افعالی است که در زمانهای مختلف دارای استثناها و تغییرات عمده­ای می­باشد. اما در زبان قشقایی (ترکی) حدود 24000 فعل وجود دارد که در صرف آنها در زمانهای مختلف و مشتقات آنها حتی یک استثناء هم وجود ندارد و ریشه فعل همیشه ثابت و غیرقابل تغییر است.[11]

زبان ترکی قشقایی در استانهای فارس، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، چهارمحال بختیاری، کرمان، خوزستان و ... کاربرد دارد. با توجه به فارس بودن اغلب افراد در استانهای ذکر شده، زبان ترکی قشقایی به عنوان یک شاخص مهم هویتی عمل می­نماید و قشقاییها با تکلم به زبان ترکی، هویت خود را از دیگران متمایز می­نمایند.

برخی آداب و رسوم ایل قشقایی:

قوم قشقایی، همانند سایر اقوام دارای آداب و سنت­های دیرینه­ای هستند که علی­رغم تهاجم و فشارهایی که از سوی بیگانگان در محو این سنت­ها صورت گرفته، همواره این آداب و سنت­ها، به عنوان یکی از عوامل قوام قشقایی­ها عمل کرده است. قشقایی­ها دارای ویژگی­های اخلاقی برجسته هستند که از جمله این ویژگی­ها، شجاعت، پایمردی، ساده دلی و پاک طینتی آنهاست. جنگجویی و سلحشوری یکی از خصوصیات اخلاقی بارز قشقایی­ها است.

این قواعد را افراد از جامعه­ی خود فرا می­گیرند، زیرا از هنگام کودکی آن آداب را می­بینند و چون همگان بدان عمل می­کنند، نوعی عدم اختیار در فراگیری آن دارند.

ازدواج در ایل قشقایی از ویژگی­های خاصی برخوردار است. همکاری صمیمانه زن با همسر خود از لحظه ازدواج تا دم مرگ در امور مختلف زندگی به ویزه نقش زن در تولید و کارکرد اقتصادی خانواده و همچنین ایجاد پیوندهای مستحکم فامیلی و در نتیجه ایجاد تعاون در روابط اجتماعی باعث اهمیت گزینش او می­شود.

در ایل قشقایی، ازدواج تک همسری است و در صورتی که مردی چند همسر اختیار نماید، توسط جامعه طرد می­شود و افراد ایل، این عمل را ناپسند می­پندارند. آمار طلاق در ایل قشقایی بسیار پایین و ناچیز است به طوری که ممکن است در یک طایفه در طول سالیان دراز، طلاقی اتفاق نیفتد.

قشقایی­ها عیدها و مراسم­های ملی و مذهبی زیادی دارند که برخی از آنها عبارتند از: جشن عید نوروز، جشن سیزده بدر، جشن چله به در (چهل روز بعد از گذشت فصل زمستان)، مراسم طلب باران (کوسه گلین)، مراسم ختنه سوران، مراسم عید قربان و...

اجاق، بازمانده فرهنگی باستانی در ایل قشقایی است و از احترام خاصی در بین افراد برخوردار است. به اجاق ایلخان، کلانتران، کدخدایان، و ریش سفیدان احترام زیادی قائلند. نوعروسان هنگام خروج از خانه پدر، سه بار به گرد اجاق می­چرخند و مقداری از خاکسترش را همراه با نان خانه پدر به کمر می­بندند.[12]

 

دیدگاه­ها نسبت به قومیت­ها:

بسیاری معتقدند که جریانهای قومی، باید راه را برای هویتهای مدنی گسترده­تر در جوامع لیبرال دمکراتیک بگشایند و جای خود را به آنها بدهند. « رایموند برتون » معتقد است که این امر در حال حاضر در جوامع انگلیسی و فرانسه زبان کانادا ـ البته به درجات متفاوت ـ در حال تحقق است. از نظر او، حتی هویتهای قومی ـ زبانی نیرومند کبکی­ها احتمالاً به واسطه صنعتی شدن، سکولاریزاسیون و ازدواجهای بین قومی، از میان خواهد رفت.[13]

« اریک هابزبام » اطمینان بیشتری به از میان رفتن قومیت و ناسیونالیسم دارد. از نظر او، احیای قومی پدیده­ای موقت و واکنشی است که با بنیادگرایی ارتباط دارد و فاقد اخلاق فراگیر و بنیانهای عملی است. بر اساس باور « اریک هابزبام » در جهانی با تحولات سریع، قومیت هیچ مسیری را به انسانها نمی­نمایاند.[14]

هابزبام معتقد است آنچه که باعث گرایش حرکتهای بنیادگرایانه به سمت ناسیونالیسم می­شود، ابهامی است که در درون ناسیونالیسم وجود دارد. بنیادگرایان، برای رهایی از پاسخگویی صریح و شفاف و قابل پذیرش کردن مواضع خود، به ناسیونالیسم و قومیت تمسک می­جویند و به همین دلیل است که ملی گرایی­های قومی جدید، معمولاً با دین همراه می­شوند. او به عنوان نمونه، از مسیحان ارمنی در ارمنستان، ترکهای مسلمان در جمهوری آذربایجان یاد می­کند. افزون براین، قومیت توان بسیج بالایی دارد و  می­توان از نمادها و اسطوره­های قومی و ملی، برای بسیج انسان­هایی به ندرت تحت تأثیر بنیادگرایی به حرکت درمی­آیند، استفاده کرد. به اعتماد هابزبام، این تمسک به قومیت و ناسیونالیسم که تحت تأثیر بنیادگرایی ظهور یافته است همانند خود بنیادگرایی، امری گذرا و موقتی خواهد بود ودر عصر جدید، ناسیونالیسم و قومیت حرفی برای گفتن ندارند.[15]

ملوچی معتقد است که طی مرحله سرمایه­داری صنعتی، ارتباط تنگاتنگی میان موقعیت گروه­های مختلف در روابط تولید و فرهنگ وجود دارد. این فرهنگ­ها مشخصاً « فرهنگ­های طبقاتی » بودند. گروه­های فرودست، به گونه­ای متعارض، از استقلال ویژه­ای برخوردار بودند؛ آنان می­توانستند شکل دلخواه جدیدی از ارتباطات را به وجود آورند که به لحاظ کیفی، با فرهنگ مسلط تفاوت داشت.

« کوزاکو یوشینو » با بررسی جامعه ژاپن، معتقد است که جهانی شدن، هویتها و تفاوتهای قومی را تقویت کرده است. در ژاپن، نخبگان تجاری که مصرف کنندگان عمده ادبیات ژاپن در باب بی همتایی قومی ـ فرهنگی هستند، ناخواسته حتی در هنگامی که درگیر مسائل تجاری بین­المللی هستند « نوع نمودهای » ملی را تقویت می­کنند.

در « عصر بین­المللی شدن » ـ بنا به گفته ژاپنی­ها ـ که در آن آگاهی از تفاوتهای فرهنگی و نیز دانستن زبان انگلیسی ضروری قلمداد می­شود، نوعی از آموزش که مطالعات زبانی و بحث درباره تفاوتهای فرهنگی را در هم می­آمیزد، رواج پیدا می­کند.

آن چه که در مورد نخبگان تجاری ژاپن که به بی­همتایی الگوهای ارتباطات ژاپنی تأکید می­ورزند، جالب است این هست که این نخبگان در نوعی فضای فکری پرورش یافته­اند که بر کاهش کج فهمی­های بین فرهنگی میان ژاپنی­ها و غیر ژاپنی­ها تأکید دارند[16]. این توجه به فرهنگ در شرکتهای مختلف بروز و ظهور یافته است و شرکتهای تولیدی مانند میتسوبیشی در شعارها و تبلیغات خود، ضمن تأکید بر فرهنگ و هویت ژاپنی، می­کوشند راه را برای ارتباطات بین­المللی بهتر تقویت کنند.

آثار مثبت جهانی شدن بر هویت قومی:

فرآیند جهانی شدن موجب گسترش امکانات حمل و نقل و ارتباطات، اطلاع رسانی، مخابرات و مسافرت ها در سراسر جهان، گسترش روز افزون فن­آوری­های نوین اطلاعاتی مانند کتابخانه الکترونیکی، دانشگاه­های مجازی، پست الکترونیکی و گروه­های خبری، افزایش امکان استفاده از منابع محاسباتی و اطلاعات میزبان­های از راه دور، فراگیر شدن شبکه­های اطلاع رسانی و وسایل ارتباط جمعی و وقوع پیشرفت­های اساسی در شبکه­های رایانه­ای شده است که استفاده از منابع و اطلاعات را در اقصی نقاط جهان سهل و ممکن می­سازد و به ارتقای دانش بشری و تفاهم ابنای بشر کمک و مساعدت می­کند.

از این منظر، فرآیند جهانی شدن موجب ادغام مردم جهان در درون یک جامعه واحد جهانی و ارتقای همبستگی و پیوستگی آنان می­گردد و با نزدیک کردن افراد و جوامع بشری به یکدیگر، تشدید و تقویت روابط فرهنگی در ورای مرزها را موجب خواهد شد[17].

از این روست که به جای خلوص فرهنگی، سلطه فرهنگی یا تضعیف فرهنگ­ها، باید سخن از فرسایش فرهنگ­ها به میان آورد که نوعی الگوی تعامل را که از هم جوشی فرهنگ­ها پدید آمده به ارمغان می­آورد. چنین رابطه دیالکتیکی بین غیریت و هویت موجب میل هویت­های قومی به شناخت و اقتباس از یکدیگر می­شود و همزمان حاکمیت هنجارهای بشری را سبب می­گردد.

لذا دیدگاه تطابق با جهان در عین حفظ هویت، فرهنگ­ها را به جهانی فکر کردن و به جامعه جهانی اندیشیدن سوق می­دهد و با اعتقاد به اینکه انزواگرایی و درونگرایی فرهنگی موجب بالا بردن انسان گرایی می­شود، آنها را از حالت تنگ و متعصب نژادی و قومی خارج می­سازد[18]. گشودگی فرهنگی در مقابل ایده­های دیگر و تمایل هویت­های ملی به جذب و اقتباس از یکدیگر با پذیرش تکثر معنای پویش جهانی، موجبات بالندگی فرهنگی ملت­ها را فراهم می­نماید و حیطه انتخاب بشر را از سطح قومی و ملی به سطح جهانی گسترش می­دهد. از نظر دیگر در فرآیند جهانی شدن گرچه مرزها و هویت­های ملی کم رنگ می­شود اما هویت­های فرهنگی وابسته به مکان و محله گرایی ارزش بیشتری پیدا می­کنند.

آثار منفی جهانی شدن بر هویت قومی:

از دیدگاه نظریه پردازان بدبین، پدیده جهانی شدن افاده ایدئولوژی هژمونیک غرب را می­کند که بر ایدئولوژی نئولیبرالیسم، رویکرد سکولار مبتنی است.

جهانی شدن از دیدگاه محمد شعبان به استیلای اقویاء و انقیاد ضعفا منجر خواهد شد و الگویی لیبرالیستی را در ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی به ملت­های جهان سوم تحمیل خواهد کرد. از نظر والرشتاین، جهانی شدن فرهنگی به معنای سیطره فرهنگ غرب بر دیگر فرهنگ­هاست که با دوگانگی فرهنگی در جنوب منجر خواهد شد[19].

عناصر تشکیل دهنده و سازنده هویت قومی ایل قشقایی:

اگر جامعه قشقایی از خود تعریف و برداشت کلی داشته باشد و بتواند هویت خود را مورد شناسایی قرار دهد، آنگاه تک تک افراد قشقایی اعتماد به نفس پیدا می­کنند و جهت و هدف خود را نیز مشخص می­کنند.

در غیر این صورت جامعه­ای از هم گسیخته، نامنسجم، از خود بیگانه و با خود ستیز خواهند بود و در نهایت و به ناچار حاشیه­ای و مصرف کننده فرهنگ دیگران تبدیل خواهند شد و قادر نخواهند بود نقش فعالی در حوزه­های مختلف اجتماعی ایفا نمایند.

هر گاه، ما قشقایی­ها در برابر فرهنگ­های دیگر، تصویری از فرهنگ خود عرضه کنیم، در حقیقت منابع هویت ساز خود را نیز معرفی می­کنیم. اگر به تعبیر دکتر فرهنگ رجایی هویت را به نمونه و الگو رودخانه تشبیه کنیم که در بستر زمان و مکان جاری است و در عین حال از تحول برخوردار است و از طرفی بسته به زمان و فصل سال قوت، سرعت و میزان آب رودخانه کم و زیاد می­گردد[20] بایستی اذعان نمود که منابع مختلف تشکیل دهنده هویت قوم قشقایی عبارتند از: 1- زبان ترکی قشقایی 2- سنت  3- ایران 4- دین 5- مدرنیته

جهانی شدن و شناخت قشقایی­ها از خویشتن:

جهانی شدن می­تواند، قشقایی­ها را برای شناخت خود برانگیخته نماید و آنها با بهره­گیری از روشهای تجربی و تاریخی، کیستی و چیستی خودشان را کشف نمایند و همچنین در گسترش زاویه دیدشان در شناخت از خویشتن تأثیر مثبت اعمال نماید.

از طرف دیگر جهانی شدن می­تواند منجر به « از خود بیگانگی » قشقایی­ها گردد و این در شرایطی اتفاق می­افتد که قشقایی­ها خودشان را با معیارها و ملاک­های دیگری ارزیابی کنند به طور مثال به جای اینکه به دنبال کنکاش تاریخی بروند و در مورد چیستی و کیستی خودشان بررسی نمایند، خودشان را از چشم بیگانه بشناسند.

صفاتی را که دیگران به ما نسبت می­دهند، به عنوان صفات خویش بپذیرند و این امر نهایتاً به فاصله گرفتن از هویت واقعی مان می­انجامد. استفاده بی ـ محابا و حساب نشده از این روش ممکن است ما را گرفتار « از خود بیگانگی » کند چرا که در صورت اشتباه بودن این ملاک­ها، داوری ما نیز پیرامون هویتمان با خطا و کاستی مواجه خواهد شد.

چنان که اشاره شد، جهانی شدن فرآیندی ناظر بر گسترش جهانی ارتباطات پدیده­های مختلف، از جمله موضوعات فرهنگی است. حال اگر بخواهیم ارتباط این فرآیند را با مقوله هویت از این نقطه نظر مورد مطالعه قرار دهیم، به آسانی می­توان استنباط کرد که هویت نیز از زمره پدیده­هایی است که در پرتو جهانی شدن در یک شبکه ارتباطی جهانی قرار می­گیرد و بر اثر این فعل و انفعالات، تصور ما از خویشتن دچار دگرگونی می­شود.

در حالی که جامعه قشقایی در دوره قبل از جهانی شدن، به خاطر محدودیت ارتباطات، صرفاً به منابعی رجوع می­کرد که زاییده مناطق نزدیک خودش بود.

حال می­توان وضعیتی را در نظر گرفت که هویت قشقایی از منبع الف و منبع ب که در پیرامونش هستند، تأثیر می­پذیرد و جامعه قشقایی با این دو منبع خویشتن خود را تعریف می­کند و در این وضعیت وارد دوره جهانی شدن می­شود. جهانی شدن برای جامعه قشقایی منابع دیگری را می­شناساند. در صورتی که این تعریف در جلب نظر افراد قشقایی موفق­تر از دو منبع پیشین عمل کند، منابع جدید جایگزین منابع سابق خواهند شد و از این طریق تصو ما از خویشتن دگرگون می­شود.

نتیجه­گیری:

این پژوهش حاصل مطالعات و مشاهدات میدانی نگارنده است که از طریق سفر به مناطق مختلف ایل قشقایی و گفت گو با مردم و نخبگان محلی اطلاعات آن را جمع آوری و تدوین نموده است. بومی بودن نویسنده و آشنایی کامل با فرهنگ و آداب و رسوم مردم قشقایی زمینه مناسبی برای تحلیل همه جانبه موضوع جهانی شدن و هویت قومی ایل قشقایی فراهم ساخته است. حاصل تلاش این پژوهش را می­توان در نکات ذیل عرضه نمود:

- جهانی شدن یک فرآیند واقعی است و به معنای تعامل و نزدیکی بیشتر کشورها، ملت­ها و فرهنگ­ها می­باشد و از دل این نزدیکی تبعات و نتایج بسیاری متوجه تمام افراد جهانی خواهد شد.

- جامعه قشقایی نیز همانند سایر اقوام با پدیده جهانی شدن مواجه است، اگر جهانی شدن برخی از عناصر مهم هویتی قشقایی، مانند زبان ترکی، سنت قشقایی و ... را از بین ببرد، نگارنده معتقد است که هویت قشقایی دچار اضمحلال می­شود. آنچه که نگارنده در تعامل و ارتباط با مردم قشقایی مشاهده نمود، این بود که عناصر مهم هویتی آنان از جایگاه بالایی برخوردار است. به طور مثال، تقریباً همه قشقایی­ها با فرزندانشان به زبان مادری صحبت می­کنند، در عین حال زبان رسمی کشور ـ فارسی ـ را به آنان یاد می­دهند. گروه­های موسیقی بسیار قوی، با استفاده از ترکیب سازهای سنتی و مدرن، آهنگهای زیبایی را به زبان ترکی اجرا می­نمایند که بسیار مورد استقبال مردم قرار می­گیرند.

همه افراد به خصوص زنان، درمراسم عروسی وجشن­ها، ازلباس سنتی استفاده می­کنند واین سنت­ها همانندگذشته البته باتغییرات رویی که جوهره آن همان سنت­های اصیل گذشته است، برگزار می­گردد. ارتباط افراد قشقایی با یکدیگر، حتی در فاصله­های جغرافیایی زیاد، به دلیل گسترش امکانات حمل و نقل بیشتر شده است و متعاقب آن ازدواج بین طوایفی بسیار بیشتر از گذشته صورت می­گیرد و این موضوع باعث افزایش همبستگی آنان در مکانهای مختلف را فراهم می­آورد.

فرهنگ قشقایی در آن سوی مرزها هم اشاعه داده می­شود، به طور مثال رستورانی در دوبی به نام ـ رستوران قشقایی ـ وجود دارد که غذاهای مخصوص قشقایی مانند بوز قورمه، لای پلو و ... در آن سرو می­شود و جهانگردان و ساکنان بومی با قومیت قشقایی آشنا می­شوند. شرکت نیسان در ژاپن ماشینی به نام قشقایی تولید کرده و به بازارهای جهانی ارائه می­دهد. در کاتالوگ آن گفته می­شود، قشقایی­ها قومی هستند که در جنوب ایران زندگی می­کنند و در سال هزار کیلومتر کوچ می­کنند و مردمان بسیار سخت کوش هستند.

پیشنهادات:

- برای مقابله با تبعات منفی جهانی شدن، شایسته است جامعه قشقایی به تقویت باورها و ارزش­های بومی و اجتماعی به عنوان اصلی­ترین عامل مقاومت در مقابل تبعات منفی جهانی شدن بپردازد.

- خودآگاهی فرهنگی هم زمان با خود باوری و اتکا به نیروها و اندیشه خودی و فرهنگ قشقایی می­تواند اعتماد به نفس را در بین افراد قشقایی برای مقابله با چالش فرهنگی غرب فزونی بخشد.

- در برخورد با فرآیند جهانی شدن، جامعه قشقایی نباید برخوردی ناشی از ترس داشته باشد که هویت قومی آنان در این فرآیند دچار اضمحلال خواهد شد. بلکه باید به طور فعال و خود انگیخته با جهانی شدن روبرو شود.

- جامعه قشقایی برای روبه رو شدن با جهانی شدن بایستی دو عمل را انجام دهد: الف) شناخت  ب) عمل

یعنی باید در ابتدا خودمان را بشناسیم که این شناخت دو معنا دارد:

یکی شناخت اجزاء و ارکان تشکیل دهنده کلیت هویت قشقایی و دیگری شناخت دیگرانی است که ما خود را در مقابل آنها تعریف می­کنیم.

در مرحله عمل بایستی بتوانیم بهترین استراتژی را برای حفظ و نگهداشت هویت قشقایی اجرا نماییم.

- جامعه قشقایی برای اینکه در فرآیند جهانی شدن بتواند همانند گذشته نقش شایسته­ای را ایفا نماید بایستی جنبه­های مهمی از پنج مقوله هویت ساز خود (زبان ترکی قشقایی ـ سنت ـ ایران ـ دین ـ مدرنیته) را به خدمت بگیرد و با اراده­ای استوار در عرصه جهانی شدن ظاهر شود.

- برای شناختن فرصت یا تهدیدآمیز بودن فرآیند جهانی شدن برای هویت قومی قشقایی، از همان مدلی که سلسله مراتب منابع هویت، از میزان امتیاز آنها در چهار عرصه (1- قوت نظری 2- کشش احساسی و عاطفی 3- پیوند با اعتقادات 4- پیوند با مناسبات قدرت) تبعیت می­کنند، می­توان استفاده نمود.

هر گاه این جاذبه به خاطر امتیازات موجه باشد، باید آن را فرصت تلقی نمود و از تحول مترتب بر آن استقبال کرد و در غیر این صورت باید از تهدید آمیز  بودن آن احتیاط نمود.

با تکیه بر مراتب فوق، شاید بتوان تا حد زیادی در استفاده از فرصت­ها و آسودگی­ از تهدیدات جهانی شدن بر علیه هویت قشقایی موفق عمل کرد.



[1] - Globalization

[2]  - محمد رضا دهشیری،‌ جهانی شدن وهویت ملی، ‌فصلنامه هویت ملی،‌ سال دوم، پاییز 1379،‌ شماره 5 ، ص 72

[3] - خلیل­اله سردار آبادی، جهانی شدن در قلمرو سیاست و فرهنگ سیاسی، آفتاب، شماره 20، آبان 1381، ص 47.

[4] - مطابق سرشماری رسمی سال 1335 جمعیت ایل قشقایی پانصد هزار نفر اعلام شده است. با توجه به این موضوع اغلب کارشناسان و محققان که نگارنده با آنان مصاحبه داشته است، جمعیت فعلی جامعه قشقایی را سه میلیون نفر می دانستند.

[5] - محمدرضا جلایی پور، چشم اندازهای جهانی، تهران، طرح نو، چاپ اول، 1384، صص 54-75.

[6] - منوچهر کیانی،  سیه چادرها ، شیراز، کیان نشر، 1376، چاپ دوم، صص 151-153.

[7] - منوچهر کیانی، ، همان، ص 210.

[8] - ماری ترز، شهسواران کوهسار. ترجمه محمد شهبا، تهران، انتشارات پیراسته، 1374، ص 205.

[9] - آنتونی گیدنز، مبانی جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1374، ص 36.

[10] - سکندر امان الهی بهاروند، قوم لر و پراکندگی آن، تهران، نشر آگاه، 1370، ص 47.

[11] - اسداله مردانی، زبان ترکی قشقایی و شیوه نگارش آن، شیراز، نشر راهگشا، 1380، ص 49.

[12] - منوچهر کیانی، همان، ص 306.

[13]- Raymond Breton, “From Ethnic to Civic Nationalism” Ethnic and Racial Studies, I (1988), PP.93-102.

[14] - علی مرشدی زاده، بقا یا زوال قومیتها و عصر جهانی شدن، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 6، زمستان 1379، ص 208.

[15] - مرشدی زاده، همان، ص 208.

[16] - Kosaku Yoshino, Cultural Nationalism In Contemporary Japan: A Sociological Enquiry, London, Routledge, 1992, PP. 37-8.

[17] - آلوین تافلر، جابه جایی درقدرت، ترجمه شهیندخت خوارزمی، چاپ دوم، تهران، بی نا، 1370، ص 80.

[18] - دیوید هاروی، جهانی شدن جدید سرمایه داری و جهان سوم، ترجمه و پژوهش وحید کیوان، تهران، نشر مؤسسه، 1376، ص 31.

[19] -  به نقل از: دهشیری محمدرضا، جهانی شدن و هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم شماره 5، پاییز 1379، ص 83.

[20] - فرهنگ رجایی، مشکله هویت ایرانیان امروز، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، 1386، ص 67.

آلوین.ی.س، تغییر اجتماعی و توسعه، ترجمه محمود مظاهری، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378.

آموزگار، ژاله. تفضلی، احمد. اسطوره زندگی زرتشت، تهران، کتابسرای بابل، 1370.

احمدی، بابک. مدرنیته و اندیشه انتقادی، تهران، نشر مرکز، 1373.

اسلامی ندوشن، محمدعلی. ایران لوک پیر، تهران، انتشارات پرواز، 1370.

اسمیت، آنتونی. دی، ناسیونالیسم، نظریه، ایدئولوژی، تاریخ، ترجمه منصور انصاری، تهران، تمدن ایرانی، 1383.

اشرف، احمد. هویت ایرانی در « ایرانیان خارج از کشور » جلد دوم، سنت و تجدد به کوشش اکبر گنجی.

امان الهی بهاروند، سکندر. قوم لر و پراکندگی آن، تهران، نشر آگاه، 1370.

اوحدی، مسعود. « رسانه­ها و جهانی شدن فرهنگ »، کتاب سروش، مجموعه مقالات 2. رسانه­ها و فرهنگ، تهران، سروش، 1376.

اومستد، ا.ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دکتر محمد مقدم، تهران، امیرکبیر، 1357.

برتون، دولان، قوم شناسی سیاسی، ترجمه ناصر فکوهی، تهران، نشر نی، 1380.

برگر، پیتر. ­هانتینگتون، ساموئل. چند جهانی شدن، ترجمه علی کمالی، لادن کیانمهر، تهران، روزنه، 1383.

بزرگی، وحید. « دیدگاه­های جدید در روابط بین­الملل »، تهران، نشر نی، 1377.

تارو، لستر. برندگان و بازندگان جهانی شدن، ترجمه مسعود کرباسیان، تهران، علمی و فرهنگی، 1386.

تافلر، آلوین. جابه جایی درقدرت، ترجمه شهیندخت خوارزمی، چاپ دوم، تهران، بی نا، 1370.

جلایی پور، محمدرضا. چشم اندازهای جهانی، تهران، طرح نو، چاپ اول، 1384.

دیوتیاک، ریچارد. دردیان، جیمز. نظریه انتقادی پست مدرنیسم و نظریه هنجاری در روابط بین­الملل، ترجمه حسین سلیمی، تهران، گام نو، 1380.

رجایی، فرهنگ. مشکله هویت ایرانیان امروز، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، 1386.

رشیدیان، عبدالکریم. مقدمه مترجم بر کتاب: ایمانوئل کانت، نقد قوه حکم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، تهران، نشر نی، 1377.

رکن زاده، آدمیت. محمدحسین، فارس و جنگ بین­الملل، تهران، اقبال، چاپ ششم، 1383.

روشه، گی. کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی زاده، چاپ دوم 1370، مشهد، دانشگاه فردوس.

سردار آبادی، خلیل­اله. جهانی شدن در قلمرو سیاست و فرهنگ سیاسی، آفتاب، شماره 20، آبان 1381.

شولت، یان آرت. نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن، ترمه مسعود کرباسیان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1382.

طباطبایی، سید محمدحسین. تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی، جلد هیجدهم.

غرایاق زندی، داود. نهادهای مدنی و هویت در ایران، تهران، تمدن ایرانی، 1385.

فوکو، میشل. « سوژه و قدرت » در هیوبرت دریفوس وبل رابینو در: میشل فوکو: فراسوی، ساختارگرایی و هرمنوتیک، ترجمه حسین بشیریه، تهران، نشر نی، 1376.

فوکویاما، فرانسیس. پایان تاریخ، ترجمه غلامعباس توسلی، تهران، انتشارات جامعه ایرانیان، 1379.

قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 13.

قریش، فردین. « جهانی شدن و تحول در تصور ما از خویشتن » فصل نامه مطالعات ملی شماره 11، بهار 1381.

قمری، داریوش. همبستگی ملی در ایران، تهران، تمدن ایرانی، 1384.

کربن، هنری و دیگران، روح ایرانی. با مقدمه داریوش شایگان، ترجمه محمود بهفروزی، تهران، نشر پند نامک.

کوزر، ل. (1369) زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی.

کیانی، منوچهر. « سیه چادرها »، شیراز، کیان نشر، 1376، چاپ دوم.

کیت نش، جامعه شناسی سیاسی معاصر، جهانی شدن، سیاست، قدرت، ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران، انتشارات کویر، 1380.

گاواتی، جاگدیش ناتوار لعل بها. دفاع از جهان شدن، ترجمه مسعود کرباسیان، تهران، علمی و فرهنگی، 1384.

گودرزی، حسین. مفاهیم بنیادین در مطالعات قومی، تهران، تمدن ایرانی، 1385.

گیدنز، آنتونی . چشم اندازهای جهانی، ترجمه محمدرضا جلایی­پور، تهران، طرح نو، چاپ دوم، 1384.

ـــ  ـــ ـــ. « گذر به جامعه مدرن »، ترجمه رضا استاد رحیمی، همشهری 8 مرداد، 1377.

ـــ  ـــ ـــ. مبانی جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1374.

مردانی، اسداله . قشقایی سوزلوگو، قم، انتشارات انصاری، 1386.

ـــ  ـــ ـــ. زبان ترکی قشقایی و شیوه نگارش آن، شیراز، نشر راهگشا، 1380.

میلر، دیوید. ملیت، ترجمه داود غرایاق زندی، تهران، تمدن ایرانی، 1383.

نهاوندیان، محمد. گفتارهایی در باب جهانی شدن، تهران، مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، 1385.

ـــ  ـــ ـــ. متن پیشنهادی سیاست­های کلی جمهوری اسلامی ایران در خصوص جهانی شدن، تهران، مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، 1386.

نیاکوئی، امیر. جهانی شدن و توسعه با نگاهی به ایران، تهران، کتاب دانشجو، 1386.

واترز، مالکوم. جهانی شدن، اسماعیل مردانی گیوی و سیاوش مریدی (تهران، سازمان مدیریت صنعتی، 1379).

والرشتاین، امانوئل. سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی، ترجمه پیروز ایزدی، تهران، نشر نی، 1377.

هابرماس، یورگن. جهانی شدن و آینده دموکراسی، ترجمه کمال پولادی، تهران، نشر مرکز، 1380.

هاروی، دیوید. جهانی شدن جدید سرمایه داری و جهان سوم، ترجمه و پژوهش وحید کیوان، تهران، نشر مؤسسه، 1376.

هانتینگتون، ساموئل. نظریه برخورد تمدن­ها، هانتینگتون و منتقدانش، ویراسته مجتبی امیری، تهران، بی تا، 1374.

 همتی، ماندانا. « زبان و هویت فرهنگی »، در: بهروز گرانپایه، مجموعه فرهنگ و جامعه، شماره 1، 1378.

هنرز الف، « جهان و طناب و بومیان در فرهنگ جهانی »، ترجمه هومن پناهنده، رسانه­ها و فرهنگ، کتاب سروش، مجموعه مقالات (2)، رسانه­ها فرهنگ تهران، سروش، 1376.

مقالات :

احمدی، حمید. « هویت قومی یا هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم شماره 11، بهار 1381.

اطهری مریان، حسن. تبادل فرهنگی، نسبت مدرنیته، پست مدرنیته، فصلنامه مطالعات ملی شماره 6، زمستان 1379.

بشیریه، حسین. (مصاحبه با) روزنامه ایران، سال هفتم، شماره 1919، چهارشنبه 4/7/1380.

دهشیری محمدرضا، جهانی شدن و هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم شماره 5، پاییز 1379.

روزنا، جیمز. پیچیدگی­ها و تناقض­های جهانی شدن، ترجمه احمد صادقی، مجله سیاست خارجی، سال سیزدهم، شماره 4، زمستان 1378.

سروش، عبدالکریم (منتشر نشده)، روش نقد اندیشه (مجموعه سخنرانی)، برای ملاحظه این مجموعه ر.ک به مؤسسه صراط.

قربانی‌شیخ نشین،‌ارسلان،‌نظام جهانی؛ جهانی شدن فرهنگ، اطلاعات سیاسی،‌اقتصادی،‌ خرداد تیر1382، شماره 190 ـ 189،‌صص 172 ـ 177

کیانی، داوود. فرهنگ جهانی؛ اسطوره یا واقعیت، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم، شماره 10، زمستان 1380.

گل محمدی، احمد. فرهنگ، تهاجم، تبادل، تحول. فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 6، زمستان 1379.

ـــ  ـــ ـــ. « نگاهی به مفهوم و نظریه­های جهانی شدن »، مطالعات ملی، سال سوم، ش 11، بهار 1381.

مارک ویلیامز، « تأثیر جهانی شدن بر حاکمیت دولت »، اسماعیل مردانی گیوی، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال 14، شماره 156-155، مرداد و شهریور 1379.

میرمحمدی، داوود. « جهانی شدن، ابعاد و رویکردها»، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم، شماره 11، بهار 1381.

مرشدی زاده، علی. بقا یا زوال قومیتها و عصر جهانی شدن، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 6، زمستان 1379.

حاجیانی، ابراهیم. « تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه»، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 5، پاییز 1379.

منابع لاتین:

Ectal, Steven Castles. Mistaken Identity, sydeny, plutopress, 1992.

Foucault, M. The History of Sexuality: an Introduction, Trans, R.Hurley, Pengain. Harmonds worth, 1984.

ــ ـــ ـــ  . “Truth and Power”, in C. Gordon (eds) power / knowledge: selected Interviews and other writing 1972-1977, Horvester: Brighton, 1980.

Giddens. Aو (1998) The Third way, Gambridge, Polity Press.

Hannerz, U. Cultural Complexity, New York, Columbia University Press, 1992.

Harvey.Dو (1989), The condition of Postmodernity, Oxford, Black Well.

Hayness, J. Religion, Globalization and Political Culture in the Third World, London, Guildhall University, 1998.

Holton. Rو (1998), Globalizatin and the Nation-State, London, NC Millan..

Lash, S. and J. Urry (1994), Economies of Sings and Space, London, Sage.

Lyotard. Jو The Post Modern Condition: a Report on knowledge, Manchester, Manchester University Press, 1979.

MC, Grew. Anthonyced, “The transformation of democracy, globalization nd territorial democracy, Cambridge, polity press.

Pieterse. J, “Globalization asHybridization”, in F. Lechner and K.Boli, The globalization Reader, oxford, Blackwell, 2000.

Ritzer .C, The Macdunaldization of Society, California, New Buary Park, Pine fortage Press, 1993.

Sklair, (1998). “Globalization, the Word System, and Democracy promotion” in U.S. Foreign Policy, theory and Society.

Tomlison .J, “Globalization Culture: The Triumph of the West? In T. Skelton and t. Allen (ed.) Culture and Global Change, London , Routledge, 1999.

Wallerstein, I. (1983) Historical Capitalism, London, Verso.

Waters, M. (1995), Golbalization, London, Routlege.

Yoshino Kosaku, cultural Nationalism In Contemporary Japan: A