نظریه واقع‏‏‌گرایی و هم‏زما‏نی‏ بهبود روابط اقتصادی و سیاسی روسیه و ترکیه‏

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بی نالملل، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران

2 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، وزارت امور خارجه، تهران، ایران.

4 استادیار روابط بین‌الملل، گروه ارتباطات و علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

روابط روسیه و ترکیه از دوران امپراتوری تا دهه اخیر را در بهترین وجه می‏توان روابط سینوسی و در قالب الگوی همکاری و تعارض تفسیر کرد. اما از زمان روی کار آمدن پوتین و اردوغان، علی رغم برخی چالش‏ها، روابط اقتصادی دو کشور به شدت گسترش یافته، به طوری که برخی معتقدند، این همکاری اقتصادی می‏تواند زمینه رسیدن دو کشور به مشارکت استراتژیک در سطح سیاسی را نیز به وجود آورد. برپایه این مفروض، سوال اصلی این مقاله در جهت ارزیابی این اصل واقع‏گرایی که اقتصاد باعث بهبود و تسری به سیاست نمی‏گردد آن است که؛ آیا بهبود روابط سیاسی- امنیتی ترکیه و روسیه، متاثر از همکاری اقتصادی میان دو کشور بوده است؟ یافته‏های پژوهش با بهره‏گیری از روش توصیفی- تحلیلی نشان می‏دهد که منطبق بر واقع‏گرایی، روابط اقتصادی اگرچه عامل مهمی در گرایش دو کشور به یکدیگر بوده، اما هرگز زمینه بهبود روابط سیاسی بین روسیه و ترکیه را به وجود نیاورده، بلکه علت آن غلبه زمینه استراتژیک و سیاسی بر اقتصاد بوده است. با وجود این نقطه قوت، واقع‏گرایی به دلیل عدم توجه به برخی دلایل تسیهل‏گر غیرسیاسی در بهبود روابط دوجانبه ترکی- روسی دچار ضعف تحلیلی نیز می‏باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات